به گزارش آفتاب نیوز،آفتاب: روز نیمه شعبان در حالی که مراسم جشن در حسینیه قمربنیهاشم فلکه اول خزانه تماشاچیان زیادی داشت حادثه تلخی رقم خورد و پسر ۱۶ سالهای به نام «علی قاسمی» از پای در آمد. با مرگ این پسر نوجوان در بیمارستان آیتالله کاشانی ماجرای آن به بازپرس رسولی از شعبه ۵ دادسرای امور جنایی تهران مخابره شد و دستور تحقیقات ویژه از سوی این مقام قضایی صادر شد. پلیس تیرانداز که استوار موتورسوار کلانتری ۱۶۰ خزانه بود به همراه گروهی از دوستان قربانی حادثه دستگیر شدند و تحقیقات قضایی آغاز شد. این در حالی بود که شاهدان این حادثه غمانگیز نیز با نوشتههایی آنچه دیده بودند را به مقامهای پلیس و بازپرس رسولی تحویل دادند که میتواند گرههای کور تحقیقات را باز کند.
نیمه شعبان همه خیابانها غرق نور بودند و کوچک و بزرگ برای شب جشن ثانیهشماری میکردند. علی ۱۶ سال بیشتر نداشت و با مینیموتوری که به تازگی خریده بود همراه دوستش راهی فلکه چهارم خزانه شد. جمعیت زیادی بود. در ۱۰۰ متری حسینیه قمربنیهاشم و در حاشیه میدان روی موتورش نشست. هیاهویی به پا بود تا این که مأمور موتوری کلانتری ۱۶۰ خزانه سررسید. «علی» از ترس همراه نداشتن مدارک موتور و نداشتن گواهینامه به دوستش گفت میخواهد آنجا را ترک کند اما خیلی دیر شده بود و مأمور موتوری خود را به علی رساند. علی و دوستش ترسیده بودند، موتور خاموش بود و نمیتوانستند فرار کنند، آنجا محلهشان بود و همه آنها را میشناختند.
مأمور پلیس در برابر علی ۱۶ ساله ایستاد و با بیان این که پسربچه مشروبات الکلی خورده است وی را بازخواست کرد. «علی» گفت که مست نیست و هنوز حرفهایش تمام نشده بود که مأمور وی را به عقب هل داد و این پسربچه و موتورش روی زمین افتادند. وقتی دوستان و بچه محلهای «علی» برای هواخواهی به سمت وی دویدند مأمور پلیس اسلحهاش را به دست گرفت و ۲ تیر هوایی شلیک کرد. همه بهت زده شدند. «علی» باز وحشتزده اصرار کرد که گناهی ندارد و مست نیست و از مأمور خواست دست از سرش بردارد. همه دیدند مأمور تپانچهاش را به نزدیک علی برد، هیچ کس فکر نمیکرد گلولهای شلیک شود، اما صدای انفجار همه را سر جایشان خشک کرد.
دیگر جشنی در کار نبود، علی نالهکنان روی زمین افتاد و خون اطرافش را رنگی کرد. اینها ادعاهای کسانی است که سوگند میخورند با چشمان خود چنین صحنه باورنکردنی را دیدهاند و هنوز شوکه هستند.
اگر قدمی در خزانه بزنید تصویر پسربچهای را میبینید که اعلامیه مرگش روی شیشه همه مغازهها نصب شده است و تصاویر بزرگ روی حجلهها نشان میدهد همه عزادار هستند. همین کافی است که بدانید علی ۱۶ ساله نمیتوانسته شرور بوده باشد و اهالی و همسایهها داغدار مرگ این پسر، آن هم دو ماه بعد از مرگ پدر صاحبنامش هستند. هر لحظه با شنیدن گفتههای اهالی خزانه بیشتر شوکه میشوید، همه پلیس را دوست دارند و مأموران را زحمتکش میدانند حتی تأکید دارند امنیت را مدیون تلاشهای مأموران پلیس میدانند اما همه از دست عامل تیراندازی مرگبار در محلهشان گلهمندند و اصرار دارند این مأمور فاصله زیادی با بدنه اصلی پلیس داشته است. اما این سؤال ذهن همه را درگیر کرده است که آیا کسی جوابگوی شلیک بیدلیل این مأمور است؟!
