پایگاه خبری آفتاب
۱۸ /خرداد /۱۴۰۵
Monday 08 June 2026
کد خبر:۱۷۴۸۰۹
۰۹:۵۳
۱۳۹۱/۰۷/۲۵
بمناسبت شهادت امام جواد علیه السلام

فضائل حضرت امام جواد عليه‏السلام

گفتاری از حضرت آیت الله یثربی مدظله
۰۹:۵۳
۱۳۹۱/۰۷/۲۵
به گزارش آفتاب نیوز، آفتاب: یکی از عواملی كه فضيلت امام جواد عليه‏السلام را روشن می نماید ؛ همان تنصيص بر امامت ايشان مى‏باشد كه از ناحيه ي خدا به پيامبر اکرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم، سپس به حضرت اميرالمؤمنين عليه‏السلام و بعد به ديگر حضرات معصومين عليهم‏السلام رسيده است . 

لازمه ي اين نص بر امامت اين است كه صاحب آن داراى آگاهى و دانشى باشد ، دانش و آگاهى‏اى كه تمامى خلائق و عالمان زمان با او توان برابرى نداشته باشند.عامل ديگرى كه فضيلت ايشان را به اثبات مى‏رساند تنزيه و طهارت ايشان از هر گونه آلودگى و پليدگى مى‏باشد كه همان مقام عصمت مى‏باشد . به هر جهت ، على رغم عمر كوتاه و بسيارى از ممنوعيّت‏ها و فشارها ، امروزه جهان اسلام در بسيارى از معارف و حقايق مديون حضرت امام جواد عليه‏السلام مى‏باشد . با بررسى كتب روايى مشاهده مى‏كنيم كه بالغ بر 300 نفر ازحضرت امام جواد عليه‏السلام روايت نقل مى‏كنند و از شاگردان و محدّثين بلا واسطه حضرت امام جواد عليه‏السلام مى‏باشند . امام جواد عليه‏السلام 5 ساله بودند كه پدر بزرگوارشان حضرت امام رضا عليه‏السلام از او جدا شده و از مدينه به طوس تبعيد شدند . ايشان بيش از سه سال دور از پدر ، در مدينه زندگى كردند تا اينكه در آستانه 9 سالگى پدر بزرگوار خود را از دست دادند . 

ايشان تقريبا دو سال پس از شهادت پدر بزرگوارشان عليه‏السلام به دربار خلافت تبعيد شدند و تمام عمر را زير چتر محدوديّت حكومت عبّاسى گذراندند. 

منزل امام جواد عليه‏السلام پايگاهى براى شيعيان 

بعد از شهادت امام رضا عليه‏السلام مردم گروه گروه به ديدار امام جواد عليه‏السلام مى‏آمدند . 

آنها سؤالات شرعى خود را مطرح نموده و پاسخ مى‏گرفتند .اين منزل همان منزل حضرت امام صادق عليه‏السلام است كه در آن بيش از چهارهزار شاگرد و عالم رفت و آمد داشته‏اند . با توجّه به اين شرايط ، امكان نداشت درب چنين خانه‏اى مسدود شده و مردم از رفت و آمد باز داشته شوند ؛ به خصوص كه طبق نقل برخى از روايات ، شهادت امام رضا عليه‏السلام در 23ذى القعده واقع شده بود ؛ يعنى در زمانى كه تمام مسلمانان از كشورهاى اسلامى به زيارت خانه خدا مى‏آمدند و در اثناى زيارت ، براى عرض تسليت نزد امام جواد عليه‏السلام مى‏آمدند . 

علاوه بر آن در چنين وضعى ، اين خبر در مكّه و مدينه شايع شده بود كه مأمون ، امام رضا عليه‏السلام را به قتل رسانده است . مأمون با اينكه از ذكاوت و تيزهوشى خاصّى برخوردار بود و امام رضا عليه‏السلام را به حيله‏اى به قتل رسانيده بود امّا از يك کودک نه ساله به شدّت وحشت داشت . او طبق خبرهايى كه از جاسوسانِ حكومتى دريافت مى‏كرد از رفت و آمد مردم به منزل حضرت امام جواد عليه‏السلام بيم و هراس فراوانى در دل داشت . به همين دليل تنها كارى كه به ذهنش رسيد اين بود كه امام جواد عليه‏السلام را از مدينه دور كرده به دربار حكومتى احضار كند . 

