به گزارش آفتاب نیوز، 
مدافع پرسپوليس با اطمينان خاصي از پيروزي در داربي پنجاه و نه حرف مي زند.شايد با تساوي استقلال - سايپا داربي روز جمعه حال و هواي حساس تري به خود بگيرد.داربي اما غير قابل پيش بيني است اين را خود شيث هم مي داند.
بهتر است از تساوي پرسپوليس مقابل صباباتري شروع كنيم.
نتيجه خوبي را به دست نياورديم. اما بازي به مراتب بهتري را به نمايش گذاشتيم. به هر حال پرسپوليس در شرايط خاصي قرار گرفته است و همه نگاهها به اين تيم است كه ميبرد يا ميبازد. براي تيمي مثل پرسپوليس تساوي حكم باخت دارد.
با اين حساب به صباباتري باختيد؟
نه، من ميخواهم اعتبار تيم را توضيح بدهم. منظورم اين است كه در شأن پرسپوليس نيست كه چند هفته نتيجه نگيرد.
پرسپوليس پايگاه عجيبي ميان مردم دارد. هواداران اين تيم آنقدر با معرفت هستند كه شما تصورش را هم نميكنيد. هواداران ما متعصب و با مرام هستند. حتي در شرايط بحراني هم هواي ما را دارند. اگر آنها نبودند بارها و بارها نااميد ميشديم و به قول معروف وا ميداديم.
الان هم همين كار را ميكنيد. عملكرد تيم چندان سنخيتي با بحث قدرشناسي از هوادار ندارد. پرسپوليس امروز ضعيف كار ميكند و دل هواداران ميليوني خود را ميشكند.
با شما موافقم. به خدا همه اين حرفها را قبول دارم. اما واقعاً نميدانم اشكال كارمان كجاست. پرسپوليس را نبايد تا اين حد تحت فشار قرار داد. به نظر من بايد به پرسپوليس فرصت بدهيم يك بحثي هست ما از طرفي چند هفته را گذراندهايم و از طرفي بيش از بيست هفته ديگر بازي داريم. بايد خودمان را جمع كنيم. ما داريم در پرسپوليس بازي مي كنيم. پس خيلي بايد حواسمان جمع باشد تا كار از اين كه هست خرابتر نشود. اگر ما اين بحث را براي خودمان حل كنيم، خيلي از مشكلات ديگر هم به تبع آن حل خواهد شد. امروز روزنامهها ما را به خيلي چيزها متهم ميكنند. شايد حق دارند و شايد هم كمي شيطنت ميكنند، مهم نيست، تنها چيزي كه به نظر من اهميت زيادي دارد، برگشتن پرسپوليس به شرايط ايدهآل است.
بازگشت به ايدهآل تحت يك شرايط خاصي حاصل ميشود آن شرايط وجود دارد؟
بله، در مورد پرسپوليس واقعاً چطوري فكر ميكنيد. ما تيم خوبي هستيم. هر هفته داريم بهتر ميشويم. من بازيكن اين تيم هستم. از نزديك دارم با پرسپوليس كار ميكنم و حتي زندگي ميكنم. من به شما ميگويم ما بهتر هم ميشويم.
فكر نميكنيد گوش هواداران شما از اين وعدهها پر شده است و به دنبال واقعيت ميگردند؟
گوش هواداران ما فقط از يك چيز پر است؛ پرسپوليس. چرا بعضيها قصد دارند شرايط را خيلي بحراني نشان دهند. بله، اين درست كه پرسپوليس تا به حال خوب نتيجه نگرفته است، اين درست كه در اكثر بازيهاي امسال خوب بازي نكردهايم اما يك نكتهاي را به شما بگويم، پرسپوليس يك نام بزرگ است، يك تيم بزرگ است كه بازيكن را رو به جلو هل ميدهد. اين تيم را هيچوقت دست كم نگيريد.
درست است كه خيليها امروز ميگويند پرسپوليس بيمار است، اما خدا نكند اين بيمار برخيزد.