گفت و گو با بازپرس پرونده
بازپرس رسولی از شعبه پنجم دادسرای امور جنایی تهران با بیان اینکه پلیس تیرانداز در اختیار بازرسی ناجا است گفت: تحقیقات نشان میدهد که شب حادثه مأموران کلانتری ۱۶۰ خزانه از طریق پلیس ۱۱۰ مطلع شدند که چند تن از اراذل و اوباش منطقه اقدام به شکستن شیشه خودروهای پارک شده در خیابان کردهاند. وی افزود: بلافاصله چند موتور گشت پلیس برای بررسی این پرونده وارد عمل شدند.
همزمان گشت موتوری پلیس به سه پسر جوان که سرنشینان یک موتور بودند، دستور ایست داد. اما سرنشینان موتور بدون هیچگونه توجهی به اخطارهای پیاپی پلیس با سرعت زیاد پا به فرار میگذارند. سرانجام پس از مسافت زیادی تعقیب و گریز، موتور استوار کلانتری دچار نقص فنی میشود، مأمور به ناچار برای ادامه تعقیب سه جوان از یک بسیجی موتورسوار کمک گرفته و به تعقیب آنان میپردازد. به ناچار برای متوقف کردن موتوسیکلت آنها اقدام به شلیک ۳ تیر هوایی میکند که در این میان دو تن از سرنشینان زمینگیر شده و سرنشین موتور که باز هم قصد فرار از محل را دارد، اما مأمور با پا ضربهای به موتور وی میزند و مانع فرارش میشود، در این میان پسر جوان باز هم برای فرار با مأمور کلانتری گلاویز میشود و در حالی که استوار پلیس تپانچهاش در دستش بود، وی مچ پلیس را گرفته و ناگهان یک تیر شلیک شده و به صورت جوان اصابت میکند.
ادعای دوست قربانی در بازپرسی
یکی از دو سرنشین موتورسیکلت که شاهد این ماجرای خونین بود در بازجوییها گفت: آن شب در پارک اندیشه نشسته بودم که یکی از دوستانم به من اطلاع داد مأموران پلیس در تعقیب من هستند. بلافاصله به پسرخالهام زنگ زدم و خواستم که با موتور دوستش علی به دنبالم بیاید تا به خانه بروم. دقایقی بعد پسر خالهام به همراه علی آمدند و سوار موتورسیکلت آنان شدم که همزمان گشت موتوری پلیس از راه رسید و ما با سرعت زیاد فرار کردیم. در بین مسیر از علی خواستم که توقف کند اما چون موتورسیکلتش را تازه خریده بود گفت نمیخواهد مأموران موتورش را بگیرند به خاطر همین فراری شدیم.
بازجویی از پلیس تیرانداز
استوار پلیس نیز در بازجوییها گفت: وقتی به ما گزارش دادند که تعدادی اراذل و اوباش اقدام به شکستن شیشه خودروهای پارک شده در خیابان کردهاند، از آنجا که مشخصات ظاهری یکی از سرنشینان موتور سیکلت مشابهت زیادی با این مظنون داشت به تعقیب آنان پرداختم، هر چه اخطار ایست دادم آنها بیتوجه به سرعت مارپیچ خود ادامه دادند، سرانجام برای متوقف کردن مظنون اقدام به تیراندازی هوایی کردم که در این میان دو تن از مظنونان زمینگیر شدند، اما سرنشین موتوسیکلت – قربانی – باز هم قصد فرار داشت که با پا موتوسیکلتش را به سمت زمین هل دادم و در این میان با هم گلاویز شدیم و ناگهان تیری از اسلحهام شلیک و به صورت پسر جوان اصابت کرد.
شلیک از فاصله ۲۰ سانتی
بازپرس رسولی گفت: شلیک گلوله از فاصله ۲۰ سانتیمتری بوده و بررسیهای اولیه نشان میدهد که قربانی حادثه شرور نبوده و انگار دوستش تحت تعقیب بوده است.
