به گزارش آفتاب نیوز، 
گفت و گوي او با (ايپنا) در آستانه بازي با پرسپوليس را مي خوانيد :
*باخت ذوبآهن مقابل سايپا بازتاب ويژهاي در روزنامههاي ورزشي داشت و از همه مهمتر از تفكراتي كه شما براي اين بازي به كار گرفتيد انتقاد شد.
مربيگري در ايران خيلي سخت است و روزنامهها تمامي مسائل را موشكافانه دنبال ميكنند. وقتي نتيجه ميگيري همه چيز خوب است ولي وقتي ميبازي، سرتاپاي تيم ايراد پيدا ميكند.
*بحث اصلي اين بود كه چرا شما با تركيبي دگرگون شده تيم خود را به مصاف سايپا فرستاديد؟
ببينيد، در بازي مقابل سپاهان از اسماعيل فرهادي و مهدي زارعي براي اولين بار استفاده كردم و همه ديدند كه آنها در برد ذوبآهن چقدر نقش داشتند. چرا كسي نگفت آفرين كربكندي! چرا روزنامهاي ننوشت كه كربكندي چه ريسك بزرگي كرد؟
در بازي با فجرسپاسي هم با تركيب بازي مقابل سپاهان وارد زمين شديم ولي نفرات تيم به هيچ عنوان خوب بازي نكردند.
*و اين باعث شد در برابر سايپا با چند تغيير به ميدان برويد؟
بله، داسيلوا به هيچ عنوان خوب بازي نكرد و در بازي خود فراز و نشيب داشت، به همين دليل فراز فاطمي را جايگزين او كردم.
مصطفي صالحينژاد يك روز قبل از بازي گرفتاري شخصي داشت و به رغم تأكيد من كه گفته بودم سر تمرين حاضر شود، او غيبت كرد و براي اينكه چارچوب و نظم تيم را برهم نريزم، اسم او را از ليست تيم خارج كردم.
عزيزي هم چند هفته مصدوم بود و براي اطلاع از وضعيت لئون استپانيان او رابازي دادم و محمد منصوري را هم پس از گذراندن يك آسيبديدگي طولاني از ابتدا به ميدان فرستادم.
*ولي با توجه به شرايط ذوبآهن و صدرنشيني اين تيم نبايد تغييري در تركيب تيم ايجاد ميكرديد؟
شما نبايد بگوييد كه من در تيمم تغيير ايجاد كنم يا نه! رسول كربكندي بيشتر از هر شخص ديگري به ذوبآهن نزديك است و شرايط بازيكنانش را زير نظر دارد.
اگر ما بازي را ميبرديم و حتي مساوي ميكرديم ديگر اين مسائل وجود نداشت ولي پس از يك باخت متأسفانه روزنامهها چشم بسته شروع ميكنند به انتقاد كردن.
*آقاي كربكندي! ذوبآهن در پنج هفته اول نباخته بود ولي در بازي ششم مقابل سايپا در فولادشهر شكست خورد. به هر حال اين تغييرات در باخت شما بيتأثير نبوده است؟
ببينيد، هر بازي شرايط خاص خودش را دارد و شما نميتوانيد مرا مجبور كنيد تا زماني كه تيمم ميبرد به تركيب دست نزنم.
به اين سؤال من جواب بدهيد، امكان دارد كه در بازي مقابل پرسپوليس، رجبزاده و فرشاد بهادراني را بيرون بگذارم و بجاي آنها از دو، سه بازيكن جوان استفاده كنم؟ برميگردم به حرف اولم، چرا وقتي سپاهان را برديم، كسي از عملكرد من تعريف نكرد؟ اين در حالي بود كه در چنين بازي حساسي از چند بازيكن جوان و كمتجربه استفاده كردم و در بين آنها اسماعيل فرهادي براي اولين بار در ليگ برتر دروازه آرمناك پطروسيان را باز كرد.
*شما سال گذشته گفتيد بازيكنان ذوبآهن شخصيت صدرنشيني ندارند و جالب اينجاست كه اين مشكل هنوز برطرف نشده است.
بله، اين موضوع را فقط نميتوان به مربي اختصاص داد. اگر بازيكن پول خوب ميگيرد بايد بازدهي مثبت داشته و تفكرات خود را حرفهاي كند.
*در اين بين رسول كربكندي چقدر مقصر است كه نتوانسته اين مشكل را در تيمش برطرف كند؟
طبيعي است كه در برد و باختها سرمربي تيم از همه بيشتر نقش دارد و من نميتوانم از اين موضوع شانه خالي كنم كه چرا تفكرات غيرحرفهاي شاگردانم را تغيير ندادهام.
البته اين را هم در نظر بگيريد كه نفرات تيم ما هر سال تغيير ميكنند و اين مشكلات خاص خودش را دارد. به عنوان مثال آرمناك پطروسيان يك بازيكن كاملاً حرفهاي بود كه با تفكرات حرفهاي خود ديگر بازيكنان را نيز تحت تأثير قرار ميداد.
*شما دوست نداريد ذوبآهن قهرمان شود؟
كدام مربي دوست ندارد كه تيمش به قهرماني برسد؟
*پس چرا بازيكني مثل آرمناك را به راحتي از دست داديد؟
قرارداد آرمناك تمام شده و او ديگر در اختيار من نبود. در ضمن آرمناك بنا به دلايلي دوست داشت به سپاهان برگردد و حتي با ما بحث مالي هم نكرد.
