پیشبینی یک هفتهنامه معتبر آمریکایی:
رییس جمهور بعدی آمریکا با ایران دارای قابلیت هستهای مواجه میشود
به گزارش آفتاب نیوز، آفتاب: هفتهنامه «فارین پالسی» طی گزارشی به قلم «استیفن.ام .والت» در خصوص «حقایق پیش روی رییس جمهور آینده آمریکا» در آغاز با طرح سئوالی مینویسد: آیا خیلی زود نیست که از هم اکنون درباره رئوس کاری سیاست خارجی و موضوع امنیت ملی کشور که رییس جمهور آینده با آن مواجه خواهد شد صحبت کرد؟
بر اساس این گزارش، فارغ از اینکه چهکسی در ششم نوامبر پیروز خواهد شد، مسئله مهم محدودیت در برنامه ریزی و در خصوص امنیت ملی آمریکا طی چهار سال بعدی است. حتی اگر مسئله کاهش سرتاسری بودجه را نادیده بگیریم با این وجود فشار زیادی بر بودجه دفاعی کشور وجود خواهد داشت. تمامی وعدههای «رامنی» مبنی بر تلاش برای افزایش بودجه دفاعی ،گسترش نیروی دریایی و غیره را فراموش نمایید. اگر او موفق به شکست «اوباما» شود تازه به واقعیت تعیین بودجه و دردسرهای آن پی خواهد برد و با توجه به وضعیت این روز بودجه باید انتظار محدودیتهایی را داشت.
البته بهطور یقین در زمینه سیاست خارجی و امنیت ملی با موارد متعجب کننده روبرو خواهیم شد. شاید حداقل این بخش از دستور کاری رییس جمور قابل پیش بینی باشد. بهخاطر داشته باشید که «جورج دابلیو بوش» هرگز متوجه ماجرای یازده سپتامبر نشد یا اوباما که پیش بینی بهار عربی را نکرد و مجبور شد تا زمان زیادی را بر بایدها و نبایدها در مصر ، لیبی، سوریه، بحرین و مکانهای دیگر صرف کند. در هیچ فهرست کاری نمیتوان موارد احتمالی را در نظر گرفت و بهطور یقین میتوان گفت که رییس جمهور بعدی با مواردی مواجه خواهد شد که به سختی قابل پیشبینی هستند.
به گزارش فارس، اما رییس جمهور با چه مواردی بدیهی مواجه خواهد شد؟ آشکارا او مجبور است که عقب نشینی از افغانستان ،روابط متعادل با چین، ترویج روابط با مکزیک و دیگر همسایگان را حفظ کند و در عین حال امید داشته باشد که بهم ریختگی منطقه یورو از این بدتر نخواهد شد. اما موارد دیگری نیز وجود دارند که باید رییس جمهور بعدی بهآن دقت کند.
* آمریکا و اداره کردن متحدان آسیایی
مهم نیست که در مورد اهمیت همکاری با چین که البته اجتناب ناپذیر است چهقدر میشنوید. هرچند که انتظار نبرد را هم نمیتوان در چهار سال آینده داشت. در عوض عنصر کلیدی رقابت و تلاش برای نفوذ در آسیا خواهد بود . آمریکا تقریبا در حال تلاش برای تقویت روابط با ژاپن، کره ،هند و جاهای مختلف دیگر در جنوب شرقی آسیاست و در مقابل چین نیز درحال تلاش برای محدود کردن نقش آمریکا در این منطقه است.
بنابراین رهبری این اتحاد بسیار سختتر از اداره ناتو طی جنگ سرد است. فاصله جغرافیایی بسیار گستردهتر از آنی است که تصور میشود. از سوی دیگر روابط بین برخی از متحدان آسیایی ما خوب نیست به عنوان مثال میتوان به شکست توافقنامه بین ژاپن و کره جنوبی در اوائل سال جاری در زمینه به اشتراکگذاری موارد اطلاعاتی اشاره داشت.
* آمریکا تاکنون فاقد مهارت دیپلماتیک خاص در جنوب شرقی آسیا بوده است
از این گذشته شرکای ما در ناتو روابط اقتصادی کمی را با اتحاد جماهیر شوری سابق داشتند درحالی که متحدان آسیایی ما به شدت وابسته به اقتصاد چین هستند. بهطور خلاصه حفظ موقعیت امنیتی در آسیا نیاز به تخصص و زبر دستی در دیپلماسی داردکه تاکنون آمریکا دارای چنین مزیتی نبوده است. رییس جمهور آینده نیاز به تیمی خوب دارد و مجبور خواهد بود که وقت خود را متوجه این منطقه و مشکلات سیاسی موجود در آنجا نماید.