وی درخصوص اینکه شاهدان زیادی در محل تیراندازی بودهاند و داستان متفاوتی را بیان میکنند که نشان می دهد هیچ تعقیب و گریزی در کار نبوده و علی در حال تماشای جشن نیمه شعبان بود که پلیس به بهانه بوی الکل به آنان گیر داده است، گفت: ما هنوز قاطعانه اظهار نظر نمیکنیم در حال حاضر همه داشتههایمان فقط ادعاهایی است که شنیدهایم، مأمور پلیس ادعاهای خودش را مطرح کرده، دوستان قربانی حادثه نیز همین طور، شاهدان حادثه نیز حرفهایی گفتهاند و خواهند گفت که همگی بررسی میشوند و با رسیدن به واقعیت نتیجهگیری خواهیم کرد.
بازپرس جنایی تهران در پایان گفت: چیزی که ثابت شده شلیک از فاصله ۲۰ سانتی است و بقیه بررسی ها در اختیار تیم زبدهای از بازرسی ناجا قرار گرفته و آنان پس از تحقیقات کارشناسانه نتایج را در اختیار من قرار میدهند و مطمئن باشید مقصر به اندازه جرمش مجازات خواهد شد.
گفتوگو با شاهدان
یک زن که صدایش گرفته و همسایه روبهرویی محل جنایت است گفت: «خودم دیدم که مأمور بیدلیل این پسر را که آرام روی مینیموتورش نشسته بود هل داد و بعد ۲ تیر هوایی شلیک کرد وقتی دوستان «علی» به سمت آنان رفتند اسلحه را روی گردن «علی» گذاشت و صدای شلیک را که شنیدم سر جایم خشکم زد.
یکی از دوستان علی نیز گفت: «دوستم نه اهل مشروب بود و نه خلاف میکرد. مینیموتور خریده بود تا مادرش را به خاطر این که پاهایش درد میکرد و قادر به حرکت نبود جابهجا کند و مرتب به بیمارستان ببرد. مأمور به وی گفت چرا مشروب خوردی وی نپذیرفت، مأمور وی را هل داد و این حادثه رخ داد».
بخشی شوهر عمه «علی» نیز با بیان اینکه خودش شاهد این حادثه نبود، گفت: «چیزهایی که شنیدهام از یک نفر نبوده و همه، ماجرا را مشابه تعریف میکنند. مطمئن هستم دروغی در کار نیست، نظریه پزشکی قانونی هم نشان داده هیچ الکلی در خون «علی» نبوده است و واقعاً نمیدانیم این پلیس چرا وی را کشته است.»
وی با بیان اینکه مأمور پلیس عذابوجدان گرفته و مرتب خواستار بخشش است، گفت: مادر «علی» پس از مرگ شوهرش تنها همین پسر را داشت که آن را هم از دست داد و همه بهتزده هستیم. پسر جوانی که وی نیز شاهد حادثه بود، گفت: «نمیدانم چرا مأمور پلیس چنین رفتاری کرد وقتی گلوله شلیک شد تماشاچیان با دیدن واکنشهای مأمور به پلیس ۱۱۰ زنگ زدند، اما وی با بی سیم میگفت که خودش در صحنه است و همه چیز تحت کنترل وی است جالبتر اینکه اورژانس نیز با همین ادعاها حاضر نشد تا اینکه «علی» را پس از خونریزی زیادی داخل وانت پلیس انداختند و به بیمارستان آیت الله کاشانی بردند که کار از کار گذشته بود.»
وقتی خبرنگار شوک سراغ مادر «علی» رفت و دید وی برای خاکسپاری پسر یکییکدانهاش به شهرستان محلات رفته است با دوست صمیمی پدر خانواده به گفتوگو نشست.
