به گزارش آفتاب نیوز، 
چندين دهه است كه شهر «مكزيكو» (مكزيكوسيتى) به عنوان شهرى لجام گسيخته شهرت يافته است. اين كلانشهر (پايتخت) با نزديك به ۲۵ميليون سكنه، از جرايم خشونت بار خيابانى، ويرانه هاى شهرى، گره حمل و نقل و بوروكراسى «امروز برو، فردا بيا» و سيل مداوم دهقانان فقير كه در حلبى آبادهاى درهم و برهم ساكن مى شوند، در رنج است. ديگر، شهردار بودن در چنين شهرى به بن بستى براى سياستمداران آرمانگرا تبديل شده بود.
به همين دليل، زمانى كه آندره آس مانوئل لوپز در سال ۲۰۰۰ شهردار اين شهر شد، توقعات مردمى در سطح پايينى بود.
كمتر از پنج سال بعد، اما، لوپز اوبرادو كه خودش خود را «جرقه اميد» ناميد، شهر را سكويى براى پرش و تبديل شدن به يك ستاره ملى سياسى كرد. اين شهردار ۵۱ ساله با كاهش دستمزد مقامات، مهار سفرها، كاهش مراحل كاغذبازى براى دريافت تلفن، كارت هاى اعتبارى و وسايل نقليه شهرى، خود را محبوب ميليون ها نفر كرد. اين مرد خلق، به مادران مجرد، سالمندان و معلولان ۶۰ دلار در ماه مى پردازد - كه همه اينها به قول خودش ، با صرفه جويى امكان پذير شده است. او به دانشجويان فقير بورسيه مى دهد و براى مشاغل كوچك وام هايى با بهره كم مى پردازد. وى دانشگاه شهر مكزيكو را بنيان نهاد كه بر اساس قرعه كشى و نه امتحان ورودى، دانشجو مى پذيرد.
او حتى پارتى بازى، حيف و ميل و عقد قراردادها براساس روابط را در مورد شهرداران قبلى از جناح چپ ملى گراى حزب خود، يعنى حزب انقلاب دموكراتيك (PRD) افشا كرد.
شهرداران سراسر جهان از دستاوردهاى لوپز اوبرادو معروف به آملو (AMLO) متحير شدند و او را به عنوان اولين نايب قهرمان بهترين شهردار دنيا در سال ۲۰۰۴ انتخاب كردند.
اكنون آملو انديشه هاى والاترى دارد. اومدتى پيش استعفا داد تا خود را براى انتخابات رياست جمهورى سال ۲۰۰۶ آماده كند. او درنظرسنجى ها با دو رقم از رقباى احتمالى خود در حزب رئيس جمهور يعنى حزب اقدام ملى (PAN) و حزب انقلابى بنيادين (PRI) كه زمانى پيش تاز بود، جلوتر افتاده است. دلتنگى لوپز، او برادو براى روزهاى خوب گذشته، يعنى زمانى كه دولت بر اقتصاد مكزيكو نظارت داشت و اين امر در تركيب با علاقه به برنامه هاى پرهزينه اجتماعى، سبب ناراحتى رهبران و سرمايه گذاران خارجى مى شد. لوپز او برادو، عنصر كليدى نفرت نخبگان سياسى وتجارى،فرزند تجار خرده پاست، مردى است كه هرگز در بخش خصوصى كار نكرده ، انگليسى صحبت نمى كند و به ندرت به خارج سفر كرده است.
اما بدون لوپز اوبرادو، صحنه انتخابات ضعيف است. PAN و PRI كه از نزاع هاى داخلى بر روى ظرفيت هاى خود در پرچم دارى رياست جمهورى به ستوه آمده اند، هيچ علامتى مبنى بر ايجاد اتحاد عليه نتيجه محتوم خود، نشان نمى دهند. در واقع، لوپز اوبرادو مى تواند انتظار بسيج اعضاى برگشته از PRI را داشته باشدكه «روبرتو مادرازو» رهبر حزب و نامزد احتمالى خود را تحقير مى كنند. در همين حال، لوپز اوبرادو آماده مى شود تا براى گسترش شبكه هواداران خود در ۳۱ ايالت، به آنها سفر كند.
