گفتاری از حضرت آیت الله یثربی مدظله/ ایام ولادت حضرت امام رضا علیه السلام
حضرت امام رضا( عليهالسلام )گنجينه دانش
بگو آبروي يكديگر را نشانه نروند
به گزارش آفتاب نیوز،
آفتاب: حضرات معصومين(عليهم السلام)به دليل اتصال به علم لدني،از خطا و اشتباه به دورند.ايشان(عليهم السلام)به مقاماتي رسيده اند كه انسان هاي عادي از درك صحيح و عميق آن مقامات عاجزاند.يكي از اين افراد حضرت امام رضا(عليه السلام)مي باشند. حضرت امام موسى كاظم عليهالسلام در روايتي از رسول اكرم صلىاللهعليهوآلهوسلم نقل مي كنند كه فرمودند: عليّ ابنك الّذي ينظر بنور اللّه ، ويسمع بتفهيمه وينطق بحكمته ، يصيب ولا يخطىء ، يعلم ولا يجهل قد ملئ حكما وعلما » .
على [امام رضا عليهالسلام] به نور خدا مىنگرد و با تفهيم الهي مىشنود و به حكمت او سخن مىگويد ، صحيح و درست عمل نموده و اشتباه نمىكند ، مىداند و آگاه است و چيزى بر او پوشيده نيست و سرشار از حكمت و دانش است . اين اوصاف دلالت صريح بر عصمت حضرت امام رضا عليهالسلام مىنمايد .در اين حديث، پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم در مورد حضرت امام رضا عليهالسلام مىفرمايند : « ايشان سرشار و لبريز از علم و حكمت هستند » . به همين دليل است كه لقب عالم آل محمّد صلىاللهعليهوآلهوسلم را به آن امام عليهالسلام دادهاند .
مأمون (عليه اللعنة) براى اينكه امام عليهالسلام را در برابر ديگران شرمنده نمايند از علماى تمام اديان دعوت نمود تا در جلسهاى با حضور امام رضا عليهالسلام شركت نمايند و پرسشهاى خود را بپرسند . مجلس تشكيل شد و امام عليهالسلام حضور يافتند . مجلس با هجوم سؤالات جاثليق ،بزرگ علماي مسيحيان شروع شد و حدود 10 سؤال رد و بدل شد كه امام عليهالسلام جواب همه آنها را دادند . طوري كه هيبت علمى جاثليق را در هم شكست. بعد نوبت به رأس الجالوت،عالم بزرگ يهودي رسيد . او هم در مقابل امام عليهالسلام درمانده شد . بعد نوبت به هربذ اكبر ، رئيس زرتشتىها رسيد .
البته او پس از مشاهده هيبت علمى امام عليهالسلام ايمان آورده و مسلمان شد . و بعد نسطاس رومى شروع به صحبت كرد تا اينكه نوبت به عمران صابى رسيد . او فردى مادّى و منكر مبدأ و معاد بود و اصلاً خدايى را قبول نداشت . او وارد مجادله شد و در تاريخ ثبت است كه تا آن موقع مغلوب احدى از علما نشده بود . او در چند سؤال اول ادب را رعايت نمىكرد . ولى كم كم بعد از اينكه جواب چندى از سؤالات خود را گرفت دانست كه در مقابل شخص باعظمتى ايستاده و با عناوينى مثل نعم يا سيدى و يا مولاى پاسخ امام عليهالسلام را مىداد .
