پایگاه خبری آفتاب
۱۶ /خرداد /۱۴۰۵
Saturday 06 June 2026
کد خبر:۲۱۶۵۳
۰۸:۴۴
۱۳۸۴/۰۸/۰۹

پژوهشي در اساطير ايران

۰۸:۴۴
۱۳۸۴/۰۸/۰۹
به گزارش آفتاب نیوز، معرفي كتاب از زبان نويسنده
كتاب پژوهشي در اساطير ايران، كه پس از گذشت يازده سال از طبع و انتشار كتا ب اساطير ايران منتشر مي شود، در عمل، همان الگوي اثر ياد شده را دنبال مي كند و، در حقيقت، همان اثر است كه به صورتي گسترش يافته و به نسبت پالوده تر انتشار مي يابد. در پي همين گسترش يافتن، كتاب حاضر به دو پاره بخش گشته است: پاره ي نخست در برگيرنده ي متنها و يادداشتها است و پاره ي ديگر به بحث و تحليل اساطير ايران مي پردازد. وجود اين تغييرات جزئي و كلي نگارنده را بر آن داشت كه نام كتاب را تغيير دهد، زيرا با وجود آنكه اين اثر كمابيش همان اثر قبلي است، ولي ميزان تغييرات چنان است كه ديگر كيفيتي يگانه با آن ندارد.

كتاب اساطير ايران نخستين تجربه ي اين نگارنده در امر بررسي اساطير بود و نيك به ياد دارم كه براي نوشتن مقدمه ي آن در مانده بودم و با تحليل اساطير آشنا نبودم. زيرا تحصيلي و تخصصي در امر اساطير نداشتم و آن كتاب تنها بر اثر كششهاي ذوقي فراهم آمده بود. براي ياري گرفتن در كار مقدمه، نويسنده ي كتاب به دوستان و سروراني عزيز روي آورد و آنان – خردمندانه – از نوشتن مقدمه اي بر كتاب ياد شده سر باز زدند و در عوض مرا به خواندن تحقيقاتي جدي در زمينه ي مردم شناسي و اسطوره شناسي راهبر شدند. از آن گذشته، بانو دكتر كتايون مزداپور، كه از همكاران ارجمند نگارنده اند، راهن مودار من به بحثهايي شدند كه در مقدمه ي كتاب اساطير ايران آمده است. اكنون، با گذشت بيش از ده سال از آن زمان، شايد اندوخته ي مناسب تري از آگاهي و دانش اساطيري و مردم شناسي داشته باشم، ولي فاش مي گويم و از گفته ي خود دلشاد هم نيستم كه هنوز نيز پژوهنده اي ناپخته ام، نه اسطوره شناسي كار آمد و اين حقيقت است نه فروتني.

نخستين مجلد اين اثر شامل سه بخش «آفرينش»، «مردم» و «فرجام» است كه از متنهاي مزديسني ميانه فراهم آمده است. اين تقسيم بندي از آن روي انجام يافته است كه اصولاً اساطير در سه موضوع به بحث مي پردازد: نخستين بحث در چگونگي جهان خدايان، دشمنان محتمل ايشان و آفرينش جهان مادي و معنوي است كه در واقع، سخن بر سر بيان سرآغاز هستي و آفرينندگان آن است. موضوع مورد بحث ديگر در اساطير – به معناي كلي آن – داستانهاي حماسي است كه بازمانده ي دورانِ شكل گرفتن اقوام و استقرار ايشان در اعصار كهن به شمار مي آيد، و نيز بعضي قصه ها و افسانه ها كه در آنها قرار گرفته و بازمانده است. سومين موضوع مورد علاقه و بحث اساطير مسائل مربوط به پايان جهان و زندگي پس از مرگ است.