* تعامل با بهار عربی
جهان عرب در میان تحولات وسیع و غیرقابل پیشبینی قرار دارد و احتمالا حکومتهایی را ایجاد خواهد کرد که بسیار بیشتر از حکومتهای قبلی به احساسات مردم واکنش نشان خواهند داد. این حکومتها احتمالا دموکراسی تمام و کمالی نخواهند بود اما حاکمان آن بیشتر از پیشینیان خود نگران افکار عمومی هستند اما این فرآیند زمان خواهد برد و شاید سالها و نه چند ماه طول بکشند.
*خاورمیانه اولویت اول دیپلماسی آمریکاست
همانطور که در لیبی و سوریه شاهد بودیم برخی وقایع در حقیقت وضعیت امنیت ملی آمریکا را زیر سئوال برند. آیا این حوادث فرصتی برای کاستن از نفوذ ایران ، و حمایت و کمک به پیشبرد دموکراسی هستند و نیروهای ضد آمریکایی را به حاشیه خواهند کشانید؟ یا اینکه آیا سقوط نظم کهن و تضعیف دوستان سنتی آمریکا امکان رشد احساسات ضد آمریکایی را در منطقه فراهم خواهد ساخت؟ اگر عربستان، اردن، لبنان و کردها در گرداب حوادث غوطهور شوند آنگاه چه خواهد شد؟ با توجه به اتفاقاتی که در حال حاضر صورت میگیرد، اوباما یا رامنی وقت زیادی را باید صرف این بخش از جهان بنمایند. اما حداقل اوباما متوجه شده است که از اهرمهای زیاد برای مقابله با حوادث دراین منطقه برخوردار نیست . در واقع دو نامزد ریاست جمهوری آمریکا در این منطقه دچار گرفتاری بزرگی هستند.
* موضوع فلسطین و اسرائیل و لزوم به تغییر رویکرد
رییس جمهور بعدی آمریکا احتمالا با این واقعیت مواجه خواهد شد که راه حل تشکیل دو کشور بین فلسطین و اسرائیل امکان پذیر نیست و باید بهطور جدی در فکر جاگزین جدیدی در سیاست خارجی آمریکا و در قبال این مسئله باشد. اوباما این واقعیت را متوجه شده و رامنی نیز به جمهوری خواهان گفته است که فکر نمیکند در زمینه این مسئله به موفقیتی برسد.
در این بین نه فلسطین و نه اسرائیل در اینمورد با واقعگرایی برخورد نمیکنند . از سوی دیگر راه حل ایجاد دو کشور به وصله ناجوری برای سیاستمداران مبدل شده است که خود را در پشت آن مخفی کردهاند در حالیکه واقعیت این است که امکان موفقیت این راه حل روز به روز کمتر میشود.
باید پرسید که آیا تعهد خود را به اسرائیل از دست خواهیم داد و یا تلاش خواهیم کرد تا یک کشور متحد با ساکنین فلسطینی و اسرائیلی همراه با دموکراسی شکل گیرد؟
* زندگی با ایران دارای قابلیتهای هستهای محتمل خواهد بود
مهم نیست که چه کسی پیروز خواهد شد. درباره موضوع هستهای ایران هماکنون گزارشها مبنی بر تمایل اوباما البته بعد از انتخاب شدن در حل و فصل دیپلماتیک این مسئله حکایت دارند و نباید شکی داشت که دولت رامنی حداقل تمایل در بهکارگیری چنین رویهای را داشته باشد اما در مجموع به نظر میرسد که آمریکا خود را به تدریج آماده پذیرش ایران هستهای و نه ایران مجهز به سلاح هستهای خواهد کرد.
ایران از هیچ خط قرمزی در چهار سال بعد عبور نخواهد کرد و این بدین مفهوم است که این کشور هیچ سلاح هستهای و یا غنی سازی اورانیوم 90٪ را آغاز نخواهد کرد. آنها این کار را انجام نخواهند داد زیرا این اقدام باعث حمله نظامی آمریکا بر علیهشان خواهد شد. در نتیجه با عدم انجام چنین کاری دیگر حملهای از سوی آمریکا یا اسرائیل نیز محتمل نخواهد بود.
البته اسرائیل نیز قابلیت حمله راهبردی موفقیت آمیزی را ندارد و اکثریت اندیشمندان آمریکایی نیز چنین اقدامی را احمقانه میدانند. با اینکه نمیتوان بهطور کلی گزینه جنگ را از میان برداشت زیرا گاهی اوقات برخی کشورها اقدامهای احمقانهای میکنند اما بهرحال با قطعیت فراوان باید گفت که نبردی در کار نخواهد بود.
