پایگاه خبری آفتاب
۱۸ /خرداد /۱۴۰۵
Monday 08 June 2026
کد خبر:۲۱۶۵۵
۱۱:۱۷
۱۳۸۴/۰۸/۰۸

برنامه سلاحهاي هسته اي اسرائيل

ترجمه: علي رضا محمدعليزاده
۱۱:۱۷
۱۳۸۴/۰۸/۰۸
به گزارش آفتاب نیوز، برنامه سلاحهاي هسته اي اسرائيل اين گونه شروع شد كه هلوكست، هر اقدامي كه اسرائيل براي تضمين حياتش انجام مي داد را توجيه كرد. در نتيجه، اسرائيل فعالانه از نخستين روزهاي كار خود در مورد گزينه هسته اي خويش به تحقيق پرداخت. در سال 1949، حِمِدگيمِل، واحد خاجي از هيئت علمي IDF، تحقيق دو سالانه ي زمين شناسي در صحراي نجو (Negev) شروع كرد، در حالي كه انتظار كشف ذخاير اورانيوم در آن مناطق را داشت. گرچه هيچ منابع عمده ي اورانيومي كشف نشده، مقادير قابل بازيافتي در رسوبات فسفات پيدا شد.

اين برنامه قدمي ديگر در جهت ايجاد كميته انرژي اتمي اسرائيل (IAEC) در سال 1952.م برداشت. ارنست ديويد برگهن، رئيس آن، مدتها از بمب اسرائيلي حمايت كرده و آن را بهترين راه براي اطمينان يابي از اينكه «هرگز دوباره همچون بره به كشتارگاه برده نخواهد شد»، دانست. برگمن همچنين رئيس بخش تحقيق وزير ساخت وزارت دفاع بود (معروف به تام مخفف يهودي، EMET)، كه مراكز تحقيقي حمد (حمد گيمل، يكي از آنان، اكنون با تام مهن 4) را به عنوان بخشي از سازماندهي مجدد، زير نظر داشت. تحت سرپرستي برگمن، مرز بين IAEC و EMET تا جايي از بين رفت كه مهن 4 به عنوان مهم ترين آزمايشگاه براي IAEC عمل مي كرد. تا سال 1953، مهن 4، نه تنها پردازش براي استخراج اورانيوم كشف شده در را به پايان رسانده بود، بلكه روشي جديد براي توليد آب سنگين را توسعه بخشيد و اسرائيل را قادر به توانايي ذاتي توليد بعضي از مهم ترين مواد هسته اي ساخت.

اسرائيل براي طراحي و توليد راكتور، از فرانسه كمك خواست. همكاري هسته اي بين دو كشور، به دهه ي سال 1950 بر مي گردد، هنگامي كه ساخت با رآكتور آب سنگين 40 مگاواتي و يك كارخانه توليد و بازيافت در ماركول توسط فرانسه آغاز شد. فرانسه، شريكي مسلم براي اسرائيل بود و هر دو دولت، اختيار هسته اي مستقل را ابزاري مي دانستند كه با آن مي توانند خود مختاري خود را در محيط دو قطبي جنگ سرد حفظ كنند. در پاييز سال 1956.م فرانسه موافقت كرد كه يك رآكتور هسته اي 18 مگاواتي براي اسرائيل فراهم كند. با اين حال، شروع بحران سوئز در چند هفته بعد از آن، به گونه اي چشمگير موقعيت را تغيير داد. پس از بستن كانال سوئز توسط مصر در ماه جولاي، فرانسه و بريتانيا با اسرائيل موافق بودند كه اسرائيل بايد جنگي را با مصر آغاز كند، تا براي ملتهاي اروپايي اين بهانه را فراهم كند كه نيروهاي خود را به عنوان حاميان صُلح به مصر وارد كنند و آن كشور را تسخير كرده و دوباره منطقه ي كانال را باز كنند.