حضرت عليهالسلام چنان قاطع و كوبنده پاسخ او را دادند كه اين شخص ميان همه علما به سجده افتاده و شهادتين را گفت و ايمان آورد و گفت :« أشهد أنّ اللّه على ما وصفته ومدحته وأنّ محمّدا عبده المبعوث بالهدى ودين الحق ثم خرّ ساجدّا نحو القبلة وأسلم » . شهادت مىدهم كه خداوند بر همان گونهاى است كه او را وصف كردى و شهادت مىدهم كه محمّد صلىاللهعليهوآلهوسلم بنده او براى هدايت برانگيخته شده ، سپس رو به قبله به سجده افتاد و اسلام آورد . حضرت امام رضا عليهالسلام در طول زماني كه ولايتعهدى را به اجبار پذيرفتند ، توانستند علم و دانش خود را بين مردم رواج دهند ؛ وحقانيت اسلام را روشن نموده،برتري خود را بر تمام عالمان به نمايش گذارند.
مستجاب الدعوه بودن امام رضا عليهالسلام ؛
امام عليهالسلام قدرت بر عالم دارد و هر وقت اراده انجام كار مىنمايد ، به اذن خدا انجام مىشود . براى حضرت امام رضا عليهالسلام در اين جهت معجزات فراوانى ثبت شده ،از جمله :
در زمان حضور حضرت امام رضا عليهالسلام در خشكسالي پديدار شده بود ؛ دستگاه حكومت ، وقت را مناسب ديد و عليه امام عليهالسلام شايعه پراكنى كرد كه از لحظه ورود ايشان عليهالسلام چنين بلايى برسر مردم آمده . تا اينكه روزى مأمون ، امام رضا عليهالسلام را احضار كرده و گفت : در بين مردم چنين سخنى رد و بدل مىشود ، نظر شما چيست ؟ امام عليهالسلام فرمودند : به مردم بگوييد جمع شوند تا نماز باران بخوانيم و از خدا طلب باران كنيم . روزى كه امام عليهالسلام امر فرمودند كه مردم را جمع كنيد جمعه بود . ايشان عليهالسلام فرمودند : بگوييد روز دوشنبه آماده نماز شوند . حضرت عليهالسلام در آن روز به بيابان آمده با مردم نماز باران خواندند هنوز نماز تمام نشده ابرهاى فراوان آسمان طوس را فرا گرفت و مردم خوشحال شدند . ولى امام عليهالسلام فرمودند :« فليس هذا الغيم لكم إنّما هو لأهل بلد كذا » . به درستى كه اين ابر براى شما نيست بلكه براى مردم فلان شهر مىباشد . به همين ترتيب بود تا ده ابر آمد و رفت و امام عليهالسلام فرمودند اين ابر براى شهر ديگرى است .
وقتى كه ابر يازدهم پديدار شد امام عليهالسلام فرمودند : اى مردم اين ابر براى شما است . به خانههاى خود پناه ببريد و خدا را به خاطر بخشش بىكرانش بر شما شكر گزارى كنيد . اين موردى بود كه بر مأمون خيلى سخت گذشت و احوال مردم طوس را تغيير داد . اين واقعه همه مردم را به ارادتمندان امام على بن موسى الرضا عليهالسلام مبدّل گردانيد . يكى از اسرار حضور امام رضا عليهالسلام در سرزمين طوس همين مسأله بود كه باعث پيدا شدن اصحاب خاصّ و شيعيان زيادى در اين منطقه گرديد و البتّه اين مسألهاى بود كه اصلاً طبق خواسته و ميل مأمون نبود .
