به گزارش آفتاب نیوز، 
گفت: مرا چیزی بدهید وگرنه به خدا با این ده همان کنم که با آن ده کردم.
آنها بترسیدند و گفتند: مبادا که ساحری باشد که از او خرابی به ده ما رسد. آنچه خواست به او دادند. بعد از او پرسیدند: با آن ده چه کردی؟
گفت: آنجا سؤال کردم چیزی ندادند، به اینجا آمدم؛ اگر شما هم چیزی نمی دادید، این ده را نیز رها کرده و به ده دیگر می رفتم!!