به دنبال بحران سوئز، اتحاد شوروي، تهديد مستور و نسبتاً كمي بر عليه سه ملّت انجام داد. اين حادثه ي ضمني نه تنها اين نظر اسرائيل را كه توانايي هسته اي براي جلوگيري از تكيه به متحدان اتكا ناپذير لازم است، تقويت كرد، بلكه منجر به حس ترديد نسبت به رهبران فرانسوي شد كه در تحقق تعهداتشان نسبت به يك شريك شكست خورده بودند. حتّي نقل مي شود كه گاي مولت، نخست وزير فرانسه گفته است كه، فرانسه، بمب را به اسرائيل بدهكار است.

در 3 اكتبر 1957؛ فرانسه و اسرائيل، توافقنامه ي تجديدنظر شده اي امضا كردند تا فرانسه يك رآكتور 24 مگاواتي بسازد (گرچه سيستمهاي خنك كننده و مكان زباله ها براي داشتن 3 برابر آن توان طراحي شده بودند) و همين طور در پروتكلهايي كه در ورقه ثبت نشده بود، ساخت يك كارخانه ي توليد و بازيافت شيميايي مورد تعهد فرانسه بود. اين مجتمع به طور سدي ساخته شد و خارج از ديد رژيم، نظارت IAEA، توسط تكنسينهاي اسرائيل و فرانسه در ديمنا، در صحراي نجو، تحت رهبري كُلنِل مِنس پرت از هيئت فرماني IDF، اين كار صورت گفت. مقياس پروژه و سرّي بودن آن موجب شد كه ساخت ديمنا، مسئوليت عظيم و سنگيني باشد. يك آژانس جاسوسي جديد، يعني دفتر علوم ليازن (LEKEN)، براي فراهم آوردن امنيت و مخفي بودن پروژه تشكيل شد. در مرحله ي نخست، بيش از 1500 كارگر اسرائيلي و فرانسوي براي ساخت ديمنا به كار گرفته شدند. براي حفظ اختفاء و سرّي بودن طرح، به مأمورين گمرك فرانسه گفته شد كه بزرگ ترين قسمتهاي رآكتور همچون تانك رآكتور، قسمتي از كارخانه ي نمك زدايي و براي آمريكاي لاتين هستند. به علاوه پس از خريد آب سنگين از نروژ، با اين شرايط كه آنها به كشور سوّمي منتقل نشوند، نيروي هوايي فرانسه مخفيانه تا چهار تن از اين ماده را از راه هوايي به اسرائيل بردند. دردسر در مِي 1960 بيشتر شد، يعني هنگامي كه فرانسه به اسرائيل فشار آورد تا پروژه را علني كند و بازرسان بين المللي را به محل ببرد و تهديد كرد كه سوخت رآكتور را در غير اين صورت قطع مي كند. رئيس جمهور دوگول نگران بود كه رسوايي حتمي پس از افشاء در مورد همكاري فرانسه در پروژه، به خصوص كارخانه بازيافت شيميايي به واكنش منفي در مورد موقعيت بين المللي فرانسه منجر خواهد شد كه در آن زمان نيز به خاطر جنگ آن كشور در الجزيره، وضعيت متزلزلي داشت. دوگول، در نشست بعدي با بن گوريون، به اسرائيل پيشنهاد فروش هواپيمايي جنگي در مقابل توقف كاربر كارخانه ي بازيافت را داد و با اطمينان از اينكه اين مسئله تمام شده است، به فرانسه برگشت. اما اين طور نبود. طي چند ماه بعد، اسرائيل توافقنامه اي تنظيم كرد. فرانسه مي بايست اورانيوم و اجزاء قرارداد را فراهم كند و بر بازرسيهاي بين المللي پافشاري نكند.

در مقابل، اسرائيل به فرانسه اطمينان مي داد كه آنها قصد ساخت سلاحهاي اتمي ندارند، هيچ غني سازي پلوتونيومي انجام نمي دهد و وجود رآكتور را فاش مي سازد كه رآكتور نيز بدون كمك فرانسه كامل مي شد. در حقيقت، نه آن چنان تغيير كرده، پيمانكاران فرانسوي كار بر روي رآكتور و كارخانه ي غني سازي را تمام كردند، سوخت اورانيوم تحويل داده شد و رآكتور در سال 1964.م، به مرحله ي حساس و مهمّ رسيد.