كتاب حاضر، چنانچه آمد، تنها بر مبناي متنهاي مزديسني ميانه كه از اواخر عهد ساسانيان و دو سه قرن نخستين اسلامي بازمانده، بنا شده است. سبب اين گزينش اين است كه براي مطالعه ي اساطيرقومي چون ايرانيان كه داراي اساطير مكتوبي از دورانهاي كهن، ميانه و نو فرهنگ خود هستند، بهتر است آثار ادوار مختلف فرهنگي ايشان را به يكديگر در نياميخت و آثار اساطيري هر مقطع فرهنگي را به صورتي مجزا گردآوري كرد و مورد مطالعه قرار داد؛ زيرا در طي زمان، بر اثر تحولات اجتماعي و تاريخي گوناگون، ديدگاهها و برداشتهاي تازه به تازه اي پديد مي آيد كه در هر برش تاريخي، بر اساطير و برداشتهاي اساطيري آن قوم در آن برش اثر مي گذارد و بدان رنگ و خويش كاري ويژه اي مي بخشد. در نتيجه، در آميختن مايه هاي اساطيري ادوار متفاوت به يكديگر باعث مي شود كه خواننده نه تنها به شناختي درست از ديدگاهها و برداشتهاي هر عصر نائل نگردد، بلكه اصولاً از شناخت تحول فكري آن قوم باز ماند. اما، هر چند درست است كه در كار اساطير شناسي بايد تكيه بر شناخت هر يك از مقاطع اساطيري به صورتي مستقل باشد، ولي شناخت مراحل قبلي و بعدي هر مقطع – البته اگر چنين مراحلي در دست بوده باشد – در پيوندي ناگسستني با يكديگر، به شرط آنكه مانع از استقلال و تماميت اساطير مقطع مورد نظر نگردد، منظر گشاده تري را در برابر ما مي گشايد و در نهايت، ما را قادر به لمس بهتر و ژرف تر اساطير آن مقطع خاص مي سازد. اين درست روشي است كه در اين كتاب در پيش گرفته شده است؛ يعني مجموعه اي از اساطير مزديسني متعلق به اواخر دوره ي ساساني و دو قرن آغازين اسلام، كه از آن يك مقطع فرهنگي واحد است، اساس متن كتا ب حاضر قرار گرفته، و در يادداشتهاي هر بخش (هر كجا سواد نگارنده قد مي داده است) گذشته ي آن اساطير از آثار ودائي و اوستايي و نيز مرحله ي بعدي آنها در اساطير و حماسه هاي مكتوب به زبان پارسي، مورد يادآوري و بحث قرار گرفته است، تا خواننده با سوابق و لواحق مطالب اسطوره اي نيز آشنا گردد.

اينك بايد به اين پرسش پاسخ داد كه اساطير مزديسني متعلق به واپسين دوره ي ساساني و دو سده ي آغازين اسلام چه رجحان و برتري ويژه اي بر اساطير دوره ي باستان يا دوره ي بعد دارد كه بدان سبب بنيادين مايه ي اين كتاب قرار گرفته است؟ نخست، بايد اعتراف كنم كه علت گزينش اين دوران خاص، بيش از همه، اين است كه نگارنده بر ادبيات و زبانهاي ميانه ي غربي ايران تسلطي بيشتر دارد تا بر زبانها و ادبيات باستاني آن و همه ي سالهاي آزگار دوران بعد از تحصيل خود را كه به بيست سال مي رسد، صرف مطالعه با آموزش متون ميانه ي غربي ايراني كرده است. ولي، از اين گذشته، ادبيات مزديسني اين دوره كه بخش عظيمي از ادبيات ميانه ي غربي ايران را تشكيل مي دهد، از نظر اساطيري غني تر، گسترده تر، متنوع تر و دقيق تر از مجموعه ي اطلاعات اساطيري مندرج در مجموعه ي ادبيات مزديسني باستاني ايران است. اين امر بدان سبب است كه اوستا، در واقع، مجموعه اي از سرودهاي نيايشي است كه در آنها هر چند اشارات بسيار به مسائل اساطيري رفته است، اما معمولاً از افسانه ها و روايتهاي بلند اساطيري تهي است، در حالي كه نوشته هاي مزديسني ميانه انباشته از مطالبي مفصل است كه كتاب حاضر تنها گزيده اي از آنها را در خود گنجانيده است. در ادبيات فارسي نيز هر چند آثار حماسي سترگي وجود دارد كه چيزي حتي نزديك به آن نيز در ادبيات ميانه نيست، اما ديگر مسائل اساطيري – آفرينش و پايان جهان – به تفصيلي كه در ادبيات ميانه وجود دارد، در ادبيات فارسي ديده نمي شود؛ و نيز در زمينه ي داستانهاي حماسي، بسياري نكته هاي باريك و روشن كننده در اين بخش از ادبيات موجود است كه ادبيات فارسي – تا آنجا كه نگارنده آشنا است – فاقد آن است. بدين روي، مناسب آن ديدم كه پايه و مايه ي كار را ادبيات ميانه ي مزديستي مندرج در آثار دوره ي ياد شده قرار دهم و در يادداشتها اشاراتي به اوستا و منابع فارسي دري كنم تا خواننده بر هر دو جنبه ي طولي و مقطعي، در زماني و هم زماني، اساطير ايران دست يافته باشد.