به گزارش افکارنیوز به نقل از خبرآنلاین، شاگردا که بغض در گلو دارد، گفت: ساعت ۱۲ نیمهشب نیمهشعبان بود که مادر «علی» با دلشوره خاصی به من زنگ زد. هنوز از پسرش خبری نداشت، میگفت «علی» میداند من از تنهایی میترسم و دیر به خانه نمیآید و موبایلش هم خاموش است. من هم نگران شدم یک ساعت بعد بود که انگار به خانهشان زنگ زده و گفته بودند «علی» در بیمارستان آیتالله کاشانی است. من سراغ مادرش رفتم و با هم به بیمارستان رفتیم، باور نمیکردیم که با جسد «علی» روبهرو شویم.
وی افزود: «همه کسانیکه صحنه را دیدهاند استشهادی جمع کرده و تحویل پلیس و دادسرا دادهاند، شکی نداریم که «علی» بیگناه کشته شده و تا آنجایی که من میدانم پلیس حتی اجازه شلیک به قاتل، دزد مسلح و هر مجرم دیگری را اگر وی فرار نکند یا مقابلهای نداشته باشد، ندارد.»
به نام خدا ازکسی که به عنوان مامور قانون وارد صحنه میشود باید حمایت کرد نه اینکه مردم به جای کمک به مامور از مجرم حمایت کنند آن پسر بچه اگر مجرم نبود چرا فرار میکرد..؟میتوانست خود راتسلیم قانون کند تا در کلانتری بررسی شود به نظر من پلیس کار خطایی انجام نداده چون لباسی را که پوشیده حرمت دارد ما مردم انتظار برخورد واخلاق خوب را از پلیس داریم ولی آیا خودمان چه رفتاری با پلیس ها داریم وقتی پای پلیس وسط می آید همه باید تابع قانون باشیم چون مجری قانون هستند
پلیس در برابر تمرد و هرگونه مقاومتی از سلاح کمری خود میتواند برابر مقررات استفاده کند.ریسک تو عملکرد پلیس در صحنه در گیری با ارازل اوباش منجر به حادثه برای خودش میشود.
تازه خوبه که این پلیس شناخته شده و شاهدان زیادی داشته و کسی نمیتونه انکار کنه: یکی از آشنایان ما دو سال پیش دور میدون صاحب الزمان مشهد کلاه ایمنی نداشته و پلیس رو که می بینه تصمیم به فرار میکنه.پلیس بعد از اینکه موتورسوار رو میگیره با قمه میزنه تو سرش.این پسر که برمیگرده خونه دچار حالت تهوع میشه و ماجرا رو میگه ولی تا شب طول نمیکشه که متوجه میشن دجار خونریزی مغزی شده : الان پسره 24 ساله زندست ولی همش از درد فریاد می زنه و بی تحرک افتاده گوشه خونه.برادرهاش برای شناسایی پلیس هر تلاشی کردن نتونتسن موفق بشن چون همه ی اونها هوای همو دارن و لو نمیدن که کی بوده.
پليس مسئول تامين امنيت جامعه است ويكي از وظائفش برخورد با افراد متخلف است .اگر هر كسي ودرهر سني بخواهد به اخطار پليس توجه نكند وباپليس درگير هم بشود او چگونه ميتواند به وظائف قانوني خود عمل كند .وقتي حادثه اي رخ ميدهدوپليس به وظيفه خود عمل ميكند عدهاي خلاف كار به حمايت از متخلف وارد صحنه ميشوند وامكان برخورد قانوني را سلب ميكنند ونتيجه همين ميشود وعدهاي هم بعد از حدثه به اظهار نظرهاي احساسي وحمايت از متخلف مي پردازند
جمع کنید بابا.خودتون هم نمیدونید چی میگید.یه روزنامه میگه تهران یه سایت میگه کرمان.یکی میگه جای دیگه.یکی میگه طرف قاچاقچی بوده.مگه مجبورید خبر هارو کپی کنید.خودتون برید تحقیق بعد منتشر کنید اینو به همه سایتها گفتم
با سلام. بهتر است در قوانین قوه قضاییه تجدید نظر اساسی انجام شود. با این حرفها نیروهای امنیتی هم گیج شده اند که بالاخره حق برخورد با خلاف را دارند یا ... فقط باید... بدون عکس العمل باشند یا برای اثبات حق بجانب بودنشان یک فیلمبردار دنبال هر نیروی انتظامی(البته مجری حق و عدالت نه انتقام شخصی و خشم) باشد. یکی از قوانین بی معنی همین مجرم بودن صاحب حق بعنوان زدن دزد است.....عدالت انشالله.. چنین نخواهد بود و پست و نسبیت و سفارش و...رادرنظرنمیگیردومعیارفقط اجرای حق و قصاص طبق قران است و جه بسا در خیلی کشورها اجرا میشود. همین بلاتکلیفی است که باعث شده خیلی از نیروهای امنیتی دعا دعا بکنند در ساعات پستشان مشکل نیاز به مداخله ای ایجاد نشود چون از نظر قدرت اجرایی بلاتکلیفند. باتشکر...