بنابراین رییس جمهور آینده با ایران دارای قابلیت هستهای که اگر روزی بخواهد از لحاظ تئوری قابلیت ساخت بمب هستهای را خواهد داشت مواجه خواهد شد. حتی اگر ما به یک تعامل دیپلماتیک رسمی با ایران نرسیم به اینه مفهوم که ایران امکان غنی سازی اورانیوم در سطح پایین را داشته باشد و تحریمها به تدریج برداشته شوند، آنگاه رییس جمهور منتخب باید دقیقا همانند دیگر قطبهای هستهای جهان با ایران برخورد کند . خلاصه باید گفت که در اینباره رییس جمهور بعدی باید اقدامهای زیادی را انجام دهد.
* آمریکا باید در حوزه سایبری و اطلاعاتی تغیییراتی را در خود ایجاد کند
سرانجام اینکه رییس جمهور بعدی نیاز به تفکر زیادی درباره آینده آمریکا دارد. آمریکا از سال 1990 به این سور در چهار جنگ مشارکت داشته است و هم اینک نیز با پهپادها عملیاتی ویژه ای را در نیمی از کشور های جهان انجام میدهد. باید به شدت درباره نبرد سایبری و امنیت سایبری نگران بود . آمریکا در حالی از این سلاحها برای مقاصد تهاجمی استفاده میکند اگر کسی دیگر از آنها برعلیه آمریکا استفاده کند، آنگاه این استفاده غیرقانونی تلقی خواهد شد.
کارشناسان آمریکایی هماکنون با لفظ «نبرد پیشگیرانه» سعی در توجیه این اقدام دارند و گویی از خیل گزینهها تنها این یک مورد باقی مانده است. انگار آنها فراموش کردهاند که نبرد پیشگیرانه به مفهوم حمله به کشورهایی شده است که بر علیه ما حمله نکرده یا قصد انجام آنرا نیز ندارند. نبرد پیشگیرانه به آنی گفته میشود که ژاپن در «پرل هاربر» بر علیه آمریکا انجام داد.
* روسای جمهور آمریکا باید لیاقت فرماندهی کل قوا را داشته باشند
هم اکنون ارتش آمریکا بهجای تکیه بر ارتش شهروندی که در جنگ جهانی اول، دوم و نبرد کره بر آن تمرکز داشت صاحب ارتش حرفهای است که از نظرات مختلف منتقدان دانشگاهی سود میبرد.
این در حالی است که سیاستمداران آمریکایی بهندرت تجارب نظامی داشتهاند به طوریکه نه کلینتون نه بوش و نه اوباما و رامنی هیچ کدام در ارتش خدمت نکرده و فرزندانشان نیز در ارتش نبودهاند و در واقع این حقیقت اجتناب ناپذیر بر آنها و در رابطه با هدایت ارتش تاثیر گذاشته است. تاکنون نه اوباما و نه رامنی هیچ کلمه مهمی را درباره ارتش در مناظرههای خود بیان نکردهاند و حتی درباره کیفیت رهبری نظامی سخنی به میان نیاوردهاند درحالی که در عراق و افغانستان شاهد خلا این مسئله بودیم.
سیاستمداران آمریکایی نیز به ندرت درباره صلح حرفی میزنند در عوض آنها با اراده مستحکم از بهکارگیری نیروی قهریه سخن میگویند.
* آمریکا باید شفاف سازی بیشتری کند
همچنین بعد از ماجرای 11 سپتامبر ، آمریکا پهنه گستردهای از نیروهای اطلاعاتی و سازمانهای ضد خرابکاری را که فعالیتهایشان مخفیانه بوده و حتی در خفا به آنها پول پرداخت میشده است را شکل دادهاست. عقل سلیم و تاریخ به ما میگوید که فقدان شفافیت و مسئولیت پذیری معمولا رفتار بدی را منجر خواهد شد و احتمالا روزی نسبت به آنچه که طی یک دهه گذشته در آمریکا اتفاق افتاد دچار بهت خواهیم شد.
اما چه کسی ناظر این موارد خواهد بود؟ بیشتر چهرههای دانشگاهی که سرشان شلوغ است و تازه نسبت به موضوع امنیت ملی احساس نا رضایتی می کنند. جریانهای رسانهای نیز عملکردشان بستگی به رابطه آنها با افراد در راس قدرت دارد. بنابراین امیدوار هستیم که رییس جمهور بعدی آمریکا با همه چالشهای دیگرِ، برخی از موارد اعمال شده بعد از ماجرای 11 سپتامبر را لغو کند و ما را به سمت و سوی کشوری که در آن از عصبانیت و خشم کاسته شده و بیشتر به استفاده از دیپلماسی تمایل دارد سوق دهد. البته نمیتوان بابت چنین اتفاقی خیلی دل بست زیرا با توجه به برنامه کاری رییس جمهور ، وی برای تعامل با این مسئله مشغله کاری فراوانی خواهد داشت و علاوه بر آن مسائل اجتناب ناپذیری که ایجاد شده و باعث رنجش او خواهند شد نیز وجود خواهند داشت.