رییسجمهور به جای اوین به فردوسی برود!
آفتابنیوز : آفتاب: روزنامه تهران امروز نوشت: درخواست محمود احمدينژاد براي بازديد از زندان اوين آن هم در ماههاي آخر حضور وي در رأس قوه مجريه كشور از آن دست اتفاقاتي است كه طي يك ماه اخير دستگاه اجرايي كشور پيگير اجرايي كردن آن بوده است. اگرچه مسئولان قضايي كشور تاكنون واكنش مستقيمي به اين درخواست نشان ندادهاند، ذكر چند نكته در اين باب ضروري است.
يكم- هفت سال و اندي از دوران رياستجمهوري محمود احمدينژاد ميگذرد و قاعده كار در همه نقاط دنيا اينگونه است كه ماههاي پاياني فرصتي براي تمركز بر انجام كارهاي ناتمام است. نگارنده اگرچه درخواست براي بازديد از يك زندان تحت نظارت يك قوه مستقل از قوه مجريه را حق رئيسجمهوري كشور به عنوان مسئول نظارت بر قانون اساسي ميداند اما سوالي نيز دارد و آن اينكه كدام ضرورت و اضطرار در شرايط فعلي كه كشور با انواع و اقسام تحريم و فشار مواجه است سبب شده تا رئيسجمهور محترم درخواست بازديد از يك زندان را ارائه كند؟
دوم- در هفتههاي گذشته اجراي حكم محكوميت علياكبر جوانفكر مشاور مطبوعاتي رئيسجمهور محترم كشور سبب انتقاد شديداللحن ايشان و رسانههاي جريان انحرافي از دستگاه قضايي كشور شد. جالب اينكه همين رسانهها هنگام بازداشت فرزندان رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، قوهقضائيه را ستايش كردند. اينك كمتر كسي است كه باور كند رئيسجمهور محترم كشور واقعا براي بازديد از اوين قصد ديدار از اين زندان پرآوازه را داشته باشد و الا چرا اين درخواست در هفت سال گذشته اتفاق نيفتاده بود؟ آيا ميتوان اينگونه برداشت كرد دولتي كه بيشترين شعارها در زمينه اجراي عدالت را سرداده و خود را پاكدستترين دولت همه اعصار تاريخ اين سرزمين ميداند، طاقت اجراي عدالت درباره يكي از اعضاي خود را ندارد؟
سوم- احمدينژاد به اوين برود يا نرود مهم نيست. مهم موج تخريبها و اتهامهايي است كه به بهانه اين درخواست از سوي رسانههاي بيگانه به نظام وارد خواهد آمد. كشورهاي غربي و انواع و اقسام نهادهاي حقوق بشري غربي در سالهاي گذشته ايران را به نقض حقوق بشر متهم كرده و از اين رهاورد كوشيدهاند تا به كشور فشار وارد آورند. درخواست براي بازديد از اوين آن هم در شرايطي كه تنها بهانه احمدينژاد حضور يك نفر از نزديكانش در اين زندان است، چه دستاوردي جز بازخواني ادعاهاي غرب درباره حقوق بشر در ايران ميتواند داشته باشد؟ از آن گذشته چه دستاوردي براي كشور خواهد داشت؟
چهارم- اين روزها براي اقتصاد كشور روزهاي خوبي نيست. چه خوب بود آقاي رئيسجمهور از يك حق قانوني ديگر خود هم استفاده ميكرد و سري به ميدان فردوسي ميزد. سري به كارخانهها ميزد و وضعيت توليد كشور را از نزديك نظارهگر بود. اينهاست كه بازديد از اوين را «بهانه» جلوه ميدهد وگرنه داستان كشور چيز ديگري است.