مامور قانون باید اول توجیه کامل بشه تا بدونه باهمنوع خودش چه فرمی برخورد بکنه؛ آخه یکی اونجا نبود تا به این..... بگه این نوجوون هرجور بزه ای هم که مرتکب شده باشه تو در مقامی نیستی که اینجوری بخوای کارو یکسره کنی...اینجور مسائل اجتماعی سلسله مراتب خودش رو بایستی طی کنه...پس لطفا جناب.. لطفا بفرمایید قاضی رو گذاشتن واسه کجا؟ م.....اعدامش کنید این ...
سلام
واقعا متاسفم
اگه این اتفاق توی کشور آمریکا افتاده بود.صدا سیمای کشورمون چندین بار در اخبار اعلام می کردند!!اما این فاجعه رو چی!؟
مگه این پسربچه قاتل بوده که پلیس ... اسلحه در آورده بود؟!!
که چی مثلا؟نشاندهنده شجاعت پلیسه؟!!!!!!!!
باید توسط مسئولین محترم قضایی بررسی بشه و در صورت ثابت شدن جرم مامور بعنوان قاتل به سزای عملش برسه.مطمئنا هیچکس نمیتونه زحمات شبانه روزی پلیس رو در برقراری امنیت در جامعه انکار کنه اما وجود نمونه هایی از این دست باعث خدشه دار شدن این نهاد خدمتگزار میشن که باید با برخورد سریع و صریح و قاطع این شبهات از پلیس رفع بشه.
بنده قضاوتی در خصوص مجرم بودن و یا نبودن پلیس مورد بحث نمی کنم چرا که این مسئله به عهده دادسرا وقاضی محترم پرونده میباشد / اما مطلب مهمی که در بیشتر اظهار نظر ها جلب توجه میکرد قضاوتهای عجولانه و بعضا" مغرضانه بود !!؟؟ که بچند نمونه آن اشاره می نمایم : آن مامور بایستی در ملاء عام اعدام گردد / پسر شانزده ساله نمی تواند شرور باشد / تجربه سی دو سال نشان داده که مردم راست می گویند / بسیجی جوان و بی تجربه مسلح بوده وحکم تیر دارد / مامور بی دلیل این پسر را که آرام روی موتورش نشسته بود هل داد و.../ اکنون شرایطی برای خوردن شراب و الکل وجود داره . آیاخیلی ها شراب والکل نمی خورن ؟ / وای به روزی که بگندد نمک / خیلی از نا رضایتی ها را در جامعه رفتار بعضی پلیس ها و یا مامورین به وجود آورده است / این رفتار پلیس عادی شده من شاهد ضرب و شتم یک نفر و استفاده از گاز فلفل بودم /با اعدام پلیس کم تجربه موافق هستم / و...!!؟؟
شایسته است نیروی انتظامی بخاطر این موضوع رسما از مردم معذرت خواهی کند در غیر اینصورت آقایان مطمئن باشند که روز بروز وجهه خودشون رو نزد ملت از دست می دهند
پلیسی که جان یک شهروند را تا این حد ناچیز و کم ارزش بشمارد
اصولا صلاحیت تامین امنیت را ندارد
موکد خواهش می کنم نظرم به عنوان یک شهروند مسلمان در این کشور درج بشه
سلام مطلب را خواندم واقعا متاثر شدم. امیدوارم خداوند به مادر این نوجوان صبر عنایت بفرماید.. و روح این نوجوان را شاد بفرماید که در چنین شب مبارکی به دیار حق شتافت .
