ديدگاههاي هادوي درباره ولايت فقيه
به گزارش آفتاب نیوز، 
وقتي يك خبرنگار خارجي به تهران مي آيد، هادوي را همان كسي مي داند كه براي فهميدن اينكه در ايران و حوزه هاي اسلامي ما چه مي گذرد، بايد به سراغش برود. و هادوي با خوشرويي خاص خودش، خيلي زود به آنها مي فهماند كه تصوير سنتي از روحانيت را بايد به كناري بگذارند. او يكبار به خبرنگار يك شبكه راديو تلويزيوني آلماني گفت: «هرگاه ديديد كه يك ايراني دارد با حرارت از دولت دفاع مي كند، مطمئن باشيد كه دارد چيزي را از شما پنهان مي كند!»
هادوي در تازه ترين سخنراني خود به سراغ بحث ولايت فقيه رفته و نكات جالب توجهي را مطرح ساخته است.
حجتالاسلام هادوي، وجود سه شرط را براي ولايت فقيه لازم دانسته و می گوید: با توجه به ادله ولايت فقيه هرگاه سه شرط فقاهت، عدالت و کفايت حاصل باشد، شخص واجد اين سه شرط شأن ولايت خواهد داشت. البته فقاهت به معناي اجتهاد است که شخص اين توانايي را داشته باشد که با مراجعه به منابع اصلي يعني کتاب و سنت به روشهايي که مورد پذيرش شريعت قرار گرفته و ما از آنها به اجتهاد جواهري يا فقه سنتي تعبير ميکنيم، پاسخگوي سوءالات مختلف درباب دين باشد.
وي ادامه داد: شرط دوم اين است که عادل باشد، بدين معنا که خود در مقام عمل ملتزم به احکام باشد، شرط سوم هم اينکه داراي کفايت باشد، کفايت مجموعهاي از تواناييهاي علمي و عملي است، فقيهي که مسئوليت ولايت را برعهده ميگيرد بايد توانايي تصدي اين مسئوليت را داشته باشد و بتواند جامعه را بر اساس معيارهاي اسلامي اداره کند. وي ميافزايد: فقيه بايد براي اداره جامعه بر اساس معيارهاي اسلامي با وضعيت بينالمللي، روابط بين کشورها، وضعيت عمومي سياسي، اجتماعي، فرهنگي اقتصادي دنيا، آشنا باشد، به عبارتي بايد مجموعهاي از اطلاعات و تواناييهاي علمي را نسبت به جهان معاصر و نحوه روابط موجود در جهان داشته باشد و از سوي ديگر بايد يکسري تواناييهاي عملي و کاربردي را دارا باشد که بتواند مديريت کند و مفاهيم و ارزشها را عينيت ببخشد، مجموعه اين مباحث در فقه به کفايت تعبير شده است که اين مجموعه در قالب سه شرط در قانون اساسي هم مورد اشاره قرارگرفته است.
هادوي با بيان اينکه هرکسي که واجد اين سه شرط باشد بنابر ادله ولايت فقيه داراي شأن ولايت خواهد بود، خاطرنشان ساخت: اما وقتي اين شخص ميخواهد تصدي امر ولايت را برعهده بگيرد در اينجا غير از اينکه خودش بايد داراي اين سه شرط باشد، مردم بايد وجود اين شرايط را در او احراز کنند و بپذيرند که او فقيه، عادل و داراي کفايت است، پذيرش مردم نسبت به وجود اين شرايط در اين شخص، امکان تحقق، ولايت را به او در خارج خواهد داد. از اين رو نقش مردم در شکلگيري حکومت و ادله حکومت، نقشي محوري است به عبارتي ابتدا، مردم بايد حضور دين را در صحنه عمل اجتماعي و سياسي بپذيرند و بپذيرند که اين حضور از طريق ولايت و زعامت فقيه صورت ميگيرد و شخص نيز داراي صلاحيتها و ويژگيهاي مشخص شده، است.
هادوي با تاکيد بر نقش مردم در انتخاب ميگويد: امام سالها قبل از انقلاب شرايط را دارا بود، هم فقيه، هم عادل و هم داراي کفايت بود ولي زماني امکان حکومت براي امام فراهم شد که مردم وجود اين شرايط را در او پذيرفتند و پذيراي اصل اين انديشه شدند، در آن زمان امام امکان حکومت را پيدا کرد و به همين دليل ايشان در سخنراني خود در بهشت زهرا اين تعبير را مطرح کردند که من به پشتوانه اين مردم دولت تعيين ميکنم لذا پشتوانه مردم به عنوان عامل تحقق ولايت و شکلگيري حکومت مورد تاکيد حضرت امام بود. وي تصريح ميکند: از اينرو با اينکه امام (ره) خود به نظريه و «نصب» که نظريه مشهور فقها است همراه بودند. اما در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، نقش مردم در انتخاب رهبري به عنوان يک نقش اساسي پذيرفته شد و اين نقش نشاندهنده جايگاه مردم در شکلگيري و ادامه حکومت اسلامي است.
حاکمان ديني کساني هستند که سه شرط، آگاه بودن، صالح بودن و قدرتمند بودن را داشته باشند بدين معنا که داراي طرح و برنامه اجرا بوده و از نفوذ حکم بر اساس صفا و صداقت برخوردار باشند.
نقش مردم در شکلگيري حکومت و ادامه آن نقشي محوري است بدين نحو که ابتدا مردم بايد حضور دين را در صحنه عمل اجتماعي و سياسي بپذيرند و بپذيرند که اين حضور از طريق ولايت و زعامت فقيه صورت ميگيرد.