در اينجا بايد به نكته اي ديگر نيز اشاره كرد و آن اينكه هر چند اين آثار اساطيري منتسب به بهدين مزديسني است، اما نبايد گمان كرد كه اين اسطوره ها معرف عقايدِ و انديشه هاي بنيان گذار اين آيين است. حتي با اطلاعات اندكي كه از عقايدِ گاهاني در دست است و با اطلاعي كه از وداها و آثار مزديسنيِ كهن و ميانه گرد آمده است، مي توان مطمئن بود كه اين افسانه ها پردازيها و اسطوره ها ربطي، به باورهاي ژرف و اساسيِ گاهاني ندارد. آيينِ گاهاني آيينِ يكتاپرستي بود كه به خدايان متعدد ايمان نداشت و به رفتارهاي جادوگرانه و اعتقادات خرافي پشت كرده بود؛ در حالي كه اساطير بعدي مزديسني معروف بازگشتي است عاميانه به همان عقايد و خرافه هاي پيش از عصر گاهان و شايد بسياري نكته ها نيز از فرهنگ بومي به هسته ي ايرانيِ كهن اين اساطير افزوده شده باشد.

سرانجام، بايد به واپسين پرسش پاسخ گفت. اين پرسش، احتمالاً، مي تواند اين باشد كه شناختِ اساطير، اين مجموعه ي عقايد عاميانه و خرافي، چه سودي دارد؟

در پاسخ به اين نكته بايد گفت كه انسان راه درازي را، كه ميان توحش و تمدن وجود دارد، يكشنبه طي نكرده است و رسيدن به دين و ايمان و ستايش خداي يكتا به ناگهان پديد نيامده است. ذهنِ پيوسته جستجوگرِ انسان از آغاز در پي پاسخ گفتن به پرسشهاي خود بوده است: ما كيستيم؟ از كجا آمده ايم و به كجا خواهيم رفت؟ آيا اين جهان همه ي هستي است، يا از پس آن، جهاني ديگر و زندگاني ديگر وجود دارد؟

براساس پاسخهايي كه انسان در ادوار مختلف پيشرفت شناخت خود به اين پرسشها داده است، مي توان مراحل پيشرفت شناخت و آگاهي انسان را در ادوار مختلف دريافت و ديد كه ايمان به خدايي واحد و خالقي يكتا از درون چه سردرگميها و سرگشتگيها پديد آمده است و چگونه انساني كه مي انگاشت هر درخت و هر چشمه اي داراي روحي مقدّس است و هر پديده ي طبيعت نيرويي قاهر و خدايي نيرومند دارد، و بتها و بتكده ها مي افراشت، سرانجام، از پي همه ي تجارب هزاران ساله ي خود، به مفهوم خدايي يكتا دست يافت و بت پرستي و دوران اسطوره اي عقايد را به كنار نهاد؛ و اين مسير شناخت و پيشرفت هنوز نيز ادامه دارد و آگاهي را مرزي نيست.

