پایگاه خبری آفتاب
۱۷ /خرداد /۱۴۰۵
Sunday 07 June 2026
کد خبر:۲۳۰۵۸
۲۲:۲۹
۱۳۸۴/۰۸/۱۴
سرمقاله امروز كيهان

تا اجلاس نوامبر

۲۲:۲۹
۱۳۸۴/۰۸/۱۴
به گزارش آفتاب نیوز، تا اجلاس ماه نوامبر شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي، زمان زيادي باقي نمانده است. درحالي كه بازار اخبار مربوط به پرونده هسته اي در مطبوعات داخلي ايران چندان گرم نيست، در متن اين پرونده اتفاقات سرنوشت سازي در حال وقوع است. رسانه هاي غربي از طريق منابعي كه احتمالا اغلب آنها درون آژانس بين المللي انرژي اتمي قرار دارند، هر از گاه اخبار و تحليل هايي درباره سير پرونده ايران به كف مي آورند و همچون هميشه به تحريف آميزترين صورت ممكن منتشر مي سازند، اما تامل در آنچه روي خروجي اين رسانه ها قرار مي گيرد و همچنين مطالعه اظهارنظرهاي جسته و گريخته صاحبنظران و موسسات پژوهشي در غرب نشان مي دهد، خود آنها نيز اميد چنداني به موفقيت پروژه محروم سازي ايران از فناوري هسته اي ندارند. تحولاتي كه طي چند ماه اخير در ايران روي داده تقريبا آنها را مطمئن ساخته است كه ايران كوتاه نخواهد آمد و حالا اين خودشان هستند كه به اجبار بايد بينديشند مي توانند كوتاه بيايند يا نه و اگر آري، چگونه و تا چه حد؟

قطعنامه اي كه در 24 سپتامبر گذشته توسط آژانس بين المللي انرژي اتمي در موقعيتي كاملا شكننده و بدون اجماع اعضاي شورا در مورد ايران به تصويب رسيد، از يك سو تندترين و از سوي ديگر بي مبناترين و پا در هواترين قطعنامه اي است كه از زمان آغاز بحران هسته اي ايران در حدود 3 سال پيش (دقيقا از اوت 2002 به بعد) عليه ايران صادر شده است. اگرچه درباره تبعات اين قطعنامه اختلاف تحليل هايي وجود داشت و دارد ليكن تقريبا همه ناظران داخلي و خارجي متفقند كه تحولات جديدي در حال وقوع است و شكل بندي هاي سياسي- امنيتي و فني- حقوقي شكل گرفته حول موضوع فعاليت هاي هسته اي ايران به سرعت درهم خواهد ريخت و اشكال نو خيلي زود به جاي شكل بندي هاي كهنه پيشين مي نشيند.

