پایگاه خبری آفتاب
۱۶ /خرداد /۱۴۰۵
Saturday 06 June 2026
کد خبر:۲۳۱۷۰
۱۲:۰۵
۱۳۸۴/۰۸/۱۵

توکلی: اصول گرایی با قبیله گرایی فرق دارد!

۱۲:۰۵
۱۳۸۴/۰۸/۱۵
به گزارش آفتاب نیوز، سوال: اخيراً تلاش‌هايي براي انسجام و وحدت مجدد اصولگرايان صورت گرفته است و اخبار پراكنده‌اي از آن تلاشها به رسانه‌ها رسيده است. نظر شما به عنوان يكي از عناصر مؤثر اين جريان نسبت به اصل موضوع و خبرهاي منتشر شده چيست؟

جواب: بديهي است امروز كه دولتي اصولگرا به تركيب شوراها و مجلس هفتم اضافه شده است بيش از هر وقت ديگري نيازمند وحدت هستيم تا بتوان به وعده‌هاي داده شده در خدمت به مردم، اسلام و كشور عمل كرد. طبيعي است كه امروز هر مشاركت جمعي جديد بايد معطوف به ارائه خدمت اصولگرايانه باشد، نه معطوف به حفظ قدرت در انتخاب فردا. در واقع مردم به دنبال تنازع بر سر قدرت در شوراهاي قبلي، در انتخابات شوراهاي سال 81 به عناصر اصولگرا اعتماد كردند و چون شاهد تلاش براي خدمت بودند در انتخابات مجلس هفتم به اصولگرايان رأي دادند و ادامه روش مردم‌گرايانه به پيروزي اصولگرايان در انتخابات رياست جمهوري منتهي شد. امروز تقريباً تمامي اركان حكومت در دست مدعيان اصولگرايي است. بايد مردم صدق اين ادعا را ببينند پس هر حركت جمعي بايد براي سربلند بيرون آمدن نزد خدا و مردم شكل گيرد. طبيعي است اگر اين روش تعقيب شود، باز هم مردم باهوش و قدرشناس كشور امكان خدمت را به ما خواهند داد. اما اگر از اين حقيقت و وظيفه حتمي غفلت شود و حركت جمعي معطوف به تداوم قدرت در آينده باشد، در كشوري كه تقريباً هر سال يك انتخابات برگزار مي‌شود كي وقت گشودن گره‌هاي مردم باقي مي‌ماند؟ اگر هر جريان سياسي پس از انتخابات به فكر اين باشد كه چگونه در انتخابات بعد پيروز شود، آيا در خطر انحراف به قدرت‌طلبي و مبتلا شدن به جنگ قدرت نخواهد شد؟ و مردم و اسلام فراموش نخواهند شد؟ البته حركت جمعي براي خدمت نيز لوازمي دارد كه بايد بدان پايبند بود. 


سوال: مثل چه لوازمي؟

جواب: اولين امر لازم، آسيب‌شناسي گذشته است. در انتخاب شوراهاي شهر و روستا در دور دوم و مجلس هفتم اصولگرايان با تدبير، حركت جمعي مناسبي را سازمان دادند، ولي در انتخابات رياست جمهوري نهم وحدت به تفرقه گراييد. گرچه انتخابات بحمدلله به پيروزي يك اصولگرا انجاميد، ولي اين نتيجه تدبير و برنامه‌ريزي جمع واحدي نبود. آن زمان با داشتن رقيب قوي در قدرت اتحاد ساده‌تر برقرار مي‌شد و اعتمادها جدي‌تر بود و اكنون كه تقريباً يك دستي در سه قوه وجود دارد، كار اثباتي براي مردم ضرورت اعتقادي تام و ضرورت سياسي دارد، لذا بايد اعتمادها تجديد و از گذشته درس گرفته شود. پس قدم اول در راه وحدت، آسيب‌شناسي گذشته است، بدون عبرت از گذشته راه آينده پرخطر خواهد شد. در گذشته مسبوق به همراهي بوديم، آن وضع پيش آمد، حالا با سابقه دلخوري و بعضاً رقابت كاهنده و شكست در ميثاق‌ها چگونه مي‌توان به دوام وحدت بدون آسيب‌شناسي گذشته و پند آموزي از آن اميدوار بود؟

الزام دوم، ايجاد تفاهمات حداكثري در موضوعات مهمي است كه به سرنوشت مردم و اسلام گره خورده است. مسائل مهم بسيار است. مثل اينكه ما در برنامه‌هاي اقتصادي چه وزني به عدالت مي‌دهيم؟ در سياست داخلي، حقوق اقليت و منتقدان را چگونه تامين مي‌كنيم؟ در مبارزه با فساد و قطع پيوند قدرت و ثروت تا چه حدي اهتمام داريم؟ و تا كجا هزينه سياسي آن را مي‌پذيريم؟ در فقر ستيزي چقدر به خط امام(ره) و دستورات رهبري در پرهيز از اشرافيت دولتي پايبند هستيم، آيا حاضريم از خودمان شروع كنيم؟ به آزاديهاي اجتماعي مردم و حريم خصوصي آنها و لوازمش در چه حدي پايبنديم؟ در سياست خارجي فرقي بين جهاني شدن و جهاني‌سازي قائليم؟ نقش دولت را در هدايت، مديريت و ايفاي تكاليف در قبال مردم چه مي‌دانيم؟ از بخش توليد كالايي (صنعتي و كشاورزي) بيشتر حمايت مي‌كنيم يا بخش تجاري؟ و مسائل مهم مشابه.