شما خيلي خوب كري ميخوانيد؟
(ميخندد) اين هم يك فني است ديگر. نه؟ حالا گذشته از اين حرفها ميخواهم صادقانه بگويم ما هم در پرسپوليس تلاش ميكنيم، ميدويم كه تيم نتيجه بگيرد، وقتي نميشود، باور كنيد خود من ساعتها ناراحت و نگران هستم و به فكر فرو ميروم كه چرا، واقعاً چرا نتيجه نميگيريم.
احساس ميكنيد بيش از حد تحت فشار هستيد.
ببينيد، وقتي يك تيمي مثل پرسپوليس خوب بازي نميكند، مطبوعات و رسانهها به آن ميپردازند، حتي گاهي روي تساوي اين تيمها هم كليد ميكنند و در واقع به شدت پيگير ماجرا و اتفاقات هستند.
پس به مطبوعات حق ميدهي و معتقدي اگر امروز پرسپوليس تحت فشار و انتقادهاي زيادي قرار دارد به اين دليل است كه خودش بد بازي ميكند. خودش نتيجه دلخواه نميگيرد و ...
بله، يك بخشي از اين حرفها را قبول دارم. اما فراموش نكنيد كه افرادي هم هستند كه شيطنت ميكنند، اصلاً دوست دارند كه تيم ما پر از حاشيه و دردسر باشد. همين چند وقت پيش من و آقا بهروز را ميخواستند به جان يكديگر بيندازند.
خودت مصاحبه كرده بودي؟
نه، به خدا من هيچ حرفي عليه رهبريفرد نزده بودم، در مورد خوم و شرايط پرسپوليس گفتم، فرداي آن روز ديدم در آن روزنامه از قول من حرفهايي نوشتهاند كه به خداوندي خدا هيچ وقت نگفته بودم.
بعد هم تكذيب كرديد.
بله. اما چه فايده. آقا بهروز را از من رنجاندند. او هنوز هم عذر من را قبول نكرده. از او معذرت خواهي كردم و باز هم اين كار را ميكنم و از همه اين حرفها مهمتر اينكه واقعاً من هيچ حرفي بر ضد او نزدم. حالا شما بگوييد اين درست است كه از قول من بنويسند، فلاني... سفارش شده است و ... نه، اينها همه بهانهاي است براي اينكه به هدفشان برسند، هدفشان هم بزرگتر از به هم زدن رفاقت من و آقا بهروز و بقيه است، آنها به دنبال زمين خوردن پرسپوليس هستند.
آقا شيث! عدهاي قصد دارند پرسپوليس را توي حاشيه ببرند، عدهاي اصلاً نميخواهند سر به تن پرسپوليس باشد، اينها همه درست. اما شماها امروز خوب بازي نميكنيد، ميبازيد، مساوي ميكنيد و بعد هم ميگوييد هفته به هفته بهتر ميشويم.
به نظر من هر اتفاقي كه در پرسپوليس ميافتد مسؤوليت آن بر عهده همه ماست. چرا عدهاي سعي دارند همه تقصيرها را به گردن علي آقا و ناصرخان بيندازند، چرا عدهاي بيرحمانه به پروين ميتازند و طوري در مورد او حرف ميزنند كه انگار هيچ كارنامهاي نداشته است. با اين تفاصيل من معتقدم ما بايد در بردها و باختها همگي در كنار هم باشيم و مسؤوليت اتفاقات را برعهده بگيريم. مگر ميشود در باختها يك نفر مقصر باشد و در بردها هم يكي، دو بازيكن. فوتبال يعني كار تيمي. هر چه هست و نيست از خود ماست. فقط يك نكته ميماند و آن اينكه ما بازيكنان بايد هواي يكديگر را داشته باشيم، اگر اين اتفاق بيفتد هيچ تيمي نميتواند مقابل ما سرسختي كند.