يكم- هفت سال و اندي از دوران رياستجمهوري محمود احمدينژاد ميگذرد و قاعده كار در همه نقاط دنيا اينگونه است كه ماههاي پاياني فرصتي براي تمركز بر انجام كارهاي ناتمام است. نگارنده اگرچه درخواست براي بازديد از يك زندان تحت نظارت يك قوه مستقل از قوه مجريه را حق رئيسجمهوري كشور به عنوان مسئول نظارت بر قانون اساسي ميداند اما سوالي نيز دارد و آن اينكه كدام ضرورت و اضطرار در شرايط فعلي كه كشور با انواع و اقسام تحريم و فشار مواجه است سبب شده تا رئيسجمهور محترم درخواست بازديد از يك زندان را ارائه كند؟
دوم- در هفتههاي گذشته اجراي حكم محكوميت علياكبر جوانفكر مشاور مطبوعاتي رئيسجمهور محترم كشور سبب انتقاد شديداللحن ايشان و رسانههاي جريان انحرافي از دستگاه قضايي كشور شد. جالب اينكه همين رسانهها هنگام بازداشت فرزندان رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، قوهقضائيه را ستايش كردند. اينك كمتر كسي است كه باور كند رئيسجمهور محترم كشور واقعا براي بازديد از اوين قصد ديدار از اين زندان پرآوازه را داشته باشد و الا چرا اين درخواست در هفت سال گذشته اتفاق نيفتاده بود؟ آيا ميتوان اينگونه برداشت كرد دولتي كه بيشترين شعارها در زمينه اجراي عدالت را سرداده و خود را پاكدستترين دولت همه اعصار تاريخ اين سرزمين ميداند، طاقت اجراي عدالت درباره يكي از اعضاي خود را ندارد؟
سوم- احمدينژاد به اوين برود يا نرود مهم نيست. مهم موج تخريبها و اتهامهايي است كه به بهانه اين درخواست از سوي رسانههاي بيگانه به نظام وارد خواهد آمد. كشورهاي غربي و انواع و اقسام نهادهاي حقوق بشري غربي در سالهاي گذشته ايران را به نقض حقوق بشر متهم كرده و از اين رهاورد كوشيدهاند تا به كشور فشار وارد آورند. درخواست براي بازديد از اوين آن هم در شرايطي كه تنها بهانه احمدينژاد حضور يك نفر از نزديكانش در اين زندان است، چه دستاوردي جز بازخواني ادعاهاي غرب درباره حقوق بشر در ايران ميتواند داشته باشد؟ از آن گذشته چه دستاوردي براي كشور خواهد داشت؟
چهارم- اين روزها براي اقتصاد كشور روزهاي خوبي نيست. چه خوب بود آقاي رئيسجمهور از يك حق قانوني ديگر خود هم استفاده ميكرد و سري به ميدان فردوسي ميزد. سري به كارخانهها ميزد و وضعيت توليد كشور را از نزديك نظارهگر بود. اينهاست كه بازديد از اوين را «بهانه» جلوه ميدهد وگرنه داستان كشور چيز ديگري است.
گزارش خطا
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ذخیره عضویت در خبرنامه انتشار یافته: ۰
من نه تنها علاقه ای به احمدی نژاد ندارم بلکه مخالف کارهایش نیز هستم ولی از او خواسته شود که کارهای بزرگ مثل اداره کشور و اقتصاد کار بیهوده است.......اگر خوب بنگرید از هنگام روی کار آمدن احمدی نژاد گدا پروری و دویدن مردم به دنبال ایشان رایج شد و اکنون به اوج خود رسیده است. پیش از آن مردم خودجوش دنبال کار و تولید بود ولی امروز تمامی هم و غمشان به دست آوردن یارانه است و بس.از آنجاییکه موازی کاری بخشی از دیوان سالاری کشور است کمیته امداد دیگری تحت نام ریاست جمهوری ایجاد شده است. ای کاش این کمیته جدید به اندازه کمیته امداد عسگراولادی توانایی داشت.
توس محرومه اگه مسولین محترم بیان ببینند بد نیست
آنهایی که همه تخم مرغ هایشان را در سبد این آقا چیدند، حالا پاسخ دهند. بخدا قسم که من بر اساس سخنان و موضع گیری های ضدونقیض ایشان در همان روزهای اول دور اول ایشان را شناختم..............
وقتي كارهاي بزرگ را دست آدمهاي كوچك مي دهيم چه انتظاري مي توان داشت؟