بدين روي، مطالعه ي اساطير يك قوم، در همه ي ابعاد آن، ما را ياري مي دهد تا تاريخ رشد تمدن و فرهنگ آن قوم را باز شناسيم، و نيز از آنجا كه بسياري سنتها و اعتقادات، با وجود آنكه با روح دين و تمدن يگانه نيستند. سر سختانه باز مي مانند و در درون عقايد امروزي ما نيز جاي مي گزينند، چه بسا چنين مطالعه اي ما را به گوشه هايي از آداب و عادات كهن خود كه همچنان در ميان ما زنده است، راهنما گردد.

در امر تحليل اساطير ايران – البته، بنا به سليقه ي اين نگارنده كه معلوم نيست چقدر استوار باشد – به حدي كافي در مجلد دوم اين كتاب سخن رفته است و آنچه در اينجا براي بحث باز مي ماند، سخني چند درباره ي متنهايي است كه پايه و مايه ي اين كتاب قرار گرفته است و نيز ذكر مختصري درباره ي روش و سبك نثر.

مطالب اين كتاب از كتابهاي مزديسني متعددي فراهم آمده است. در طي سالهايي كه در فرهنگستان زبان با گروهي از همكاران به پژوهش در اين كتابها مي پرداختيم، فرصتي فراهم آمد و اكثر كتابهايي كه در اين اثر بخشهايي از آنها آمده است، در آنجا ترجمه و آوانويسي شد. كاش مي شد همه ي آن ترجمه ها را كه با عشق و دلسوزي فراهم آمده بود، به طبع رسانيد و منتشر كرد؛ اما فعلاً دلبستگان به چنين مطالعه اي بايد به اين گزيده هاي نگارنده بسنده كنند تا فرصتي به دست افتد و آن مجموعه در دسترس قرار گيرد؛ به هر حال، نگارنده از كار در آن گروه بهره هاي بسيار گرفت كه در تهيه ي كتاب حاضر سخت به كار آمد.

در اين كتاب بيش از همه از متن كتاب بندهش استفاده شده است. اين كتاب شيرين كه در طي دوره اي بيش از بيست سال پيوسته مورد پژوهش و علاقه ي من بوده است، انباشته از داستانها و روايات اساطيري است و با توجه به طرح و نظم شگفت آور و تحسين بر انگيز آن، مي توان باور داشت كه اين اثر متكي بر بهترين سنتهاي قبل از خود در بيان كيفيت خلقت و حركت عالم تا به رستاخيز و جاودانگي زندگي از پس آن است كه ظاهراً. اين سنت با متن اوستايي از ميان رفته ي دامداد نَسك و ديگر بخشهاي اوستايي كهن بي ارتباط نيست.

از اين كتاب دو روايت، يكي مختصر (معروف به هندي) و ديگري مفصل (معروف به ايراني) موجود است كه هر دو به پارسي در آمده و خاك خوردْ بر جاي مانده است. در اين كتاب تنها از روايت ايراني استفاده شده است.

پس از مقدمه اي نا تمام و تلخ كه حكايت از روزگار آشفته ي مزديسنان و فرو ريختن ناباورانه ي قدرت و فرمانروايي ايشان مي كند، فرنبغ، نويسنده ي كتاب، با بياني شيرين و طرحي استوار سخن را با گفتاري درباره ي بيكرانگي آغازين و كرانه مند بودن گيتي شروع مي كند و پس از آنكه جهان روشني و تاريكي را نشان داد، به بيان خلقت و هجوم اهريمن بر آن و نتايج آن تازش مي پردازد. سپس، ايزدان و ديوان را بر مي شمارد كه اين دو فصل خود از بخش بندي و طرحي بسيار در خور توجه بهره منداند. سپس، تاريخ اساطيري ايران را از پيشداديان و كيان تا تاريخ واقعي عهد ساسانيان و به سر رسيدن دولت ايشان بيان مي كند. سرانجام، پيش بيني آينده و فرجام جهان، رستاخيز و تنِ پسين مورد بحث قرار مي گيرد.