ابتدا، ايالات متحده آمريكا، پس از اينكه هواپيماهاي يودو در سال 1958، از بالاي ساختمان تجهيزات عبور كردند، از وجود ديمنا مطلع شد، امّا هويت ديمنا تا دو سال بعد به عنوان يك محلّ هسته اي شناخته نشد. اين مجموعه با عناوين مختلفي توضيح داده شد، همچنين كارخانه ي پارچه، ايستگاه كشاورزي و يك مكان تحقيقي استخراج فلزات، تا اينكه در دسامبر 1960، ديويد بن كورين، اظهار داشت كه مجتمع ديمنا يك مركز تحقيقي هسته اي ساخته شده براي «مقاصد صلح آميز» است.

طي دو دهه ي بعد، كه در آن ايالات متحده با تركيبي از غفلت نسبي، تحليل اشتباه و تقلبهاي موفق اسرائيل، در تشخيص اوليه ي جزئيات برنامه ي هسته اي اسرائيل ناكام ماند، در هشتم دسامبر 1960.م، سي آي اِي گزارشي منتشر كرد و در آن طرح ديمنا براي ازدياد هسته اي را عنوان كرد مركز سي آي اِي در تل آويو تا اواسط دهه ي 1960 اطمينان يافت كه برنامه ي سلاحهاي هسته اي اسرائيل، حقيقتي مسلّم و برگشت ناپذير است.

بازرسان ايالات متحده آمريكا طي دهه 1960، هفت بار از ديمنا بازديد به عمل آوردند، اما آنها قادر نبودند تصويري دقيق از فعاليتهاي انجام شده در آنجا به دست آوردند و بيشتر اين مسئله به خاطر كنترل شديد زمان بندي و دستور جلسات بازديدها توسط اسرائيل بود. اسرائيليها تا آنجا پيش رفتند كه صفحه ي اتاق كنترل دروغين نصب كردند و جلوي آسانسورها و راهروهاي ورودي مناطق خاصي از ساختمان را آجر مي گرفتند. بازرسان تنها مي توانستند- گزارش كنند كه در آنجا هيچ برنامه ي توان هسته اي كشوري يا تحقيقي علمي مشخصي كه توجيه كننده ي چنين رآكتور بزرگي باشد وجود ندارد- مدرك ضمني برنامه ي بمب اسرائيل- اما هيچ مدرك «فعاليتهاي مرتبط با سلاح» همچون وجود كارخانه ي غني سازي پلوتونيوم كشف نكردند.

گرچه دولت ايالات متحده براي تصويب برنامه ي هسته اي اسرائيل كاري نكرد، هيچ اقدامي در جهت توقف آن نيز صورت نداد. والورث باربور، سفير آمريكا در اسرائيل در سالهاي 1961 تا 1973، يعني سالهاي تعيين كننده و مهم برنامه ي ساخت بمب، عموماً شغل خود را جدا نگهداشتن رئيس جمهور از واقعيتهايي عنوان مي كرد كه ممكن بود او را وادار به عكس العمل در تقابل مورد هسته اي كند و در جايي گفته است كه «رئيس جمهور مرا به آنجا نفرستاد تا بر مشكلاتش بيفزايم، او نمي خواهد كه اخبار بد بشنود». پس از جنگ 1967، باربور حتي تلاشهاي جمع آوري اطلاعات جاسوسي وابسته به نظاميان در اطراف ديمنا را متوقف و ممنوع كرد. حتي هنگامي كه باربور سرپرستي اطلاعات آتي را برعهده گرفت، همان طور كه در سال 1966، كاركنان سفارت دريافتند كه اسرائيل شروع به قرار دادن كلاهك در موشكها كرده است، باز هم اين پيام در بوروكراسي حاكم از بين رفت و هرگز عملي صورت نگرفت.

