پایگاه خبری آفتاب
۱۷ /خرداد /۱۴۰۵
Sunday 07 June 2026
کد خبر:۲۳۷۲۵
۱۳:۳۷
۱۳۸۴/۰۸/۱۷

احزاب بزرگ در محاق

۱۳:۳۷
۱۳۸۴/۰۸/۱۷
به گزارش آفتاب نیوز، نگاهی به وضعیت موجود نشان می دهد که احزاب و تشکل های مذکور اکنون در دایره اصلی قدرت قرار ندارند و هر یک به نوعی خود را حاشیه ای تلقی می کنند. احزاب و تشکل های اصلاح طلب در نتیجه پیروز نشدن نامزدهایشان (کروبی، هاشمی و معین) و احزاب و تشکل های راست سنتی نیز به همین دلیل (لاریجانی). با این وجود نکته مشترکی در حاشیه نشینی احزاب بزرگ هر دو جناح علیرغم توجیهات متعد آنان وجود دارد و آن عدم توجه کافی به تغییر و تحولات در نگرش های شهروندان و افکار عمومی است. احزاب بزرگ اصلاح طلب یا نظیر مجمع روحانیون در افکار و اندیشه های دهه 60 و چپ سنتی باقی مانده اند، یا همانند جبهه مشارکت از ارتباط توده و نخبگان غافل مانده اند و یا همانند مجاهدین انقلاب بر نوعی اصولگرایی ویژه تأکید می ورزند که از ایجاد ارتباط با ذهنیت های تغییر یافته شهروندان عاجز است و بر حقانیت اصول خود حتی در صورت جذب تعداد کمتری از نخبگان منضبط، وفادار و تشکیلاتی اصرار می ورزد. کارگزاران نیز با مشکل تفرق اذهان کادرهای ارشد روبرو است.
در درون جناح راست سنتی، معضل نیز تشکل ویژه ای دارد. آنها با همان مشکلی روبرو هستند که مجمع روحانیون در دوره خاتمی با آن روبرو بود،‌ ظهور تشکل های تازه تاسیس و یا سبقت گرفتن جوانترها از تشکل های سابقه دارتری که خود را جزو السابقون می دانند از این جمله اند. انتقادات اخیر حمیدرضا ترقی عضو ارشد مؤتلفه از ساختار شورای هماهنگی و اصرار وی بر سهم هر یک از تشکل های این شورا براساس وزن آنان، تکرار همان بحث های درونی جبهه دوم خرداد پس از تشکیل دولت خاتمی است.
مؤتلفه امروز احساس می کند که تشکل هایی نظیر ایثارگران و جامعه اسلامی مهندسین و اطرافیان احمدی نژاد در دانشگاه علم و صنعت و شهرداری و بسیج ادارات و دانشگاه ها و حتی انجمن روزنامه نگاران مسلمان، جای حزب بزرگ و سنتی راست ها را که خود را دارای حق آب و گل در این جناح می داند تنگ کرده اند و نه در کابینه و نه در سایر نهادهای حساس و کلیدی خبری از کادرهای با سابقه این حزب نیست، گرچه هر موقع که فردی یا نشریه ای از اصلاح طلبان به این امر اشاره کند، ‌مؤتلفه تلاش می کند تا مسأله را سوءتفاهم و سوءبرداشت جلوه نماید. جامعه مدرسین و جامعه روحانیت نیز به سرنوشتی مشابه دچار شده اند، آنان نیز سهم شایسته خود در دولت نمی بینند اما انتقاد از دولت را نیز به صلاح نمی دانند.
در چنین فضایی باید انتظار داشت که احزاب بزرگ مدتی را در محاق بگذرانند اگرچه تجربه ثابت کرده که احزاب مذکور به دلیل ساختار تشکیلاتی مستحکم تر، منافع درون تشکیلاتی انسجام یافته تر، و تجربه بیشتر، در میان مدت و درازمدت،‌بیش از برخی تشکل های نوپا و رادیکال تر شانس ماندن در فضای کنونی کشور را دارند. آهسته روی به معنای از حرکت ایستادن آنان نیست. آنها در حاشیه نشینی نیز تجربه، ترمیم استراتژی ها و تاکتیک هایشان را دارند. نقطه قوت آنها همانجاست که نقطه ضعفشان نیز قرار دارد. آنها گرچه در برابر موج های زودگذر افکار عمومی، ‌دست و پایشان را گم نمی کنند و عرصه را خالی نمی کنند اما در مواردی عدم درک دقیق از همین افکار عمومی و خواست ها و تمایلاتشان و اصرار بر ذهنیت های نخبه گرایانه شان، آنان را حاشیه نشین می کند.



گزارش خطا
ارسال پیام
captcha