اين كتاب علاوه بر گوشه هاي تاريخي مربوط به ساسانيان، شامل اطلاعات نجومي، تقويمي، گياه شناسي، جانورشناسي و جغرافيايي آن دوره نيز هست كه آن را به دايرﺓ المعارفي مختصر شبيه مي سازد.

اين كتاب در اواخر قرن سوم هجري نوشته شده است و محتملاً، به سبب كهنگي و سلامت خاصي كه در نثر آن ديده مي شود، نويسنده ي كتاب منابع مزديسني ميانه ي معتبري را در دست داشته است.

در كتاب حاضر بسياري از بخشهاي جالب توجه اين كتاب آمده است؛ ولي هنوز بسياري مطالب ذي قيمت ديگر در اين كتاب موجود است و طبع همه ي كتاب ضرورتي است قطعي.

دومين اثري كه بيش از همه در اين كتاب مورد استفاده قرار گرفته است. گزيده هاي زاداسپرم است. اين اثر كه توسط زاداسپرم، پسر جوان جم، نوشته شده، از نظر زمان تأليف هم عصر بندهش است و اثر متعلق به قرن سوم هجري است.

اين كتاب از طرح كلي منطقي و مناسبي بهره مند نيست و بيشتر به سخنرانيها يا مقالاتي كه در يك مجموعه گرد آمده باشد، شبيه است. ولي، در همان حال، انباشته از اطلاعات اساطيري جالب به خصوص از نظر رروان شناسي است. مؤلف كتاب را كه گزيده اي بيش نيست، با گفتاري درباره ي آغاز جهان و آفرينش آن شروع مي كند و سپس، ناگهان به شرح زندگي زردشت مي پردازد و از آن پس، گفتاري درباره ي انسان – يعني روان، جان و تن وي – دارد و سرانجام درباره ي تن پسين و جاودانان سخن مي گويد.

به ياد شبهاي درازِ تنگدستي خود مي افتم كه در يتيم خانه اي در لندن به ازاء پشيزي تا صبح بيدار مي ماندم و به سرپرستي نوجواناني شرور مي پرداختم. در آن نيمه شبها بود كه با گزيده هاي زاداسپرم آشنا شدم و تلخي فقر و خستگي بي خواب نشستنها را با سرو كله زدن با آن متن مشكل فراموش مي كردم.

روايت پهلوي كه نام مؤلفش روشن نيست، اثري است كه محتملاً در عصر اسلامي به كتابت در آمده. اين كتاب از هيچ گونه منطق استواري در تقسيم مطالب خود پيروي نمي كند. از آيينها و عادات و آداب ديني گرفته تا جهان شناخت مزديسني، همه به صورتي در هم در كنار هم قرار گرفته اند. با اين همه، كتاب از ارزشي عمده بهره مند است. بعضي اسطوره هاي مربوط به خلقت در آن- كه در اثر حاضر ترجمه شده – و بعضي اسطوره هاي مربوط به خلقت در آن – كه در اثر حاضر كهن دارند و گوشه هايي از اساطير مربوط به پايان جهان نيز كه در اين كتاب آمده است، سخت جالب توجه است. اندرزنامه ي كهني در اين كتاب جاي گرفته است كه بسيار با ارزش به شمار مي آيد. زبان كتاب نيز گاه پاك و استوار است. در روايت فارسي بخشهاي عمده اي از اين اثر ترجمه شده است.

در اثر حاضر علاوه بر يادگار زريران، بخشي از متن درخت آسوري و همه ي قطعه شعر بهرام روجاوند نيز آمده است.

سرانجام بايد از واپسين نوشته اي كه در اين كتاب آمده است، ياد كرد و آن اردا ويراف نامه يا ارداورازنامه است. اين كتاب شرح سفر بهديني مقدس است به جهان ديگر كه در طي آن به ديدار اوهرمزد و مشاهده ي بهشت و دوزح نائل مي گردد.