احضار و تبعيد امام جواد عليه‏السلام به بغداد 

مأمون بر اساس اخبار جاسوسان خويش از اين كه منزل امام جواد عليه‏السلام به پايگاه بزرگ شيعيان تبديل شود به وحشت افتاد . او به خوبى مى‏دانست كه مردم شيفته امام جواد عليه‏السلام شده‏اند و ممكن است بر ضد دستگاه حكومت شورش كنند ؛ لذا امام جواد عليه‏السلام را به بغداد فرا خواند و تصمیم گرفت دخترش امّ فضل را به ازدواج ايشان درآورد تا كاملاً امام عليه‏السلام را تحت نظر داشته باشد . اين تصميم مأمون با مخالفت قوم بنى العباس روبرو شد . آنها گفتند : ما از زمانى كه پدرش امام رضا عليه‏السلام از دنيا رفته ، كمى راحت شده‏ايم ولى تو باز مى‏خواهى از بنى هاشم در دربار خلافت بهره‏مند شوى .


مناظره امام جواد عليه‏السلام با يحيى بن اكثم 

پس از مخالفت های بنی عباس با مأمون نقشه برگزاری مجالس مناظره را طرح کرد تا اگر امام جواد عليه‏السلام پيروز شد، بنى عباس به ازدواج رضايت ‏دهند و اگر شكست خورد ، آبروى او مى‏ريزد . او در هر دو صورت خود را پيروز ميدان مى‏ديد . 

در این جهت، مجالس مناظره قبل و بعد از ازدواج تشکیل شد. ماجرای یکی از این مجالس چنین است: 

« أنّ المأمون بعد ما زوّج ابنته اُمّ الفضل أبا جعفر عليه‏السلام كان في مجلس وعنده أبو جعفر عليه‏السلام و يحيى بن أكثم وجماعة كثيرة ، فقال له يحيى بن أكثم : ما تقول يا بن الرسول اللّه‏ في الخبر الّذي روي أنّه نزل جبرئيل عليه‏السلام على رسول اللّه‏ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم وقال : يا محمّد ! إنّ اللّه‏ عزّوجل يقرئك السّلام ويقول لك : سل أبابكر هل هو عنّي راض فإنّي عنه راض ؛ 

بعد از اينكه مأمون دخترش امّ فضل را به همسرى امام جواد عليه‏السلام در آورد ، در مجلسى حضور يافت كه امام جواد و يحيى بن اكثم و تعداد كثيرى از علما حضور داشتند . پس يحيى بن اكثم سؤال كرد : يابن رسول اللّه‏ ! نظر شما در مورد اين خبر چيست ؟ همانا جبرئيل عليه‏السلام بر پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم نازل شد و گفت : اى محمّد ! خداوند به تو سلام مى‏رساند و مى‏گويد از ابابكر سؤال كن آيا از من راضى مى‏باشد ؟ من از او راضى هستم . 

فقال أبوجعفر : لست بمنكر فضل أبي بكر ولكن يجب على صاحب هذا الخبر أن يأخذ مثال الخبر الّذي قاله رسول اللّه‏ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلمفي حجّة الوداع « قد كثرت عليّ الكذّابة وستكثر فمن كذب عليّ متعمّدا فليتبّؤ مقعده من النار فإذا أتاكم الحديث فاعرضوه على كتاب اللّه‏ وسنّتي فما وافق كتاب اللّه‏ وسنّتي فخذوا به وما خالف كتاب اللّه‏ وسنّتي فلا تأخذوا به » .وليس يوافق هذا الخبر كتاب اللّه‏ : قال اللّه‏ تعالى : «وَلَقَدْ خَلَقْنَا الاْءِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ» . فاللّه‏ عزّوجلّ خفي عليه رضا أبي بكر من سخطه حتّى سأل من مكنون سرّه ؟ هذا مستحيل في العقول. 