در داخل ايران طيف مدعي اصلاحات ناكام ترين گروه در ارائه يك تحليل صحيح و خالي از تناقض درباره اوضاع و احوال پرونده هسته اي پس از سپتامبر بودند. تقريبا هيچ يك از آنان -به رغم همه جد و جهدي كه ورزيدند- نتوانستند پيام سياسي نهفته در لابلاي سطور قطعنامه سپتامبر را به درستي دريابند. غربي ها قطعنامه سپتامبر را با آن درونمايه خاص، صادر كردند اولا به اين دليل كه مقدار پتانسيل ترس در افكار عمومي ايران را آزمايش كنند و ثانيا با بي سليقگي اين موضوع را تفهيم كنند كه انتظار دارند ايران به روند مذاكرات بازگردد. اين ترفند براي ترساندن مردم- و ترجيحا حكومت ايران- از تهديدهايي كه غربي ها خود بهتر از هركسي مي دانستند امكان عملي شدن آنها تا چه حد ناچيز است، فقط در دل هاي اين جماعت كارگر افتاد كه از قضا نه پايگاهي در ميان مردم دارند و نه نصيبي از حكومت. بعلاوه ايران اعلام كرد اساسا از پاي ميز مذاكرات برنخاسته است كه حالا بخواهد بدانجا بازگردد. اصلاح طلبان به موازات قوي جلوه دادن دشمني كه خود به ضعف خويش اقرار دارد، دولت اصولگراي محمود احمدي نژاد را متهم كردند كه با سياست هاي تندروانه خود در سياست خارجي، موضع ايران را در چانه زني هاي ديپلماتيك تضعيف كرده است. در معدود مواردي كه اصلاح طلبان زحمت ارائه چند شاهد براي اين مدعا را به خود داده اند، اصرار بر ادامه فعاليت كارخانه UCF اصفهان تنها موردي است كه به عنوان مصداقي از «تندروي» بر آن انگشت نهاده شده است. اما در اين مورد هم مانند بسياري موارد ديگر از افاضات اصلاح طلبان در مورد پرونده هسته اي، شيوه بحث «كشكولي» به نتايج جالبي انجاميده است. اگر حوصله كنيد و مقالات اصلاح طلبان را بخوانيد رويهم رفته حرفشان اين است كه احمدي نژاد اصفهان را راه انداخت، مذاكرات با اروپا را قطع كرد، كشور را در كام بحران فرو برد و حالا فردا هم قرار است ما را تحريم كنند و... اگرچه با قاطعيت مي توان گفت -و استدلال هاي بسياري هم وجود دارد كه نشان مي دهد- تصميم به عدول از توافقنامه پاريس (كه قبلا اروپا با سد كردن راه پيشرفت در مذاكرات آن را باطل ساخته بود) و خارج شدن UCF از تعليق يكي از اصولي ترين و دقيق ترين تصميمات اتخاذشده در ديپلماسي هسته اي ايران بوده و ما را چند گام مهم به جلو برده است، اما به اطلاع آقايان بايد رساند كه نه اتخاذ و نه اجراي اين تصميم در زمان استقرار دولت اصولگرا انجام نشده است. جمهوري اسلامي ايران در طرحي كه روز 3 فروردين 1384 به اروپايي هاي طرف مذاكره خود ارائه داد، چند مرحله براي اعتمادسازي و همزمان خروج گام به گام از تعليق در نظر گرفته بود. ايران اعلام كرد در هر حال طرح خود را عملي خواهد ساخت اما مايل است اين اقدام ضمن يك تفاهم دوجانبه با اروپا صورت گيرد. طرح پيشنهادي ايران مقرر مي كرد كارخانه UCF در اولين مرحله -يعني تقريبا بلافاصله- از تعليق خارج شود. اروپا طرح پيشنهادي ايران را رد كرد و مهلتي خواست تا خود طرحي روي ميز بگذارد. وقتي در پايان جولاي 2005 طرح اروپا به ايران واصل شد و راه حلي درباره چگونگي توليد سوخت توسط ايران در آن ديده نشد، ايران در نيمه ماه اوت تصميمي را كه ماه ها قبل گرفته بود عملي ساخت و كار در اصفهان را تحت نظر آژانس از سر گرفت. كارخانه UCF اصفهان، هنگامي كار خود را آغاز كرد كه دولت خاتمي بر سر كار بود و احمدي نژاد هنوز حتي كابينه اش را هم به مجلس معرفي نكرده بود. با اين وجود هنگامي كه دولت اصولگرا كار خود را رسما آغاز كرد، با قاطعيت اعلام نمود از نتيجه بخشي روند اعتمادسازي با اروپا نااميد است و آن استراتژي را كه منجر به راه اندازي مجدد اصفهان شد، در مورد ديگر تاسيسات و فعاليت هاي معلق ايران نيز اعمال خواهد كرد. اين همان راهبردي است كه اگر تيم هسته اي قبلي هم بر سر كار مي ماند، بي گمان همان را در پيش مي گرفت. به اين ترتيب تلاش برخي از اصلاح طلبان براي تضعيف موقعيت ايران در بحران هسته اي مورخان سال هاي بعد را براي شناخت «دشمناني كه در اردوگاه خودي خفته اند» به كار خواهد آمد اما در موقعيت فعلي به هدف اصلي خود كه تضعيف روحيه داخلي و روحيه بخشي به دشمن است، بي ترديد دست نيافته است.

از سوي ديگر در فاصله سپتامبر تا نوامبر تحولات مهمي در مناسبات ايران و آژانس رخ داده است. جمهوري اسلامي ايران در اين مدت سياست رسمي خود مبني بر همكاري كامل با آژانس براي حل و فصل تمامي ابهامات باقي مانده را با جديت پي گرفته و آژانس را به نحو سخاوتمندانه اي از همكاري هاي شفاف سازانه خود بهره مند ساخته است. اكنون كفگير آژانس براي كش دادن ابهامات موجود در پرونده ايران به ته ديگ خورده و مقامات آن ناچار شده اند «پيشرفت هاي قابل ملاحظه» در پرونده ايران را گزارش كنند.

چنين اعلامي از جانب آژانس بنا به عقيده تحليلگران تمامي تلاش ها براي ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت را به شكست مي كشاند. اگر ناكامي برخي از اصلاح طلبان براي ارسال پيام ضعف به دشمن در داخل را در كنار كاميابي نظام در سامان دادن به يك همكاري موفق با آژانس قرار دهيم، به آساني مي توان نتيجه گرفت، اجلاس نوامبر بسيارساده تر از آنچه كه بسياري مي پندارند، پشت سر نهاده خواهد شد.
گزارش خطا
ارسال پیام
captcha