من هم متاسفم براي اين پليس ، حكم قصاص بايد برايش نه يك بار بلكه چندين بار اجرا شود آن هم به بهانه كشتن يك پسر بچه بي گناه
آخه چطوري به خودشون اجاره ميدند به راحتي به روي مردم اسلحه بكشند .
متاسفم برای همه شما که دفاع میکنید از پلیس، پلیس به هیچ عنوان اجازه ندارد اسلحه بکشد مگر در شرایط ویژه . مگر پلیس قاضی دادگاهه ؟ مگه حکم تیر صادر شده ؟ به نظر من و طبق یکی از بند ها قانون اساسی این اقا علاوه بر قتل شامل یک جرم دیگه هم شده اونم اینه که از موقعیت خودش سو استفاده کرده و باید در صورت تشخیص عمدی بودن قصاص شود . از مدیریت سایت خواهشمندم با تایید نظر های موافق پلیس و رد نظر های انتقادی دل ما مردم را به درد نیارد حقیقتا هر وقت در میان این نظرات تعریف و حق بودن این کار پلیس را میبینم احساس میکنم به شدت حق این نوجوان ضایع شده و طرفداری از این کار ظلم به بقیه مردم هست . بهترین راه حل برخورد قاطع با این حرکت هست تا دیگر هیچ پلیسی جرات نکند نسنجیده عمل کند و قلب مردم را به درد نیاورد . پلیس باید علت اسایش و ارامش مردم شود و نه باعث رنجیدن خاطر مردم .در میان نظر ها دوستی نیز گفته بود هر وقت فرار کرده باید پلیس شلیک میکرد من از ایشون میپرسم فرض بر اینکه این نوجوان شیشه های ماشین رو هم شکونده باشه و بدون توجه به اخطار پلیس فرار کرده باشه ، ایا حکم شکستن شیشه قتل هست ؟ عمر یک جوان گرفته شده شوخی که نیست به چه جرمی . طبق بند قانون اساسی هیچ کس مجرم نیست و اگر به کسی مشکوک باشند باید با احترام کامل گناهش را در دستگاه قضا اثبات کنند و سپس حکم شلاق یا هر حکم دیگری تایید شود و گر نه حتی زدن یک سیلی قبل از مشخص شدن جرم خود یک جرم و تخلف است . دوستانی که از این پلیس طرفداری میکنند توی اینترنت سرچ کنند و بند های قانون اساسی رو بخونند شاید نظرشان عوض بشه. وسلام
انسان اگه خطا کار نباشد فرار نمی کند اونم از دست پلیس.
گزارش تخلف به پلیس رسیده ایشان در تعقیب مورد میباشد به مواردی مشکوک میشود دستور ایست میدهد کسی نمی ایستد رهایش کند ، میگویند در کشور صاحبی نیست برخورد کند نتیجه آخرش این میشود. پیگیری نشود اخبار 20:30 سه کیلومتر خودرو را نشان میدهد تا همه شیشهاشان خورد شده.تکلیف چیست ، باید به دستور پلیس توجه کرد و اگه توجه نشود آخرش میشود این اخه ما ایرانیها تا کی باید از دست قانون فرار کنیم.