امام جواد عليه‏السلام فرمودند : من منكر فضل ابوبكر نيستم ولى آيا راوى اين خبر ، خبرى ديگر از پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم را مشاهده كرده است كه ايشان فرمودند : دروغ گويان بر من زياد شده‏اند و زياد هم مى‏شوند . پس كسى كه عمدا بر من دروغ ببندد جايگاه او پر از آتش مى‏شود . زمانى كه حديثى به شما رسيد آن را بر كتاب خدا و سنّت من عرضه كنيد . 

پس خبرى كه موافق با اين دو بود را بپذيريد و خبرى كه مخالف آن دو بود را رها نماييد و اين خبر با كتاب خداوند موافق نمى‏باشد . خداوند متعال مى‏فرمايد : « ما انسان را خلق كرده‏ايم و از وساوس و انديشه‏هاى نفس او كاملاً آگاهيم ما از رگ گردن او به او نزديك‏تريم» . پس آيا رضايت ابوبكر بر خداوند مخفى مانده كه از راز دل او سؤال كرده ؟ اين قول طبق نظر عقل هم درست نمى‏باشد . 

ثمّ قال يحيى بن أكثم : وقد روي أنّ مثل أبي بكر وعمر في الأرض كمثل جبرئيل وميكائيل في السّماء؛ 

سپس يحيى ابن اكثم گفت : روايت شده كه : ابوبكر و عمر در زمين مانند جبرئيل و ميكائيل در آسمان هستند. 

فقال : وهذا أيضا يجب أن ينظر فيه لأنّ جبرئيل وميكائيل ملكان لللّه‏ مقرّبان لم يعصيا اللّه‏ قطّ ولم يفارقا طاعته لحظة واحدة وهما قد أشركا باللّه‏ عزّوجلّ وإن أسلما بعد الشرك وكان أكثر أيّامهما في الشرك باللّه‏ فمحال أن يشبّههما بهما. 

امام عليه‏السلام فرمود : در اين حديث هم بايد دقّت شود ؛ زيرا جبرئيل و ميكائيل دو ملك مقرّب خداوند هستند كه اصلاً خدا را معصيت نكردند و لحظه‏اى از اطاعت خدا روى گردان نشدند . در حالى كه عمر و ابو بكر در اوائل عمر مشرك بودند ، گرچه بعدا اسلام آوردند . بيشتر ايّام عمر اين دو نفر در شرك سپرى شد . پس محال است كه خدا اين دو را به دو ملك مقرّب خود تشبيه نمايند . 

قال يحيى : وقد روي أيضا أنّهما سيّدا كهول أهل الجنّة فما تقول فيه ؟
يحيى گفت : روايت شده كه عمر و ابو بكر آقاى پيرمردان اهل بهشت هستند . نظر شما چيست ؟ 

فقال عليه‏السلام : وهذا الخبر محال أيضا لأنّ أهل الجنّة كلّهم يكونون شبابا ولا يكون فيهم كهل وهذا الخبر وضعه بنو اُميّة لمضادّة الخبر الّذي قال رسول اللّه‏ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم في الحسن والحسين بأنّهما سيّدا شباب أهل الجنّة. 

امام عليه‏السلام فرمودند : اين خبر هم محال مى‏باشد به خاطر اينكه اهل بهشت همگى جوان هستند و در ميان آنها پير وجود ندارد . اين خبر را بنى اميّه در مقابل خبر پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم جعل كردند ، رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم در مورد حسن و حسين [ عليهماالسلام] فرمودند : آنها آقاى جوانان اهل بهشت مى‏باشند .
گزارش خطا
ارسال پیام
captcha
پیام های شما
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۰۳:۰۰ - ۱۳۹۱/۰۷/۲۷
سلام
با تسلیت شهادت این امام بزرگوار
از این که مطالب مفید و ارزنده را به طور منظم منتشر می کنید، متشکرم
پاسخ
ناشناس
United States of America
۰۹:۲۴ - ۱۳۹۱/۰۷/۲۶
این گفتار برگرفته از کتاب است و یا اینکه از سخنرانی ایشان پیاده شده است؟
پاسخ