در اوايل سال 1968، سي آي اِي با انتشار گزارشي نتيجه گيري كرد كه اسرائيل، به طور موفقيت آميز توليد سلاحهاي هسته اي را آغاز كرده است. با اين حال، اين برآورد براساس گفتگوي- غير رسمي بين كارل دوكِت، رئيس دفتر علوم و تكنولوژي سي آي اِي و ادوارد تِلر، پدر بمب هيدروژن بود. تِلر اظهار داشت كه براساس گفتگوهاي انجام شده با دوستان در مؤسسه علوم و دفاع اسرائيل، او نتيجه گرفته بود كه اسرائيل قادر به ساخت بمب است و سي آي اِي نبايد منتظر تست اسرائيل براي انجام ارزيابي نهايي باشد، زيرا آن تست هرگز انجام نخواهد شد. برآوردهاي سي آي اِي در مورد اندازه ي زرادخانه ي اسرائيل با گذشت زمان هيچ پيشرفتي نداشت. در سال 1974، دوكِت تخمين زد كه اسرائيل بين 10 و 20 سلاح هسته اي دارد. محدوده ي بالايي از حدس سي آي اِي با توجه به تعداد اهداف احتمالي اسرائيل بود و نه براساس اطلاعات خاصّ. از آنجا كه اين ليست اهداف نسبتاً ثابت فرض مي شدند، اين آمار، برآورد رسمي- آمريكا تا اوايل دهه ي 1980 باقي ماند.

تركيب و اندازه ي حقيقي ذخيره ي هسته اي اسرائيل، غير حتمي است و موضوع برآوردها و گزارشات مختلف مي باشد. گزارشات زيادي وجود دارد مبني بر اينكه اسرائيل در سال 1967 دو بمب داشت و اينكه رئيس جمهور اِشكُل در طول جنگ شش روزه و در اولين آماده باش هسته اي اسرائيل، دستور تجهيز آنها را داد. همچنين گزارش شده كه با شكست هراس آور در جنگ يوم كيپور در اكتبرسال 1973، اسرائيل 13 بمب اتمي 20 كيلويي فراهم كرد.

اسرائيل توانايي بالقوه ي توليد و ساخت دهها كلاهك هسته اي در فاصله ي سالهاي 1980-1970 را داشت و ممكن است تا اواسط دهه ي 1990، 100 تا 200 كلاهك داشته باشد. در سال 1986، توصيفات و عكسهايي از كلاهكهاي هسته اي اسرائيل در ساندي تايمز لندن چاپ شدند و كارخانه ي زيرزميني بمب را نشان دادند. عكسها توسط مردچاي وانونو، يك تكنسين هسته اي اخراجي اسرائيل گرفته شده بودند. اطلاعات او، بعضي متخصصان را به اين نتيجه رساند كه اسرائيل ذخيره ي 100 تا 200 وسيله ي هسته اي را در آن زمان داراست. در اواخر دهه ي 1990، كميته ي جاسوسي ايالات متحده برآورد كرد كه براساس تخمينهاي توليد، اسرائيل داراي 75 تا 130- سلاح است. اين ذخيره مطمئناً شامل كلاهكهايي براي موشكهاي متحرك جريكو 1 و جريكو 2،- بمبهايي براي هواپيماهاي اسرائيلي و احتمالاً سلاحهاي ديگري از اقسام ديگر بود. حتي بعضي برآوردهاي منتشر شده اظهار داشتند كه اسرائيل ممكن است تا اواخر دهه ي 1990، تا 400 سلاح هسته اي داشته باشد. ما معتقديم كه اين ارقام، اغراق آميز هستند.

