پرسپولیس محکوم بر زوال است
به گزارش آفتاب نیوز، 
وقتی نگاهی به نتایج این تیم در لیگ برتر می اندازیم به واقعیت های غیر قابل انکاری در آن پی می بریم.
در شرایطی که پرسپولیس در سراشیبی سقوط قرار دارد 2 ماجرا می توانست به کمک این باشگاه آمده و اوضاع را دگرگون سازد که در این ارتباط می توان به آمدن جلالی به عنوان سرمربی و رفتن خطیب اشاره کرد.
ولی آنچه صورت گرفت کاملا بر عکس بود زیرا آمدن جلالی را وتو کردند و خطیب هم ابقا شد. به این ترتیب پرسپولیس در همان مسیری قدم برخواهد داشت که سبب گردید این تیم به رده چهاردهم لیگ برتر سقوط کرده و جایگاه خود را به عنوان یک قطب فوتبال کشور از دست بدهد.
ممکن است در این میان عده ای بخواهند علی پروین را عامل پیدایش تمامی مسایل و مشکلات پرسپولیس معرفی کنند اما اگر منصفانه قضاوت شود مشخص خواهد شد که او هم یکی از ارکان نابسامانی این باشگاه است ولی عامل اصلی نیست بلکه عوامل مختلفی دست به دست هم داده تا این باشگاه با چنین فلاکت و بدبختی دست و پنجه نرم کند که در راس آن مدیر عامل باشگاه قرار دارد.
خطیب به این دلیل که از اهالی نور است سالهاست در راس ورزش تهران قرار داشته و ورزش تهران را از بین برده است بطوری که تیم های تهرانی گاهی اوقات به زنگ تفریح دیگران تبدیل نشده اند. حال چگونه است که چنین کسی که سابقه ورزشی او کنترل بلیت ها استخر در شهر محل زندگیش بوده و در اداره کل تربیت بدنی استان تهران هم کارنامه قابل قبولی نداشته می تواند چنین تیم بزرگی را به جلو هدایت کند؟
پرسپولیس اگر در این سال ها صدمه دیده و هر روزی که می گذرد بر مشکلاتش افزوده می شود از ناحیه مدیران دولتی انتصابی و خود محوری برخی خودی ها بوده است که سبب گردیده اند این تیم به پرحاشیه ترین تیم ایران تبدیل شده و قادر به حرکت در راستای اصلاحات و ترمیم ناملایمات و رفع مشکلاتش نباشد.
ادامه این وضعیت می تواند پرسپولیس را به فروپاشی و یا حتی سقوط به لیگ آزادگان سوق دهند که شایسته این تیم نیست.
در پرسپولیس باید عقل حاکم شود و شرایط برای افراد خدمتگزار مهیا گردد در حالی که امروزه چنین نیست و از مدیر عامل که به دلیل این که از اهالی نور است به ورزش تهران و پرسپولیس تحمیل گردیده تا دیگر اعضای هیات مدیره ودست اندر کاران فنی و مالی بیشتر احساس عمل کرده و فاقد برنامه هستند. به همین دلیل است که از پرسپولیس با آن سوابق و قهرمانی ها فقط نامی بر جای مانده و اثری از قدرت و توانمندی ورزشی و رابطه مردمی دیده نمی شود.
پرسپولیس با این وضعیت رو به زوال است و هیچ کس قادر به نجات آن نیست این تیم زمانی سلامتی خود را باز خواهد یافت که عقل بر آن حاکم شده و دلسوزان واقعی ورزش نبض آن را در دست بگیرند نه عده ای که به دلیل روابط قومی بر آن حکومت می کنند.