هر يك از اجزاي مختلف طيف اصولگرايان يك كارنامه تاريخي دارند و در اين مباحث يكسان نمي‌انديشند و رفتار حكومتي‌شان متفاوت بوده است پس تلاش براي مفاهمه حداكثري ضروري است. بدون تفاهمات اصولي در اين گونه مباحث، حركت جمعي براي خدمت سخت و كم اثر مي‌شود. ما به عنوان اصولگرايان تحولخواه كه بر تحول در برخي بينش‌ها، روش‌ها و منش‌هاي حاكميت اصرار داريم، همه دوستان اصولگرا را دعوت مي‌كنيم كه در حركت جديد، آسيب‌شناسي و افزايش تفاهمات براي خدمت را بر هر كاري مقدم بدارند. تفكر براي چاره‌جويي مشكلات مردم و كشور يك اصل است. طبيعي است اگر چنين شد ادامه حفظ قدرت نيز به اراده مردم امكان‌پذير خواهد بود. البته قدرت معطوف به خدمت اصولگرايانه، نه قدرت معطوف به منافع فردي، گروهي و جرياني. 


سوال: فكر نمي‌كنيد نگراني برخي از اصولگرايان مؤثر از آسيب‌شناسي جدي، به دليل تشديد دلخوري‌ها درست باشد؟

جواب: اگر امروز كه بحمدلله كارها به دست اصولگرايان افتاده و هنوز خطر بالفعلي متوجه آنها نيست، نتوان دوستانه و منطقي اشتباهات گذشته را ارزيابي كرد و در مسايل اصلي تفاهم به دست آورد، فردا كه به انتخابات نزديك شديم، آيا افسوس فرصت‌هاي از دست رفته براي خدمت و جلب رضايت مردم را نخواهيم خورد؟ و آيا خطر سهم‌خواهي يا اختلاف برداشت‌ها ما را متفرق نخواهد كرد؟ سرنوشت اصلاح‌طلبان پيش چشم ماست. البته طبيعي است قصد مچ گيري و افشاگري نبايد در ميان باشد، ولي در هر حال حقايق بايد روشن شود. 


سوال: پس معلوم مي‌شود با بحث حزب فراگير اصولگرايان نيز نظر موافقي نداريد؟

جواب: همين طور است. از حيث نظري و نيز از جهت واقعيت‌هاي تاريخي، اين كار نشدني و نامطلوب است. اول آنكه، هر حركت حزبي محتاج توافق در تمامي بينش‌ها، روش‌ها و منش‌ها است. مباني كاملاً مشترك مي‌خواهد. اصولگرايان طيف‌اند و گرچه اشتراكات خوبي دارند، ولي اين اشتراكات در حد پي‌افكني يك تشكل با ساختار و مباني واحد نيست. دوم، تشكيل حزب فراگير نقش احزاب و گروههاي فعلي يا شخصيت‌هاي نسبتاً مستقل طيف اصولگرايان را كمرنگ مي‌كند و با آزادي افراد و تعهدات تشكيلاتي احزاب موجود در تعارض قرار مي‌گيرد. سوم آنكه، تلاش براي ساختار واحد بدون مباني گسترده يكسان، به چانه‌زني قدرت تبديل مي‌شود كه با حركت جمعي اصولگرايي كه بر مشروعيت تأكيد دارد، ناسازگار است. چهارمين دليل آن است كه حتي اگر ديد انتخاباتي داشته باشيم بايد توجه كنيم كه بخش حزبي طيف اصولگرايان در انتخابات اخير كمترين اقبال مردمي را داشت. مشكل در نداشتن حزب واحد نيست، مشكل كمبود راهبردهاي روشن و مشترك و اراده خالص براي خدمت و فداكاري براي مردم، اسلام، كشور و وطن و تقويت اعتماد مردم به مسئولان است. ما به عنوان تحول‌خواهان و عدالت‌طلبان در اين مسير به وحدت در هدف و حداكثر تفاهم در عرضه خدمت به مردم معتقديم، ولي تنوع در روش و تكثر در تشكل‌ها را مطلوب مي‌دانيم. بنابراين حزب فراگير نه مقدور است، نه مطلوب. 


سوال: پس خبرهاي مربوط به سهم آراي هر طيف را تاييد نمي‌كنيد؟

جواب: موضع ما روشن است. اصولگرايي با قبيله‌گرايي سياسي يكي نيست. بايد روشن كنيم مقصودمان از اصولگرايي چيست تا به دام كشمكش قدرت نيافتيم. از سرنوشت گذشتگان درس بگيريم. هشت سال تمام گروه‌هاي مختلفي از اصلاح‌طلبي حرف زدند ولي تا آخر معلوم نشد كه مقصودشان چيست و با جنگ قدرت فرصت خدمت را از دست دادند و با اراده مردم كه با كسي عقد اخوت نبسته‌اند، حذف شدند. اگر ما اصولگرايي را روشن نكنيم، با تغيير اسم‌ها تغيير در سنت الهي ايجاد نخواهد شد. 


سوال: مگر شما در آن جلسات شركت نداشتيد؟

جواب: من در هر جلسه‌اي كه براي وحدت اصولگرايان بر مبناي پندآموزي از گذشته و تفاهم براي خدمت باشد شركت مي‌كنم. آنجا هم مشابه همين حرف‌ها را زدم. اول آسيب‌شناسي، دوم تفاهم بر سر موضوعات معطوف به خدمت، سوم، چو فردا شود فكر فردا كنيم.
گزارش خطا
ارسال پیام
captcha