خيلي متاسفم براي مرگ أون جوان اما همه جاي دنيا police همين برخورد
را ميكنند.كسيكه فرار ميكند از ان لحظه مجرم بحساب مي ايد،در انكلستان
كه من هستم به مراتب police شديدتر وخيلي خشن برخورد ميكنه,
خبر بسيار دلخراشي بود ،واز همه مهمتر اينكه ظاهرا فرد خلاف كار از دوستان وي بوده ومجرم در سلامت كامل به سر مي برد. هرچند كه اين مأمور نبايد اينگونه برخورد مي كرد ولي جاي بسي تأسف است كه در كشور ما،بسياري از افراد در قالب نيروي بسيج در سني كه هنوز مرحله احساسات(نوچواني وجواني) قرار دارند و واقعا بچه محسوب مي شوند و از تجربه كافي وقدرت تصميم گيري به موقع در شرايط واقعي وسخت برخوردار نيستند،مسلح اند وحكم تير داده مي شود. اميدوارم مسولان ذي ربط به فكر امنيت جامعه باشند
باسلام به نظر من به دليل شاهدان زيادي كه در محل حادثه بودن قاضي محترم ميتواند به عنوان شاهدان اصلي با خوردن قسم به قرآن و خدا نتيجه اصلي را اعلام نمايدو در ضمن اگر علي مرحوم الكلي استفاده كرده بود مي بايست اورا آن مامور دستگير نمايد و براي آزمايش و تست خوردن الكل به كلانتري ببرد نه اينكه اورا به قتل و يا بكشد تا آنجايي كه ميدانم پليس در جايي حق تير اندازي دارد كه از طرف مقابلش تير اندازي شود نه چيز ديگري اميد است كه حق خون علي مرحوم پامال نگردد
با سلام اگر بر طبق نظر شواهد بخوایم اعمال قانون کنیم بدون شک مامور خاطی محکوم میشه اما در مورد قصاص تمام موارد حتی لرزش دست یا مقاومت پسر جوان رو باید در نظر گرفت و در مورد نوع برخور مامور امیدوارم روزی برسه که برخورد پلیس با مردم علمی و از روی تجربه باشه نه از روی هیجان و بی تجربگی.
من خودم توو همون محله زندگی می کنم.خودم اونجا بودم.علی بی دلیل کشته شد.مامور کلانتری یه جور رفتار کرده بود که انگار نه انگار یه ادمو کشته.همه اونجا از این کاری که مامور کرد هنوزم شوکه ایم.خدا رحمتش کنه.
من فکر می کنم که مشکل اساسی از آن جا ایجاد می شود که پلیس احساس می کند که به راحتی مجوز تیر دارد و احساس می کند که در چنین حوادثی حتی از پلیس خاطی نیزحمایت می شود. متاسفانه از این موارد در بسیاری از شهرها نیز اتفاق افتاده است که منجر به فوت هم شده است.
نیروی انتظامی لازم است که شرایط نیاز به تیر را برای نیروهای پلیس بسیار بسیار سخت تر بکند و به علاوه مسئولیت اشتباه و خطا در هر حادثه را به آنان یادآوری نماید. به علاوه در صورت نیاز به تیر، حتما لازم است که این آموزش داده شود که چگونه از اسلحه استفاده شود که حتی الامکان حتی منجر به جراحت نشود چه برسد به فوت.
واقعا" تاسف آور هست . گیرم که طرف حتی مشروب خورده بوده
و یا حتی دزدی و جنایت کرده باشه ، یک پلیس حقی ندارد که
رفتار بد داشته و یا بخواهد آدم بکشد . اینها باید آمورشهایی
ببینند تا بدانند که با یک جوان پرشور و شر و یک پیر از کارافتاده و
یا یک خانم ، چطوری رفتار کنند . بچه ها تو این سن شور جوانی
دارند و کم تجربه هستند . از یک پلیس ، همچین رفتاری ، بعید و
شوک آور است .
به طور كل فرض كنيم كه فرد الكل خورده باشد آيا با فرد چنين برخورد شود؟من فكرميكنم بخشي از اين جرم وگناه به عهده قانون گذاران ما ميباشد چرا كه اين طرز تلقي پيش آمده كه اگر فلاني شراب،الكل و از اين موارد مصرف كرد بايد منتظر بدترين برخوردها باشد.بياييم عاقلانه فكر كنيم وتصميم بگيرم.اكنون كه شرايطي در قانون براي خوردن شراب و الكل وجود داره آيا خيلي ها شراب والكل نميخورن؟...