بعضيها ميگويند، شماها بيتعصب به ميدان ميرويد؟
اگر منظورتان علي پروين است بايد بگويم كه حق دارد. علي آقا انتظار دارد تيمش خوب بازي كند و نتيجه بگيرد اما گاهي با بدشانسي محض روبرو ميشويم و ديگر هيچ كاري از ما ساخته نيست.
چند در صد را مگر ميتوان با بدشانسي توجيه كرد؟
راحتتان كنم، پنجاه درصد فوتبال شانس است. بقيه روي هم رفته پنجا درصد ديگر را تشكيل ميدهند. با همه اين حرفها من معتقدم بچههاي پرسپوليس همگي با تعصب و غيرت بازي ميكنند و ما فقط به زمان احتياج داريم.
چقدر؟ چه مدت؟
اگر دست از سرمان بردارند، تيم بر ميگردد. شك نداشته باشيد كه خيلي زودتر از حد تصور بر ميگرديم. شما نگاه كنيد به تيمهاي ديگر. ببينيد وقتي ميبازند اينقدر تحت فشار هستند كه ما وقتي مساوي ميكنيم... مسلماً نه. شايد بگوييد چون ما يك تيم پرطرفدار هستيم و هوادار ما هم صبر نميكند كه من با شما مخالفت ميكنم. چون هوادار ما را همين انتقادهاي تند و پشت سر هم تحريك ميكند، طبيعي هم هست، اما اگر دو هفته دست از سر اين تيم بردارند، هوادار با سختيها و مشكلات كنار ميآيد، ديگر كار به جايي نميرسد كه به اسطوره باشگاه و فوتبالمان بياحترامي كنند. واقعاً متاسفم. انگار عدهاي به قول شما واقعاً نميخواهند سر به تن پرسپوليس باشد.
تو از پرسپوليس طي مدت سه سالي كه در اين تيم بودهاي چه شناختي پيدا كردهاي؟
پرسپوليس تيم عجيبي است. وقتي همه آنها قطع اميد ميكنند، به يكباره بلند ميشود و روي پايش ميايستد، اين اتفاق نميافتد مگر با چاشني غيرت و تعصب كه من فكر ميكنم همه ما داريم و ميتوانيم دوباره بلند شويم. باور كنيد اتفاقات اين چند هفته پرسپوليس را خيلي بزرگ كردهاند، ما الان در رده دهم جدول هستيم، جاي ما آنجا نيست، خودمان هم ميدانيم، اما ميتوانيم برگرديم، ماهي را هر وقت از آب بگيريم، بردهايم، شايد برگشتن ما با شكست استقلال همراه باشد. از كجا معلوم؟
و شايد هم باختيد؟
نه، نميبازيم. انشاءا... ميبريم. منتقدان پرسپوليس را قانع ميكنيم كه ما ميتوانيم، كه پرسپوليس توان برگشتن به ليگ را دارد. جاي پرسپوليس آن بالاهاي جدول است، نه در جايگاه دهم. بنابراين براي حل اين مشكل همه ما داريم ميجنگيم و از اين به بعد هم تلاش خودمان را بيشتر ميكنيم. به خدا الان همه ما همين را ميخواهيم. علي آقا اگر حرص ميخورد به اين خاطر است كه نميخواهد شرمنده هواداران باشيم، دوست دارد تيمش هميشه هجومي بازي كند و برنده ميدان باشد.
