پایگاه خبری آفتاب
۱۷ /خرداد /۱۴۰۵
Sunday 07 June 2026
کد خبر:۱۸۹۵۱
۱۵:۴۸
۱۳۸۴/۰۷/۲۳
آشنایی با فرقه های اسلامی (6)

فقبهان ظاهریه چه می گویند؟

(جمود بر ظاهر آیات)
۱۵:۴۸
۱۳۸۴/۰۷/۲۳
به گزارش آفتاب نیوز، داود، فقه خود را از ابى ثور، و ابن راهويه، و از كتب و شاگردان شافعى، فرا گرفت؛ مخصوصا افكار شافعى، در رد فقهاء اهل رأى، و رد قياس و استحسان و احترام به نصوص تأثير فراوانى در او گذاشت، و مورد پسند او واقع شد؛ هر چند بر شافعى اعتراض مى‏كند كه در بعضى احكام به قياس و استحسان عمل مى‏كند.

ويژگى مهم مذهب داود تمسك به ظاهر نصوص (آيات و روايات) است و به همين جهت مذهب او را ظاهرى مى‏نامند، و فقه او غير نصوص چيز ديگرى ندارد، او در اين روش راه افراط مى‏پيمايد و جمود بر ظاهر نصوص دارد بنحوى كه هيچ تعليل و تأويلى را نمى‏پذيرد، ـ بلكه بالاتر ـ مى‏گويد: خداوند هيچ كارى را بجهت علتى انجام نمى‏دهد، حتى اگر خدا و رسول علت حكمى را بيان كنند نمى‏توان در غير مورد آن سرايت داد، چون نهايت آن اين است كه آن چيز سبب اين مورد خاص است، پس نمى‏توان گفت كه هر جا اين علت هست آن حكم هم هست.

و اين در واقع نوعى انكار قانون عليت است.

داود با اينكه اطلاعات فراوانى در حديث داشت، و خود اهل ورع و زهد بود، ولى بجهت بعضى عقايد چنانكه بيان خواهيم كرد، و نيز برخورد خشن در مقام گفتگو با مخالفين، مورد نفرت علماء زمان خود قرار گرفت.

مذهب داود (ظاهرى) ، حدودا دو قرن بعد، توسط «ابن حزم اندلسى» ، تقويت و گسترش يافت و بنحوى كه گفته‏اند: «لولا ابن حزم لاندشرت فروع هذا المذهب و اصوله».

اگر ابن حزم نبود، فروع و اصول اين مذهب (ظاهرى) از بين مى‏رفت.

اسم كامل ابن حزم، «على بن احمد بن سعيد بن حزم» ؛و كنيه او «ابو محمد» است. او در قرطبه اندلس در سال 384 ه. ق متولد شد؛ و در سال 458 ه. ق از دنيا رفت.

ابن حزم، علاوه بر حفظ قرآن، در علم فقه،حديث، علوم عقلى و فلسفى، ادبى، تاريخى و سياسى تبحر داشت.

در فقه، ابتدا مذهب مالكى را كه در اندلس شيوع داشت، فرا گرفت؛ و پس از آن به فراگيرى فقه شافعى پرداخت؛ و در نهايت فقه ظاهرى، را از مسعود بن سليمان بن صلت آموخت.

ابن حزم، هر چند مذهب «داود» را پذيرفت ولى مقلد محض او نيست چنانكه بر خلاف داود قرآن را مخلوق نمى‏داند.

ابن حزم به شدت با تقليد مخالفت مى‏كند و مى‏گويد: «مجتهد مخطى پيش خداوند از مقلد مصيب افضل است».

ابن حزم نيز در جدل و گفتگو داراى شدت و حدت بود، و همين امر موجب دورى علما هم عصرش از او گرديده بود.

ابن حزم معروف است به حمايت از امويين و دشمنى با علويين و بنى‏هاشم.

بعضى از آراء و عقايد مذهب ظاهرى:
1ـ قابل رؤيت بودن خداوند در قيامت براى مسلمين.

2ـ اعتقاد به قضا و قدر حتمى.

3ـ يكى بودن ايمان و اسلام، كه همان «عقيده قلبى و گفتار زبانى و عمل جوارحى» است، و قابل زياده و كم شدن، بواسطه طاعت و معصيت است.

4ـ انحصار خلافت در قريش، عدم جواز بودن بيش از يك امام در زمان واحد، و مردن بدون امام مثل مرگ در جاهليت است، عدم جواز ترديد بيش از سه روز در انتخاب امام جديد بعد از مرگ امام سابق.

5ـ وحدت روايات صحيح با قرآن، در اينكه همه من عند الله هستند.

6ـ حديث بايد عين لفظ رسول الله (ص) باشد، و نقل به معنا جايز نيست.

7ـ در راوى، عدالت (يعنى قيام به فرائض و اجتناب از محارم) و ضبط شرط است.

8ـ باطل بودن تعادل و تراجيح، پس در صورت تعارض بايد تا آنجا كه ممكن است به هر دو آيه يا هر دو حديث و يا آيه و حديث معارض با هم عمل كرد.

9ـ اجماع منحصر است در اتفاق جميع صحابه پيامبر (ص) پس اتفاق غير صحابه اجماع نيست و نيز اختلاف و لو يك نفر از صحابه مخل به اجماع است.

10ـ مخالفت با تقليد و فتح باب اجتهاد.

11ـ مخلوق بودن قرآن؛ البته از مجموع گفته‏هاى داود مى‏توان گفت كه او براى قرآن دو مرتبه قايل بوده است. الف) مرتبه مكنون (پنهان) ب) مرتبه ظاهر يعنى همين صفحات كه در دست مردم است با مرتبه مكنون كه لا يمسه الا المطهرون، غير مخلوق است؛ اما مرتبه ظاهر كه ملموس مردم است،مخلوق است.
گزارش خطا
ارسال پیام
captcha