با چنين شتابى، به نظر مى رسد كه تنها چيزى كه ممكن است مانع وى در رسيدن به اميال رياست جمهورى باشد، آن است كه دچار اشتباه شود. متأسفانه برخى وجود نخوت دراين قهرمان مردمى را بزرگترين آفت مى دانند.
كار وكاسبى مردم لوپز اوبرادو به عنوان شهردار ، از صبح قبل از طلوع آفتاب كار خود را آغاز مى كرد. وى هر روز ساعت ۳۰:۶ دقيقه صبح پس از ديدار محبت آميز با كشاورزانى كه بيش از آن خسته بودند تا قصه هاى عاشقانه شبانه را گوش كنند، يك كنفرانس خبرى برگزار مى كرد. اين نشست ها به لوپز اوبرادو فرصت مى داد تا دستور كار خود را براى تمام روز آماده كند. اين موضوع همچنين يك استراتژى به دقت حساب شده اى بود كه وى را از ديگر مقامات متمايز مى كرد. در حالى كه آنها چرت مى زدند، او كار مردم را از پيش مى برد در حالى كه راننده، آنها را در اتومبيل هاى آنچنانى حمل مى كرد، او با نيسان قراضه خود وارد ساختمان شهردارى مى شد.
در حالى كه آنها سخنرانى هاى خود را با الفاظ نمايشى، زينت مى دادند ، او به زبان مردم عادى صحبت مى كرد. در حالى كه آنها براى عدم تحرك قانونى خود بهانه مى تراشيدند، او براى كمك به «بى چيزها» برنامه هاى جديد ارائه مى داد. از نظر «فدريكو ويلكينز» كه كارشناس مكزيكى وسايل ارتباط جمعى است، لوپز اوبرادو تصويرى از يك «مسيحى فقير» به دست مى داد - يك خدمتگزار مردم كه «زندگى (شخصى) نداشت، زيرا براى مردم زندگى مى كرد».
اما لوپز اوبرادو سرنوشت سياسى خود را تنها به دست فقرا نسپرد. او در نمايشى از پراگماتيسم و زرنگى سياسى، همچنين سعى درجلب طبقه متوسط از شهروندان مكزيكو كرد. پل ها و جاده هاى جديد ساخت تا آشكارا جريان خسته كننده ترافيك را سرعت ببخشد. او پياده روها را فرش كرد و در طول خيابان اصلى شهر: «Paseodela Reforma» كه بخش ثروتمندنشينى مانند «لاس لوماس» (Las Lomas) را به بخش فقيرنشين شهر متصل مى كند، درختكارى كرد. وى «كارلوس اسليم» ميليونر، اسقف اعظم «نوربرتو ريورا كاررا» و رئيس جمهور «وينسنته فاكس» را متقاعد كرد تا به تلاش او براى بازسازى مركز تاريخى شهر كه خراب شده بود، بپيوندند، جايى كه ويرانه هاى آن، محل اجتماع زنان خيابانى ، معامله كنندگان موادمخدر و كلوب هاى كثيف شده بود. در كنار چنين كوشش هايى، طبقه متوسط ناباورانه نسبت به رهبرى با رسالت مسيحايى باقى ماند. كسى كه شعارش در مبارزه براى انتخاب شهردار عبارت بود از:«به خاطر همه، و در درجه اول به خاطر فقرا».
همدردى:
با جمعيتى بالغ بر ۱۰۷ ميليون نفر كه نيمى از آنها در فقر زندگى مى كنند، ديگر در مكزيكو كمبودى براى سخنوريهاى پوپوليستى وجود ندارد. سياستمداران به طور منظم از بهبود بخشيدن به وضعيت ستمديدگان صحبت مى كنند، اما لوپز اوبرادو قدم جاى پاى تعداد معدودى گذاشته است. وجهه اسطوره اى او در ميان بسيارى از فقراى مكزيكو، به اولين شغل او در خارج از دانشگاه بر مى گردد