خوب، بد، زشت در ميان اعراب جاهلي
به گزارش آفتاب نیوز، 
1- عرب جاهلي حج و عمره و احرام وطواف و سعى و وقوف در مشعر و منى را انجام مىداد و غسلجنابت مىكردند. آنها مضمضه و استنشاق و باز كردن فرق سر و مسواك و استنجاء و ناخن گرفتن و موى زير بغل را مىستردند و با مادران و دختران خود ازدواج نمىكردند و دست دزد را مي بريدند. شريعت اسلام اين احكام را امضا كرد.
2- بر كسى كه زن پدر خود را مىگرفت عيب مىگرفتند و او را«ضيزن» مىناميدند.
3- عده وفات زن يكسان بود.
4- دو خواهر را با هم ازدواج مىكردند (شريعت اسلام جلوى اينكار را گرفت).
5- اعراب جاهلي، عمل جنسي از دْبْر زنان را طلاق محسوب مىداشتند.
6- چون كارى بر ايشان مشتبه مىشد براى رفع ترديد به نزدكاهنان مىرفتند و به پرندگان در كارهاى خود فال مىزدند، يعنى هنگامى كه آهنگ كارى مىكردند هر پرندهاى را كهمىديدند چه به نام آن پرنده و چه به پروازش از سمت راست وچپ و چه به آواز و صداى آن و بلكه به مقدار صدا و گاهى بهجاى افتادن و نشستن آن پرنده فال مىزدند،كه شريعت اسلامهمه آنها را باطل دانسته و از بين برد. (1)
7- از عادات ناپسند اعراب جاهلي، يكي آن بود كه اهالي قبيله قريش قاعده اي ساختند كه "حمس" ناميده مي شد و افرادي كه اين قاعده را رعايت مي كردند نبايد در حال احرام از دوغ كشك بسازند و با روغنغذا طبخ كنند و در چادر موئى وارد شوند و جز در زير سايه چادرچرمى نروند...و كمكم پا را فراتر نهاده قرار شد: كسانى كه ازخارج حرم به منظور حج يا عمره پاى در حرم مىگذارند نبايد از غذائى كه از بيرون حرم با خود آوردهاند استفاده كنند و جامهاى كه با خود آوردهاند در نخستين طوافى كه انجام مىدهند بپوشند بلكه بايد جامه مخصوص «حمس» را بپوشند و اگر جامهاى از آنها نيافتند برهنه طواف كنند!
و بدنبال همين قانون بود كه گاهى رسوائىها ببار مىآمد، زيرا مردان كه ناچار بودند برهنه طواف كنند و زنان هم كه همه لباسهاى خود را بيرون مىآوردند جز جامه زيرين خود را كه معمولا از جلو يا عقب شكافى داشت و از اينرو گاهى مردانى براى تماشا و چشم چرانى مىآمدند و زنان را تماشا مىكردند و كار اين رسوائى بجائى رسيد كه يكى از همان زنانى كه با آن وضع طواف مىكرد (و نامش قضاعة دختر عامر بنصعصعة- گزارش شده) در حالى كه طواف مىكرد اين شعر را مىخوانده كه:
«اليوم يبدو بعضه او كله×و ما بدا منه فلا احله» و البته به دنبال آن نيز سخنانى گفتهاند كه نگارنده از نقل آن در اينجا شرم دارد.(3)
8- زن در ميان اعراب جاهلي، مانند كالائى خريد و فروش مىشد،و از هر گونه حقوق اجتماعى و فردى،حتى حق ارث،محروم بود.روشنفكران عرب،زن را در شمار حيوانات قرار داده،و براى همين جهت در شمار لوازم و اثاث زندگى مىشمردند.در سايه اين عقيده،اين مثل: «و انما امهات الناس اوعية»:«مادران حكم ظروف را دارند كه فقط براى جاى نطفه آفريده شدهاند»،در ميان آنان رواج كامل داشت.
9- اسف انگيزتر از همه نظام ازدواج آنان بود كه در جهان نظيرى نداشت.مثلا،براى همسر،حد معينى قائل نبودند و براى خالى كردن شانه از زير بار مهريه،زنان را اذيت مىكردند و چنانكه زنى بر خلاف عفت رفتارى مىنمود،مهر او به كلى از بين مىرفت. گاهى از همين قانون سوء استفاده كرده،زنان خود را متهم مىساختند تا بتوانند از دادن مهر امتناع ورزند.گرفتن همسران پدر،در صورت طلاق يا مرگ پدر،براى اولاد اشكال نداشت.هنگامى كه از شوهر خود طلاق مىگرفتند،حق ازدواج منوط به اذن شوهر اول بود.و اذن شوهر نخستين هم غالبا با دريافت مهر انجام مىگرفت!وارثها، زن را نيز مانند اثاث خانه تملك مىكرده،و با افكندن روسرى به سر زن،مالكيتخود را اعلام مىنمودند.
پىنوشتها:
1- نهاية الارب-چاپ بغداد-ص 408-409.
2- حمس جمع احمس به معناى متصلب و سخت كوش در دين است،و چونقريش خود را اين چنين مىپنداشتند اين نام را بر خود نهاده و خود را اهل حمسمىدانستند.
3- در پاورقى سيره ابن هشام(ج 1 ص 202)در ذيل اين داستان از برخى نقل كردهكه رسول خدا(ص) از آن زن خواستگارى كرد و چون به آنحضرت گفتند كه او زن متكبرهاى است آن حضرت از ازدواج با او صرفنظر كرد...!و سپس در صدد توجيه برآمده كه بهتر استخودتان در آن كتاب مطالعه كنيد و ما را از ادامه اينگفتار معذور داريد!