پایگاه خبری آفتاب
۲۷ /خرداد /۱۴۰۵
Wednesday 17 June 2026
کد خبر:۲۳۷۲۶
۱۳:۴۳
۱۳۸۴/۰۸/۱۷

بررسی انگیزه کشورها برای دستیابی به تسلیحات هسته ای

۱۳:۴۳
۱۳۸۴/۰۸/۱۷
به گزارش آفتاب نیوز، وجود فرضیات مطلق در ذهن ما باعث می شود نتوانیم تمام گزینه ها را در نظر بگیریم. سایت foreign policy.com در مقاله ای با عنوان «تفکر درباره عدم تکثیر هسته ای» به بررسی این فرضیات مطلق و درستی یا نادرستی آنها پرداخته است. مرور برخی از این فرضیات خالی از فایده نیست.
فرضیه اول: رژیم عدم تکثیر هسته ای کشورها را از دستیابی به سلاح بازداشته است.
فرضیه دوم: دولت ها به خاطر قدرت بازدارندگی سلاح هسته ای به دنبالش هستند.
فرضیه سوم: دولت ها برای کسب اعتبار بین المللی به دنبال سلاح هسته ای هستند.
فرضیه چهارم: دولت های خودسر بیش از دیگران تمایل به هسته ای شدن دارند.
فرضیه پنجم: کشورهایی که دارای چرخه سوخت هسته ای هستند، سلاح هسته ای تولید می کنند.
1- فرضیه اول آن است که آیا: «رژیم عدم تکثیر هسته ای کشورها را از دستیابی به سلاح هسته ای بازداشته است؟»
به سختی می توان چنین ادعایی داشت. آژانس بین المللی انرژی اتمی خوب کار کرده است و مدیر کل آژانس، محمد البرادعی، جایزه صلح نوبل را دریافت کرده است. اما آیا رژیم عدم تکثیر توانسته کشورهایی که به تازگی به سلاح هسته ای دست یافته اند را منصرف کند. آیا رژیم عدم تکثیر مفید بوده است؟ بله. اما عامل مؤثری در جلوگیری از تکثیر نبوده است. بعلاوه،‌ رژیم در اساس سست است و به خاطر قوانین مبهم و نامنظم، راه های فرار فنی و نداشتن بودجه کافی تضعیف شده است. نگاهی به مورد ایران نشان می دهد که چگونه یک کشور می تواند 18 سال برنامه هسته ای خود را از آژانس بین المللی انرژی اتمی مخفی نگه دارد.
به علاوه،‌ رژیم پیام های مبهمی برای دولت ها می فرستد. NPT نتوانسته باعث تعامل میان کشورها شود، چیزی که اغلب پیمان های بین المللی سعی دارند آن را انجام دهند. به علاوه، این رژیم دولت ها را در دو طبقه قرار می دهد. دولت هایی که دارای سلاح هسته ای هسته اند و دولت هایی که آن را در اختیار ندارند. اغلب وظایف نیز برعهده همین گروه است. دولت هایی که سلاح هسته ای را در اختیار دارند با بی میلی خلع سلاح هسته ای را دنبال می کنند. در عین حال، بوش رئیس جمهور آمریکا با هند، کشوری که NPT را نپذیرفته، به عنوان دولت دارای سلاح هسته ای وارد معامله شده است. پس به سختی می توان گفت که رژیم عدم تکثیر به کشورهایی که دارای سلاح هسته ای نیستند به خاطر باقی ماندن در این مسیر، پاداش می دهد. البته این واقعیت را هم باید در نظر گرفت که اغلب کشورها تمایل کمی به داشتن سلاح هسته ای دارند. علت اینکه رژیم عدم تکثیر با موفقیت های بسیار معرفی شده است به خاطر این است که کشورهای کمی بمب هسته ای را به دست آورده اند، اما این واقعیت را هم نباید نادیده گرفت که اکثریت کشورها تمایلی به رعایت آنچه که NPT ممنوع کرده ندارند.
2- فرضیه دیگری که در این نوشتار به آن پرداخته شده این است «دولت ها به خاطر اینکه سلاح هسته ای می تواند نقش بازدارندگی را بازی کند، خواستار دستیابی به آن هستند.»
و پاسخی که به این فرضیه داده شده بر یگانه نبودن این دلیل (بازدارندگی) اشاره دارد.
درست است که اغلب کشورهایی که بمب اتم ساخته اند به خاطر اثرات بازدارندگی است که گمان می کنند بر موقعیت کشورشان در سطح منطقه و جهان دارد، اما بسیاری از کشورها،‌ خود به خود این مسأله را نپذیرفته اند که داشتن سلاح هسته ای، امنیت آنها را بیشتر خواهد کرد.
بهتر است به مورد هند اشاره ای داشته باشیم. در سال 1964، دو سال بعد از اینکه هند درگیر جنگی خونین با چین بود، چین به سلاح هسته ای دست یافت. در این زمان، هند امکان فنی برای تعقیب این هدف را داشت. اما این کار را نکرد. نخست وزیر هند در آن زمان رأی بهادر شاستری تأکید کرد که باید بر نیروی نظامی متعارف کشور برای امنیت مرزهای هند، تکیه کنیم. او به بازدارندگی هسته ای اعتقاد نداشت. اما حتی رهبرانی که به تئوری بازدارندگی اعتقاد داشتند نیز عجله ای برای به دست آوردن موشک های هسته ای نداشتند. ساخت یک سلاح هسته ای انگیزه ای برای حمله پیشگیرانه نیست. تنها کشوری که توانایی ضربه دوم را داشته باشد قادر به این کار خواهد بود مثلا در سال 1964 که چین توانست به سلاح هسته ای دست پیدا کند، رهبران وحشت زده استرالیا به فکر هسته ای شدن افتادند. آنچه که آنها را در این راه حمایت می کرد اعتقاد به این مسأله بود که استرالیا توانایی ایجاد ضربه دوم را دارد.