به نظر من كه بايد بررسي شه همه چيز رو تقصير مامور بيچاره نندازيد. اون محله بچه هاش چهره هاي تعريف شده اي دارند. معلوم نيست چه... مي كرده حالا كه مرده صد تا وكيل و وصي و دوستدار پيدا كرده. كلا ما مرده پرستيم آخه
سلام ، باور کنید ، خیلی از نارضایتیها را در جامعه ، رفتار نادرست
بعضی از پلیسها و یا مامورین به هر شکلی به وجود آورده اند .
خدا نکند در بعضی از مواقع ، سلیقه ای و خودخواهانه عمل کنند.
و به کسی گیر بدهند . بعضی ها در روی سینه هایشان ،
اسمهایشان هست که در صورت نارضایتی ، بتوانیم شناسایی و شکایت کنیم ، ولی متاسفانه بعضی ازآنها هم آرم مشخصات روی سینه ندارند که کاری غیر قانونی است .
به نام خدا ، پلیسی شغلی است مقدس ، که در شان همه کس نیست . یک پلیس ، یک پاسدار و یک مامور نیروی انتظامی خوب بودن ، کار همه کس نیست . بسیاری از آنها ، وظیفه شناس هستند ولی تعدادی ، به خاطر بیکار بودن ، به این شغل روی آورده اند . و تعدادی هم مثل همه جای دنیا ، برای زورگویی و عدم مسئولیت ، در این لباس هستند . اینجانب با یکی از آنها برخورد داشتم و فقط نصیحتی بهش کردم که سعی نکن مردم آزاری کنی و موج منفی برای خود و خانواده ات به وجود بیاری . ایشان هم بی انصافی کرده و برایم در صورتجلسه نوشته بود که بر علیه نظام ، توهین کرده ام . و اگر لطف خدا نبود ، باید کلی دوندگی می کردم . تا خلاصی پیدا کنم .
باید ضوابطی باشد که بعضی ااز اینها هرکاری دلشان
میخواهد نکنند و هر حرف و تهمتی ، دلشان میخواهد نزنند .
شغلی است وجدانی ، که مردم خیلی راحت به آنها اعتماد
می کنند ، ولی باید ضوابط و مقررات و قوانینی باشد که آنها
از اعتماد مردم سوءاستفاده نکنند .
و خیلی مهم است که برای هر شهری ، از نیروی انتطامی و مامور ین همان شهر با توجه به فرهنگ و آداب و رسوم آن شهر ، استفاده کنند .
مهمتر از همه چیز اینکه ، خود نیروی انتطامی هم قبول دارد
که عده ای سوء استفاده می کنند ، برای همین شماره
تلفنهای مخصوصی هست که در صورت مردم آزاری ، بعضی
از مامورین ، باید به فرماندهی آنها اطلاع بدهیم .
باخواندن اين خبر دلم درد گرفت و اشك در چشمانم سرازير شد.ني توانم قضاوت كنم ولي آنچه را كه 33 سال تجربه كرده ام اينست كه مردم دروغ نمي گويند!!
اين پليس را بايد در ملا عام به دار مجازات آويخت تا درسي براي سايرين شوند كه از مقامشان سوء استفاده نكنند. قانون براي همه يكسان است. اما و اگر هم ندارد. تنها در اين صورت است كه عدل اسلامي برقرار خواهد شد. و اي اكاش جرات آن را داشتيم كه تيتر مي زديم" پليس آدمكش ، انساني را كشت"
عجب پلیسی داریم یا مثل پارسال نظاره گر اینه که با چاقو یکی رو بکشند جلو چشم مردم و هیچ کاری نکنه یا بی خودی نوجون مردم رو بکشه.... کجای دنیا اینجوریه؟
این پلیس با توجه به نوشته تان باید قصاص بشه و اگه نشه .....
......واقعن متاسفم باید این مامور به سزای عملش برسه چیزی که کاملا مشخصه شهادت کلی آدمه نه گزارش مامورا...خدا جای حق نشسته و به اون مادر داغدار صبر عنایت کنه