در حال حاضر پرسپوليس يك مشكل بزرگ دارد و آن اينكه چون نتايج خوبي نگرفته است، مدام تحت فشار است و در بحث نتيجهگيري هواداران اين تيم هم دچار حساسيت زيادي شدهاند. با اين مشكل چه ميكنيد؟
ما نبايد از واقعيات فرار كنيم، نه از واقعيت و نه از انتقادها و نه از حساسيت هواداران. همه اينها حق دارند. به اين علت حق دارند چون تيمشان را در هر شرايطي تنها نگذاشتهاند و حالا توقع دارند. اما در مورد انتقادها به نظر من عدهاي هم هستند كه سعي دارند از هر اتفاق كوچكي در پرسپوليس يك جريان بسازند. انتقاد اگر سازنده باشد همه ميپذيرند، اما اگر بوي تفرقه بدهد، بوي حاشيه از آن به مشام برسد، آن وقت است كه هيچ يك از ما تحمل نميكنيم و كار بدتر از اينكه هست، ميشود. من يك بار ديگر هم تأكيد ميكنم كه آقا مشكل پرسپوليس مربيان نيستند، ما هستيم، خود ما بازيكنان. ما بايد بهتر و مؤثرتر كار كنيم.
خود تو براي اينكه مفيدتر واقع شوي، چه كردهاي؟
هميشه سعي ميكنم خوب بازشم، بخصوص در تمرينات. ميخواهم كاري كنم كه به من اعتقاد پيدا كنند. من گوشهاي كوچك از اين تيم هستم. همه بايد براي بهتر شدن و بهبودي وضع تيم تلاش كنيم. تلاش فردي دردي را درمان نميكند.
تو بد بازي نميكني، پس چرا ذخيره هستي؟
تشخيص علي آقا است، من احترام ميگذارم.
منظورم اين است كه خودت براي جلب نظر مربيان چه كردهاي؟ چه تلاشهايي كردهاي؟
در بازي با سايپا فيكس بودم، اخراج شدم. علي آقا گفت، بايد به تو يواش يواش ميدان بدهيم. من هم پذيرفتهام، مشكلي ندارم. هيچ كس از نيمكت نشيني خوشش نميآيد. اما به نظر من پرسپوليس مدافعان بزرگ و با تجربهاي دارد. من بد بازي نميكنم، خودستايي نميكنم، واقعاً بد نيستم، اما به هر حال تصميمگيرنده نهايي شخص عليآقا است و من حق اعتراض ندارم.
در مقابل صباباتري خوب بازي كردي، اما آنجايي كه نبايد، دريبل خوردي و ...
به من هم فرصت بدهيد، اگر بازي نكنم، اگر اشتباه نكنم، چطور ميتوان تجربه كسب كنم. حالا من بگويم شانس. شما بگوييد، دارم. بهانه ميتراشم اما واقعاً اين عجيب نيست كه سهراب بعد از مدتها ميآيد و به پرسپوليس گل ميزند، آخرين بار كه گل زد، كي بود؟ نميخواهم ارزش حريف را با پايين بياورم، نه، ميخواهم بگويم همه تيمها جلو پرسپوليس انگار برزيل ميشوند، خيلي انگيزه دارند، بازيكنان حريف ميدانند كه اگر به ما گل بزنند تا مدتها در روزنامهها خبرساز خواهند بود. اگر آن صحنه گل اول پنجاه بار ديگر هم تكرار شود سهراب نميتواند آن توپ را به تور دروازه بكوبد اما چه كنيم كه امسال از پرسپوليس بدشانستر خودش است.
اما اين حرفها هيچ كدام قابل قبول نيست يا بهتر بگويم چندان قانعكننده نيست، بخصوص براي آنهايي كه فوتبال را به شكل يك سيستم ميبينند و معتقدند در هر تيمي بايد سيستمي وجود داشته باشد، سيستمي تشكيل شده از مباني حرفهاي؟
حرفهاي ترين آدمهاي فوتبال هم امروز سهمي را براي شانس كنار ميگذارند. در ضمن يك چيز ديگر را ميخواهم به شما بگويم، حالا ميترسم باز بگوييد بهانه است، توجيه است، قانعكننده نيست، اما دانشمندان معتقدند قرمز يك رنگ خاص است. هر كس را به واكنش وا ميدارد. در روانشناسي ما بازيكنان پرسپوليس نوشته شده است؛ حمله. اما اين حمله توي زمين است. بيرون زمين با هم و با ديگران رفيق هستيم و خصلت پرخاشگري نداريم. من امروز با رفاقتي كه با مردم محلهمان برقرار كردهام توانستهام مردم اينجا را پرسپوليسي كنم، مردم محله ما همگي هوادار پرسپوليس هستند و نتايج ما را با حساسيت خاصي دنبال ميكنند.