3- فرضیه دیگری را که Foreign Polisy بیان می داد این است که «دولت ها برای کسب اعتبار بین المللی مایلند بمب هسته ای داشته باشند».
این مسأله در همه جا یکسان نیست. کشورهایی که فاقد سلاح هسته ای هستند می دانند که 5 عضو دائمی شورای امنیت، 5 کشور دارای سلاح هسته ای نیز می باشند. اما این انگیزه یعنی کسب اعتبار به ندرت مشوق کشورها در هسته ای شدن می باشد.
به عنوان مثال به مورد آرژانتین اشاره کنیم: این کشور با اینکه به چرخه سوخت هسته ای دست یافته است. اما برعکس آنچه که بسیاری از متخصصان گمان می کنند،‌ تاکنون برنامه تسلیحات هسته ای نداشته است. در حقیقت زمانی که رشد برنامه هسته ای ، این کشور را به یک مسابقه تسلیحات هسته ای با برزیل کشاند، آرژانتین با زیر پا گذاشتن غرور،‌ سعی کرد از روش های دیپلماتیک برای آشتی با همسایه خود استفاده کند. آرژانتین، انهدام متقابل در منطقه را نوعی «بی معنایی استراتژیک» می داند. این دیدگاهی است که توسط بسیاری از دولت های غیرهسته ای دنیا دنبال می شود.
4- فرضیه دیگر آن است که: «دولت های خودسر بیش از دیگران تمایل به هسته ای شدن دارند.»
این ادعای بی معنایی است. این روزها توجهات به فعالیت های هسته ای رژیم های خشن کره شمالی و ایران معطوف شده است. همانطور که پیش از این به عراق و لیبی توجه شده بود.
برنامه هسته ای این کشورها همه را نگران کرده است. اما آنها تنها کشورهایی نیستند که قوانین رژیم عدم تکثیر را نادیده می گیرند. به عنوان مثال، سال گذشته، آژانس بین المللی انرژی اتمی مطلع شد که حتی کره جنوبی دمکراتیک تا سال 2000 به طور مخفیانه اورانیوم غنی شده با درصد بالا تولید کرده است. بنابراین همانطور که در مورد لیبی نگران هستیم، باید نگران برنامه کره جنوبی هم باشیم. در حقیقت تعداد کمی از اعضای کلوپ تسلیحات هسته ای «دولت های خودسر» نامگذاری شده اند. به غیر از 5 کشور اصلی، هند، یک کشور دمکراتیک با صلاحیت بین المللی که حتی شانس عضویت دائم در شورای امنیت سازمان ملل را نیز دارد،‌ جزو کشورهای دارنده سلاح هسته ای می باشد. از سوی دیگر اسرائیل و پاکستان، دو لبنانی که اگرچه دارای وجهه جهانی نیستند اما آشکارا از حمایت آمریکا برخوردار بوده اند. این را هم باید اضافه کرد که این سه کشور هسته ای زمانی که تصمیم گرفتند از آستانه هسته ای شدن عبور کنند، به وسیله رهبرانی که به شکل دمکراتیک انتخاب شده بودند رهبری می شدند.
کشورهای کمی ممکن است بخواهند بمب هسته ای به دست آورند،‌ اما نوع رژیم واکسیناسیون مطمئنی برای مقابله با جاه طلبی کشورها در دستیابی به تسلیحات هسته ای نیست.
فرضیه آخر آن است که «‌کشورهایی که دارای چرخه سوخت هسته ای دارند، سلاح هسته ای تولید می کنند.»
مطمئنا این گونه نیست. اگرچه تولید اورانیوم یا پلوتونیم غنی شده یک خط قرمز است اما دلیل موجهی برای تولید سلاح هسته ای نیست.
کشورهای فقیر از لحاظ منابع طبیعی مثل ژاپن چرخه سوخت را به عنوان عاملی ضروری در حفظ استقلال کشور در دستیابی به انرژی می دانند. مشوق ژاپن برای داشتن چرخه سوخت انگیزه های اقتصادی است. آرژانتین برنامه غنی سازی اورانیوم را در سال 1978 شروع کرد: زمانی که آمریکا صادرات غنی سازی اورانیوم را به کشورهایی که NPT را نپذیرفته بودند متوقف کرد. بدون اورانیوم غنی شده آرژانتین نمی توانست سوخت راکتورهای تحقیقاتی خود را که برایش بسیار مهم بود تامین کند. دانشمندان آرژانتینی با اینکه به طور مخفیانه اورانیوم غنی شده را تولید می کردند اما هدفشان ساخت بمب نبود.
امروز توجه دنیا به برنامه غنی سازی ایران است. ممکن است ایران بخواهد از اورانیوم غنی شده برای ساخت بمب استفاده کند. اما غیرمعقول خواهد بود اگر سایر انگیزه های این برنامه را نادیده بگیریم.
گزارش خطا
ارسال پیام
captcha