راكتور هسته اي ديمنا، منبع پلوتونيوم براي سلاحهاي هسته اي اسرائيل است و تعدا سلاحهاي هسته اي كه مي توانست توسط اسرائيل ساخته شود، براساس سطح توان اين رآكتور تخمين زده مي شود. اطلاعات فاش شده در سال 1986 توسط مردچاي وانونو نشان داد كه در آن زمان، مقدار پلوتونيوم سلاحها كه سالانه توليد مي شد، در حدود 40 كيلوگرم بود. اگر اين ارقام با توانايي ثابت كُلّ تأسيسات ديمنا مطابقت داشته باشد، به گفته تحليل گران رآكتور مي تواند سطح توان حداقل 150 مگاواتي داشته باشد، كه اين مقدار حدوداً دو برابر سطح تواني است كه به اعتقاد عموم اين تأسيسات در سال 1970 داشته است. به اعتقاد تحليل گران، براي تطبيق اين سطح توان بالاتر، اسرائيل سيستم خنك كننده ي بزرگي ساخته است. يك تفسير جايگزين اطلاعات به دست آمده از وانونو اين بود كه سطح توان رآكتور در حدود 75 مگاوات باقي مانده بود و مقدار توليد پلوتونيوم در اوايل دهه ي 1980 نشان دهنده ي انبار مواد توليد شده ي قبلي است. محدوده هاي بالايي و پاييني قابل باور ذخيره ي اسرائيل ممكن است با توجه به متغيرهاي مختلف تعيين شود كه بسياري از آنها، در تمام برنامه هاي سلاحهاي هسته اي مشترك است. رآكتور ممكن است بين 200 تا 300 روز در سال كاركرده باشد و در حدود 9/0 تا 0/1 گرم پلوتونيوم براي هر مگاوات گرما در روز توليد كرده باشند. اسرائيل احتمالاً بين 4 و 5 كيلوگرم پلوتونيوم براي هر سلاح به كار برده باشد (5 كيلوگرم، تخمين محافظه كارانه اي است، و وانونو گزارش كرد كه سلاحهاي اسرائيلي 4 كيلوگرم استفاده كرده اند.)

متغير اصلي كه خاص اسرائيل است، سطح توان رآكتور مي باشد، كه با ارقام مختلفي حداقل 75 مگاوات، و احتمالاً تا 200 مگاوات گزارش شده است. تصاوير ماهواره اي جديد با قدرت تفكيك بالا، در مورد اين مسئله، اطلاعات مهمي فراهم كرده اند، تصوير رآكتور هسته اي ديمنا با پروژه ي چشم عمومي اتحاديّه علوم آمريكا از ماهواره ي IKONOS شركت تصوير فضايي گرفته شده است.

برجهاي خنك كننده يا خنك سازي كنار رآكتور ديمنا به وضوح در تصاوير ماهواره اي قابل روئيت و شناسايي هستند. مقايسه ي تصاوير IKONOS تجاري حاصل شده و تصاوير ماهواره ي شناسايي CORONA آمريكا نشان مي دهد كه هيچ برج خنك كننده اي در سالهاي بين 1991 و 2000 ساخته نشده است. اين قوياً ثابت مي كند كه سطح توان رآكتور به طور چشمگير در اين مدت افزايش نيافته است. اين نشان دهنده ي يك نرخ توليد ساليانه ي پلوتونيوم حدوداً 200 كيلوگرم است. براساس محدوده هاي بالايي و پاييني قابل پذيرش اعمال انجام شده در رآكتور، اسرائيل مي توانسته- پلوتونيوم كافي براي دست كم 100 سلاح هسته اي و احتمالاً كمتر از 200 سلاح را توليد كرده باشد. نوعي تست غير هسته اي، احتمالاً يك تست انفجاري صفر، در دوم نوامبر 1966 رخ داد (احتمالاً در النكب در نجو). هيچ مدركي وجود ندارد كه ثابت كند اسرائيل حتي آزمايش هسته اي انجام داده باشد، گرچه بسياري شاهدان بر اين باورند كه يك انفجار هسته اي مشكوك در جنوب اقيانوس هند در سال 1979، يك آزمايش مشترك كشورهاي آفريقاي جنوبي و اسرائيل بوده است.
گزارش خطا
ارسال پیام
captcha