امسال انتقادهاي زيادي متوجه خط دفاع پرسپوليس است؟
بله، اما يك چيز ديگر هم هست. قانون فوتبال ميگويد اگر گل نزني، گل ميخوري. وقتي هم گل ميخوري، مدافع مقصر است.
يعني ميخواهي مهاجمان را مقصر بداني؟
نه، به هيچ وجه، اگر ضعفي هست در همه خطوط وجود دارد و اگر نقطه مثبتي ميبينيد تلاش همه بچههاست. اما به نظر من ما در خط حمله در زدن ضربات آخر دقت لازم را نداريم. ما در هر بازي موقعيتهاي زيادي را از دست ميدهيم كه اگر فقط بعضي از آنها را به گل تبديل كنيم، ديگر مشكلي نداريم...
آقا شيث! در زمين راحت نيستي. چرا؟
حرف شما را قبول دارم. به خدا هنوز بازي اصلي خودم را نشان ندادهام، من توانايي دريبل زدن و پا به توپ شدن هم دارم، ميتوانم بهتر از اينها كار كنم، اما خيالم راحت نيست، استرس دارم. اينكه ميتوانم جاي خودم را با بهتر بودن محكم كنم يا نه. ميخواهم به يك مدافع ثابت تبديل شوم، خيلي سخت است. فعلاً محتاط هستم، با همين احتياطكاري هم چندان بد نبودهام اما همين كه خيالم راحت بشود، شيث ديگري را نشان ميدهم.
اما قاعده اين است كه خيال بازيكن هيچ وقت از بابت ثابت بودن راحت نشود.
بله. اما من اين توان را در خودم ميبينم كه راحتتر و بهتر از اينها كار كنم. من اگر دو سال روي نيمكت بنشينم كه بازيكن نميشوم، بايد بازي كنم، دريبل بزنم، نفوذ كنم، گل بزنم، اصلاً چهار تا سوتي بدهم، چه اشكالي دارد؟
راستي از ماجراي آن مصاحبه و بهروز رهبريفرد بگو.
قبل از هر چيز لازم است تأكيد كنم كه آقا بهروز يك بازيكن با تجربه است كه حضورش براي پرسپوليس غنيمتي به شمار ميرود. او دوازده سال متعصبانه براي پرسپوليس بازي كرده و الان هم يكي از بهترينهاي تيم ماست. خدا را شاهد ميگيرم كه پشت سر آقا بهروز هيچ حرفي نزدهام و باز خدا را شاهد ميگيرم كه از او هيچ بياحترامي نديدهام.
اما ماجراي آن مصاحبه را هم گفتم. سوءتفاهم پيش آمده بود كه اميدوارم بهروز عذر من را بپذيرد. من كاري به كسي ندارم. آقا بهروز 12 سال در اين تيم است و من سه سال است كه به پرسپوليس آمدهام. بايد به قديميهاي تيم احترام بگذارم. اما براي آنها كه رابطه ما را كمي تاريك كردند متأسفم. اگر چه امروز من و او با هم رفيق هستيم اما اين چه فتنهاي است كه هم دامن دو تا همتيمي را ميگيرد و هم دامن يك تيم را...؟ بگذريم، مهم نيست. من گاهي اوقات خيلي ساده ميشوم و به همه اعتماد ميكنم، اگر دروغ هم مينويسند، دنبالهاش را نميگيرم چون وقت آن را ندارم.
پس حسابي شما دو نفر را به جان هم انداختند و ...
نميتوانند، شايد به طور مقطعي سبك كارهايي بكنند اما رفاقت ما پا برجاست. نه من و آقا بهروز، من و همه مدافعان، من و همه تيم.
