راهبرد جهانی براي جلوگيري از ایران هسته ای
به گزارش آفتاب نیوز، 
راجر كوهن نويسنده مقاله مندرج در نيويورك تايمز نوشت: محكوم كردن اظهارات اخير محمود احمدي نژاد مبني بر لزوم محو اسراييل از نقشه جهان، كار تقريبا سادهاي بود ولي يافتن يك راهبرد منسجم به منظور جلوگيري از دستيايي كشورهاي داراي آن نظرات به سلاح اتمي كه رسيدن به هدف محو كردن اسراييل را سهل تر خواهد كرد، كار سادهاي نيست.
نيكلاس برنز، معاون سياسي وزير امور خارجه و مسوول هماهنگي سياستهاي واشنگتن با كشورهاي ديگر درباره برنامه هستهاي ايران، گفت: سخنان احمدي نژاد خشم آور و فوقالعاده شرورانه بود. آن سخنان استدلالهاي لازم را براي فشار بيشتر درمورد برنامه هستهاي (ايران) فراهم ميكند. ايران بايد بر سر ميز مذاكره با سه كشور اروپايي بنشيند و آرزوي توانايي (تسليحات) هستهاي را رها كند.
اين مقاله در شرح فعاليتها و راهكار جديد واشنگتن در قبال ايران يادآور شد كه جورج بوش در دور چهار ساله اول رياست جمهوري خود، ايران را در فهرست اعضاي محور شرارت قرار داد كه با انزجار كشورهاي اروپايي همراه شد. ولي دولت بوش اكنون موضوع برنامه هستهاي ايران را كه يك تهديد جدي عليه امنيت بينالملل ميباشد، به اروپا واگذار كرده است.
كوهن راهكار جديد دولت بوش را واكنش واقعگرايانه نسبت بهستيزهجوييهاي ايراندانست و افزود كه اين امر منعكسكننده چندين واقعيت روز است.
وي با برشمردن چهار واقعيت موردنظر خود افزود: اولين واقعيت آن است كه عراق توانايي نظاميآمريكا را تا سر حد ممكن تقليل دادهاست. هيچ تمايلي براي جنگ جديد بهويژه عليه يك كشور ديگر اسلامي وجود ندارد.
اين مقاله از نياز به ايران براي حل مساله عراق، حتي در صورت بازي دوگانه ايران در عراق به عنوان دومين واقعيت موجود نام برد و در ادامه افزود: ايران با وجود كمك به شورشيان از جمله ارسال مواد منفجره پيچيده، از فرآيند آمريكايي براي مردم سالاري در عراق كه قدرت شيعيان را در بغداد مستحكم خواهد كرد، حمايت ميكند.
به نوشته نيويورك تايمز، دوره انتقال سياسي در عراق آنچنان حساس است كه نميتوان ايران را عصباني كرد.
سومين واقعيت، قيمت كنوني نفت در بازارهاي جهاني و درآمد روزانه ۲۰۰ميليون دلاري ايران از صادرات نفت است. به نوشته اين روزنامه، ايران با اين مقدار درآمد روزانه، به سرمايهگذاري غرب نياز ندارد.
جيمز دوبين، مدير مركز آمريكايي سياست امنيتي و دفاعي بينالملل ، گفته است، تا قبل از پايين آمدن قيمت نفت نميتوان مساله هستهاي ايران را حل كرد.
نويسنده اين مقاله، سرانجام چهارمين واقعيت مورد نظر خود را استيلاي تفكر تعامل چندجانبه گرايانه در وزارت خارجه آمريكا به رهبري كاندوليزا رايس قلمداد كرده است.
او افزود: حتي جان بولتون، يك افراطي نو محافظهكار كه اكنون به عنوان نماينده آمريكا درسازمان ملل فعاليت دارد نيز لحن خود را تغيير دادهاست.
اين مقاله با اشاره به ملاقات هفته گذشته رييس و تعدادي از اعضاي كميته روابط بينالملل مجلس سناي فرانسه با بولتون نوشت كه رييس كميته مجلس سناي فرانسه از رفتار بولتون شگفت زده شده بود.
بولتون در مورد ايران به طرز خارقالعادهاي واقع گرا بود و گفت، ارجاع موضوع برنامه هستهاي ايران به شوراي امنيت به دليل احتمال وتوي چين و روسيه فايده چنداني نخواهد داشت.
نيويورك تايمز در اين مقاله خاطر نشان كرد، دامنه چرخش ايران به سمت خط افراط گرايي به دليل انتخاب شدن عضو سابق سپاهپاسداران به رياست جمهوري كشور را نميتوان به سادگي بيان كرد. ولي نشانههاي آن به شكل وحشتناكي گويا است. محو كردن اسراييل، فقط يكي از مجموعه اظهارات و حركات آتش فروز از زمان پيروزي احمدي نژاد است.
نويسنده اين مقاله همانند برخي ديگر از تحليل گران آمريكايي، ابراز عقيده كرده است كه قدرت احمدي نژاد در داخل كشور بدون رقيب نيست. شديدتر شدن لفاظيهاي عوام فريبانه، نشاندهنده دامنه مناقشه داخلي براي اداره كشور است.
آيتالله (علي) خامنهاي رهبر عالي و اكبر هاشمي رفسنجاني رييس جمهوري سابق ايران، نارضايتي خود را از احمدي نژاد نشان داده اند.
اين مقاله درادامه ميافزايد كه چنين موضوعي براي غرب يك امتياز محسوب ميشود تا مذاكرات هستهاي را با ايران شروع كند.
نيكلاس برنز گفته است: ايران ۱۵روز ديگر ( تا نشست شوراي حكام آژانس بينالمللي انرژي هستهاي در وين) فرصت دارد تا تمايل خود را براي از سر گرفتن مذاكرات نشان دهد. اعتقاد داريم كه جامعه جهاني و نه فقط اروپا، بلكه روسيه، چين و برزيل بايد براي متقاعد كردن ايران به كنار گذاشتن برنامه سلاح اتمي يكپارچه شوند. جورج بوش در سفر آينده به برزيل و چين بر اين نكته تاكيد خواهد كرد.
معاون وزير خارجه آمريكا همچنين گفت، فقط سرسختي ديپلماتيك بر ايران تاثير خواهد داشت.
نويسنده مقاله نيويورك تايمز خاطرنشان كرده است: برخي ميگويند كه ايران، برنده واقعي در جنگ عراق است. اين گفته خوبي است ولي احتمالا واقعيت ندارد. با توجه به فاصله ۳تا ۵ساله ايران تا كسب توانايي بمب اتمي، سوال اصليتر اين است كه آيا به كشوري با بزرگترين ارتش و اقتصاد در جهان اسلام، اجازه داده خواهد شد كه در كشمكش گستردهتر عقيدتي براي خاورميانه پيروز شود؟