جبهه اصلاحات مركز گروههاي اصلاحطلب می شود
به گزارش آفتاب نیوز، 
دبير كل حزب همبستگي با اشاره به اينكه برخي از گروههاي اصلاحطلب معتقدند كه با آسيبشناسي و اصلاح ساختار جبههاي امكان رسيدن به يك موقعيت بهتر را خواهند داشت، گفت:« البته برخي از اصلاحطلبان نيز معتقدند كه اساسا جنبش اصلاحات و يا سازمانهاي اصلاحطلب موجود، ظرفيت لازم را براي ادامهي اصلاحات ندارند و شايد اصلاحات به دست احزاب اصلاحطلب، از جنس اصلاحات از بالا باشد.»
اصغرزاده با بيان اينكه براي ادامهي پروژهي اصلاحات ضروري است كه هم سازمان آن و هم تئوريها و راهبردهايش دگرگون شود، اظهار داشت:« به جاي اينكه از طريق سازمانهاي موجود پروژهي اصلاحات دنبال شود، بايد از طريق نهادهاي مدني و يا مراجعه به گروههاي اجتماعي اين كار صورت گيرد.»
دبيركل حزب همبستگي با اعتقاد به اينكه نحوهي نقد و ارزيابي وضع موجود باعث ميشود كه گروههاي اصلاحطلب به سه طيف ميانهرو، راديكال و نوگرا تقسيم شوند، ادامه داد:« گروههاي ميانهرو معتقدند با وضع موجود ميشود با مقداري دستكاري در مقررات تصميمگيري جنبش اصلاحات، اصلاحات را ترميم كرد و به موقعيت مطلوب رسيد. البته اين در حالي است كه گروههاي راديكال بر اين اعتقادند كه اساسا جنبش اصلاحات دچار نقص تئوريك است و به لحاظ سازماني، جبههي اصلاحات كشش اين كار را ندارد. لذا بايد جبههها و مدارهاي جديدي تعريف و نيروهاي نويي را وارد فعاليت سياسي كرد.»
اصغرزاده در ادامه گروههاي نوگرايي را كه به گفتهي وي معتقدند بايد يك بازخواني در كل پروژهي اصلاحات و شعارهايش صورت گيرد مورد توجه قرار داد و افزود:« اينها معتقدند بدون توجه به اينكه اصلاحات بخواهد راديكالتر و يا محافظهكارتر شود بايد يك بناي جديد را براي فعاليت اصلاحطلبان طراحي كرد.»
اين فعال سياسي، همهي اصلاحطلبان را در اينكه بايد هشت سال گذشته مورد نقد قرار گيرد، متفقالقول دانست و ادامه داد: «اصلاحطلبان در اينكه بايد براساس نقد و آسيبشناسي، طراحيهاي لازم را براي بازگشت به صحنه انجام داد، با هم تفاهم دارند.»
رييس دورهيي شوراي هماهنگي جبههي اصلاحات با بيان اينكه برخي اصلاحطلبان فكر ميكنند با برگشت يك چهرهي شاخص و يا يك سياستمدار برجسته به جبههي اصلاحات و محور قرار دادن او و در حقيقت سپردن رهبري جبهه به فرد، نقاط ضعف رفع ميشود، اضافه كرد:« بايد مكانيزمي كه براي بهبود وضع جبههي اصلاحات مورد توجه قرار ميگيرد، بر يك نوع خرد جمعي و يا خرد سازماني متكي باشد.»
اصغرزاده با اظهار اميدواري نسبت به اينكه جبههي اصلاحات در صورت نقد گذشته بتواند همچنان به عنوان يك آلترناتيو در آيندهي سياسي كشور نقش ايفا كند، ادامه داد: « اگر اين ظرفيت را براي شوراي هماهنگي جبههي اصلاحات در نظر بگيريم، امكان دارد دوباره اين جبهه مركز و كانون توجه گروههاي اصلاحطلب قرار گيرد و البته اگر اين امكان به وجود نيايد، بين گروههاي اصلاحطلب واگرايي باقي خواهد ماند.»
رييس دورهاي شوراي هماهنگي جبههي اصلاحات دربارهي اصلاح اساسنامهي اين جبهه كه پيش از اين از سوي برخي اعضا مطرح شده بود، توضيح داد: برخي دوستان معتقدند كه جبههي اصلاحات بايد از حالت جبههاي خارج و به شكل سازماني، تشكيلاتي و منسجمتر شبهحزبي تبديل شود. لذا در جلسهي اخير جبههي اصلاحات مطرح كردم كه اين جبهه از يك اساسنامه و سازمان منسجمتر برخوردار شود و احزاب و گروههاي اصلاحطلب ماموريتهاي مشخصتر و سازماني را در اين جبهه بپذيرند كه البته اين گفته مورد قبول قرار نگرفت و باز هم بر ساختار جبههاي جبههي اصلاحات تاكيد شد.
اصغرزاده با بيان اينكه قرار بر اين است كه گروههاي اصلاحطلب هركدام بنيهي خود را تقويت كنند و وظايف قانوني و ماموريتهايي را كه دارند پي بگيرند، اظهار داشت: مقرر شد اعضاي جبههي اصلاحات فعلا روي حداقلها به تفاهم برسند كه البته اين حداقلها در شرايط موجود اين است كه اولا اين جبهه حفظ شود و ثانيا راههاي برونرفت از ركود موجود مورد توجه قرار گيرد.
رييس دورهيي شوراي هماهنگي جبههي اصلاحات در پايان يادآور شد: گروههاي اصلاحطلب درون جبههي اصلاحات با آسيبشناسي وضع موجود بايد راهبردهايي براي ايجاد تحرك در جبههي اصلاحات به دست آورند كه اين امر مورد توافق همهي گروهها است.