*چرا بازيكن بزرگ جذب نميكنيد؟
در اينجا بحث اعتقاد و امكانات را بايد در نظر گرفت. اگر بازيكني مثل جواد نكونام براي آمدن به ذوبآهن راضي باشد، به هر قيمتي او را ميآورم ولي من به اين نتيجه رسيدهام كه بازيكنان ذوبآهن نسبت به ديگر بازيكنان اسمي ايران چيزي كم ندارند و حتي از انگيزه و اشتياق بيشتري سود ميبرند.
اگر يك بازيكن 300 ميليوني بياورم تيمم را خراب كردهام، چون بازيكني كه 50 ميليون گرفته ديگر نميتواند كارآيي لازم را داشته باشد. در خصوص امكانات هم بايد بگويم كه در ذوبآهن بودجه كافي در اختيار ما نيست و من آزادي عمل ندارم.
*شما نسبت به اين موضوع معترضيد؟
خير، چرا كه مسائل مالي در تفكرات من جايي ندارد. شما مهرههاي استقلال، استقلال اهواز و پرسپوليس را در فصل گذشته نگاه كنيد، پس چرا ذوبآهن بالاتر از آنها قرار گرفت؟
*در كورس بودن و در نهايت قهرمان نشدن شما را راضي ميكند؟
ببينيد، سال اول در هفته بيست و پنجم به ذوبآهن آمدم كه تيم هشتم شده بود. سال دوم چهارم شديم و فصل گذشته هم نايب قهرمان. اين نشان ميدهد كه ذوبآهن سير صعودي داشته و شايد اين روند به قهرماني ما منجر شود. تيم من در حال حاضر زيباتر و منطقيتر از دو فصل گذشته بازي ميكند و اين بسيار حائز اهميت است.
*ولي هيچ كدام از اينها به اندازه قهرمان شدن ارزش ندارد؟
اين شما هستيد كه قهرماني ميخواهيد. چرا ذوبآهن را با تيمهاي پايين خود مقايسه نميكنيد؟ چرا به جدول فصل گذشته توجه نداريد تا ببينيد كه ما بالاتر از تيمهايي چون پرسپوليس، استقلال، پاس، استقلال اهواز و... قرار گرفتيم. من تفكرات خاص خودم را دارم و مطمئنم يك روزي ميتوانم تيمم را قهرمان ليگ كنم.
*آقاي كربكندي! اگر رونالدينهو از بارسلونا برود، چه اتفاقي ميافتد؟
او يك ستاره است و قطعاً جدايياش به ضرر بارسلونا تمام خواهد شد. خيلي از تماشاگران براي تماشاي بازي او به ورزشگاه ميآيند.
*نميخواهيد قبول كنيد كه ذوبآهن احتياج به ستاره دارد؟
بازيكنان من كوچك نيستند و اگر تفكرات خود را درست كنند، در حد يك ستاره درخشش خواهند داشت.
*ولي با اين شرايط رسيدن به قهرماني بسيار سخت خواهد بود؟
چرا شما اينقدر از قهرماني حرف ميزنيد؟ شما به اين موضوع فكر كردهايد كه با حداقل بودجه و بدون تماشاگر سال گذشته دوم شديم. هزار نفر در ورزشگاه فولاد شهر پيدا نميشدند كه ذوبآهن را تشويق كنند، در اين شرايط ما فولاد قهرمان را در دو بازي رفت و برگشت شكست داديم و از استقلال هم شش امتياز گرفتيم.
اين براي رسول كربكندي بس است. من قهرمان شدهام، قهرمان! طي اين چند سال اگر باشگاه احساس ميكرد كه به درد ذوبآهن نميخورم، صددرصد مرا كنار ميگذاشت ولي خوشبختانه همه چيز روال عادي خود را دارد.
*آيا جاهطلبي براي يك مربي خوب است؟
بله، ولي در كنارش بايد منطق باشد. من جاهطلبي محض را نميپسندم. رسول كربكندي نميتواند خودش را گول بزند كه ذوبآهن امسال به راحتي قهرمان ميشود.
*شما فصل گذشته در ورزشگاه آزادي به پرسپوليس باختيد و يكشنبه آينده بايد در همين ورزشگاه به مصاف اين تيم برويد. ذوبآهن ميبرد يا ميبازد؟
ما در آن بازي بسيار منطقي بازي كرده و تمامي راههاي نفوذ پرسپوليس را بستيم ولي در دقيقه 90 غافلگير شديم. اين بار هم نميدانم چه اتفاقاتي خواهد افتاد ولي براي برد به تهران ميآييم.
*اين پرسپوليس، با پرسپوليس سال قبل خيلي فرق دارد.
رويارويي با تيمي كه ميخواهد خودش را نجات بدهد بسيار مشكل است و ذوبآهن كار سادهاي را پيش رو نخواهد داشت.
پروين در طول دوران مربيگري خود تا به اين حد زير فشار نبوده و آنها براي پيروزي دست به هر كاري ميزنند. داور اين مسابقه نقش مهمي در نتيجهگيري دو تيم خواهد داشت. اين بازي آخرين فرصت پروين و بازيكنانش است و از طرفي ما هم به هيچ عنوان باخت را دوست نداريم.
*از پرسپوليس شناخت داريد؟
بله، نقاط ضعف و قوت آنها را ميشناسيم و با آگاهي كامل رودرروي حريف قرار خواهيم گرفت.
*اگر باختيد؟
بعد از بازي همه چيز مشخص ميشود.