اين كتاب از جهات بسياري قابل مقايسه با اثر دانته است. به خصوص در توصيف دوزخ و مجازاتها كه بخش عمده ي هر دو كتاب را تشكيل مي دهد، يا در مورد گناهكاران كه در هر دو اثر بيشتر زنان ناپارسا به چشم مي خورند.

در كار ترجمه ي اين متنها، نگارنده كوشيده است ترجمه اي را در ديدار خواننده بگذارد كه تا سر حد امكان معروف زبان و سبك خاص نثر دوره ي ميانه ي زبان ما باشد. تا اين اثر علاوه بر ارزش محتمل اساطيري خود، ارزشي زباني و ادبي نيز داشته باشد. اما در اين كار كوشش شده است تا از پيچيدگيهاي كلام كه گاه در متنهاي اصلي ديده مي شود، و از آوردن واژه هاي فرو مرده و مهجور دوري شود، زيرا نبايد فراموش كرد كه هدف اصلي شناساندن اساطير بوده است.

متنهاي اصلي از نظر سبكِ نثر و ارزشِ ادبي يك دست نيستند و برابر به شمار نمي آيند. نثر شيوا و استوار زند يهمن يسن و بخشهايي از بندهش با مجموعه ي هراس انگيزِ رشته واژه هاي در هم كشيده ي دينكرد نمي تواند در يك مجموعه ي واحدِ سبكي قرار گيرد، و به ناچار، ترجمه ي آنها نيز نمي تواند يك دست بوده باشد. اين تفاوتها در ترجمه هاي اين كتاب منعكس و مشهود است.

اميد است اين اثر نه تنها از نظر اساطيري، كه از نظر شناساندن نثر پارسيِ ميانه مشتي از خروار به شمار آيد و مايه اي در دست علاقه مندان به فرهنگ و ادب اين سرزمين قرار گيرد.

فهرست كتاب
پاره ي نخست
فرگرد نخست: آفرينش
بخش نخست، سرآغاز
بخش دوم، درباره ي آفرينش مادي
بخش سوم، درباره ي فراز آفريدن روشنان
بخش چهارم، درباره ي چگونگي و علت آفرينش آفريدگان براي نبرد
بخش پنجم، تازش اهريمن بر آفرينش
بخش ششم، درباره ي دشمني دو مينو
بخش هفتم، درباره ي زيج گيهان
بخش هشتم، درباره ي نبرد كردن آفريدگان گيتي به مقابله ي اهريمن
بخش نهم، درباره ي مقابله ايستادن با آن پليدي كه اهريمن بر آفريدگان هرمزد برد
بخش دهم، اينكه آسمان چگونه و از چه ساخته شده است
بخش يازدهم، درباره ي كردارهاي بزرگ ايزدان مينوي
بخش دوازدهم، درباره ي بدكرداري اهريمن و ديوان
فرگرد دوم: مردم
بخش سيزدهم، درباره ي چگونگي مردمان
بخش چهاردهم، درباره ي گزندي كه هزاره هزاره به ايرانشهر آمد
افزوده ي بخش چهاردهم
بخش پانزدهم، داستان جم
بخش شانزدهم، داستان روان كرشاسپ
بخش هفدهم، زندگي زردشت
بخش هجدهم، يادگار زريران
فرگرد سوم: فرجام
بخش نوزدهم، هزاره ي اوشيدر و اوشيدر ماه و سوشيانس
بخش بيستم، بهشت
بخش بيست و يكم، درباره ي بهشت و دوزخ (اردا ويراف نامه)
بخش بيست و دوم، درباره ي چينودپل و روان در گذشتگان
پاره ي دويّم
بخش اول
اسطوره چيست؟
بخش دويّم
سرزمين و مردم (ناتمام)
طرح كتاب نا تمام
نمونه ي دست خط مهرداد بهار
فهرست متنهاي پهلوي مندرج در كتاب
نمايه
گزارش خطا
ارسال پیام
captcha