سخنی ارزنده و راهبردى از حضرت امام رضا عليهالسلام
بعد از شناخت اندك از جايگاه علمى و معنوى حضرت امام رضا عليهالسلام ، بسيار مناسب است شخصيّت و اخلاق ايشان را در تمامى ابعاد زندگى ، سرلوحه خود قرار دهيم . براى تبيين بيشتر و بهتر اخلاق و منش آن حضرت به حديثى كه از حضرت عبدالعظيم حسنى عليهالسلام به ما رسيده است ، تمسّك مىجوييم . آن بزرگوار مىگويد : امام رضا عليهالسلام به من فرمودند : « يا عبدالعظيم أبلغ عني أوليائي السّلام ، وقل لهم : أن لا تجعلوا للشيطان على أنفسهم سبيلاً ، ومرهم بالصدق في الحديث ، وأداء الأمانة، ومرهم بالسكوت وترك الجدال فيما لا يعنيهم ، وإقبال بعضهم على بعض ، والمزاورة فان ذلك قربة إلي ولا يشغلوا أنفسهم بتمزيق بعضهم بعضا ، فأنّي آليت على نفسي أنّه من فعل ذلك وأسخط وليا من أوليائي دعوت اللّه ليعذبه في الدنيا أشدّ العذاب ، وكان في الآخرة من الخاسرين وعرّفهم أنّ اللّه قد غفر لمحسنهم ، وتجاوز عن مسيئهم إلاّ ـ من أشرك بي أو آذى وليا من أوليائي أو أضمر له سوءا فإنّ اللّه لا يغفر له حتّى يرجع عنه ، فإن رجع عنه ، وإلاّ نزع روح الإيمان عن قلبه ، وخرج عن ولايتي ، ولم يكن له نصيب في ولايتنا ، وأعوذ باللّه من ذلك » . اى عبدالعظيم ! سلام من را به دوستانم برسان ، و به آنها بگو : براى نفوذ شيطان در قلوب خود راهى قرار ندهند ، و آنها را به گفتار راست و امانتدارى و سكوت و پرهيز از جدال و نزاع در امورى كه به آنها مربوط نيست ، امر نما .
همچنين آنها را به زيارت و ديدار يكديگر امر نما ، و از آنان بخواه بعضى از آنان ابروى يكديگر را نشانه نگيرند ، زيرا من بر خود عهد كردهام كه اگر كسى مرتكب اين عمل شود و يكى از دوستان من را خشمگين كند از خداوند متعال درخواست مىنمايم او را در دنيا با سختترين عذابها مجازات نمايد و او را در آخرت از زيانكاران قرار دهد . همچنين به آنان بياموز كه خداوند متعال نيكوكاران را غفران نموده و از گناه آنان چشم پوشى مىكند مگر سه گروه : كسى كه مشرك شود يا كسى از دوستان من را اذيّت كند يا نيّت بدى در مورد او داشته باشد ، همانا خداوند متعال آنها را نمىبخشد مگر اينكه از اعمال خود دست بردارند . و اگر از گناه خود برنگردند روح ايمان از قلب آنان خارج مىشود و از ولايت و سرپرستى من خارج مىشوند و هيچ بهرهاى از ولايت ما نمىبردند و من از چنين شخصى به خداوند پناه مىبرم .
پاداش زائرين امام رضا عليهالسلام ؛
« قال الصادق عليهالسلام : يقتل حفدتي بأرض خراسان في مدينة يقال لها طوس من زاره إليها عارفا بحقّه أخذته بيدي فأدخلته الجنّة . قال حمران بن أعين : قلت له : جعلت فداك ! وما عرفان حقّه ؟ قال : يعلم أنّه اِمام مفترض الطاعة شهيد ، من زاره عارفا بحقه أعطاه اللّه أجر سبعين شهيدا ممن استشهد بين يدي رسول اللّه صلىاللهعليهوآلهوسلم » .
امام صادق عليهالسلام فرمودند : نوه من در خراسان به قتل مىرسد ، كسى كه او را زيارت كند در حالى كه حقّ او را مىشناسد من دست او را مىگيرم و داخل در بهشت مىكنم . حمران ابن اعين مىگويد پرسيدم : شناخت حق او چيست ؟ امام عليهالسلام فرمودند : بداند كه او امامى واجب الطاعه و شهيد است ، كسى كه او را زيارت كند در حالى كه حق او را مىشناسد خداوند به او اجر هفتاد شهيد كه در ركاب پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم شهيد شده باشند عطا مىكند .
البتّه آنچنان كه در متن حديث آمده است زيارتى منظور است كه با معرفت و شناخت كامل همراه باشد نه زيارتهاى معمولى و خالى از معرفت.