سال گذشته هم، بازيكنان از رفاقت ميگفتند، بعدا مطرح شد كه بازيكنان دو دسته شده بودند، يك دسته سمت سوبل بودند و يك دستهاي هم طرف علي پروين.
بحث سال گذشته فرق ميكرد. باورتان نميشود. سوبل ميآمد پيش من از آقا بهروز بد ميگفت و پيش او از من. به من ميگفت، رهبريفرد دوست ندارد تو بازي كني. سوبل يك ديوانه بود. يك ديوانه به تمام معنا يك خبرچين كه بين بازيكنان تفرقه ميانداخت. علي آقا واقعاً پير شد. امروز خيليها در مورد پروين بيانصافي ميكنند، چون نميدانند جمع كردن تيمي مثل پرسپوليس كار هر كسي نيست. اما امسال اين خبرها نيست، نه حالا، بعدا هم نميشنويد كه دو دستگي بوده. اصلاً كسي جرأت ندارد در تيم دو دستگي ايجاد كند، اخيراً نوشتند بعضي از بازيكنان عليه استيلي جو درست ميكنند، نميدانم با چه منطقي اين حرفها را ميزنند. به نظر من اينها به خون پرسپوليس هم تشنهاند.
اين هفته در حساسترين بازي ليگ چه ميكنيد؟
چه باشم، چه نباشم، تمام آرزوهايم موفقيت تيمم است. پرسپوليس بايد ببرد تا از بحران موجود خارج شود. خود من حساسيت فوقالعادهاي روي اين بازي دارم. اما يك چيزي را به شما بگويم، پرسپوليس بازنده داربي نيست، انشاءا...
خيلي مطمئن حرف ميزني. با وضعيتي كه پرسپوليس دارد، شكست استقلال كار بسيار سختي به نظر ميرسد؟
حتماً ميدانيد كه داربي قابل پيشبيني نيست، پس اين حرف را نزنيد، فوتبال يعني ورزشي كه غير قابل پيشبيني است. بازي ما در مقابل استقلال جذاب و ديدني خواهد بود. پيشبيني نميكنم. اما هر چه خدا بخواهد همان ميشود. دوست دارم خدا براي ما بخواهد و ما برنده ميدان باشيم.
آقا شيث! اگر وقت کردي يك كمي كري بخوان.
(ميخندد) شوخي نميكنم، جمعه عقدهگشايي ميكنيم، بغض ما فقط با شكست استقلال ميتركد، همين.
اگر در تركيب قرار بگيري چه ميكني؟
اجازه نفوذ به كسي نميدهم. من هيچ يك از بازيكنان حريف را نميشناسم، نيكبخت و فرزاد مجيدي نميشناسم، نميگذارم نفوذ كنند، همين. از بابت من خيالتان راحت باشد.
و اگر باختيد؟
لابد قسمت ما بوده. از باخت حرف نزنيد. استقلال بايد از اين پرسپوليس بترسد، ما مثل مار زخم خورده هستيم. تجربه نشان داده است كه در بدترين برهه هم مقابل استقلال خوب بازي كردهايم و در اين بازي هم به كمك خدا و هواداران متعصب و خوش غيرتمان در آزادي شب سختي را براي استقلال رقم خواهيم زد.
سال گذشته توانستي به استقلال گل بزني.
بله، تا سه روز گيج آن گل بودم. خيلي شيرين بود. اما اين هفته فرقي نميكند كه من در زمين باشم يا هر كس ديگر. من گل بزنم يا يكي ديگر. اين هفته پرسپوليس بايد ببرد. اين مهم است، نه چيز ديگر.
استقلال را دست كم نگيرد، آقا شيث!
بله، قبول دارم. اين حس و حالتي كه در من و بازيكنان پرسپوليس هست در آنها هم وجود دارد، آنها هم تيمي بزرگ هستند و ما هيچ وقت در مقابل آنها كار راحتي نداشتهايم، اما از خدا ميخواهم كه ما پيروز ميدان باشيم.