به گزارش آفتاب نیوز، 
از ما ناراحتيد؟
برانكو – براي چي؟ اگر ناراحت بودم الان با شما صحبت نميكردم. من نيمساعت منتظر شما نشستم.
وقتي تيمملي رفت جامجهاني برانكو گفت؛ وقتي تيمايران به جام جهاني ميرود فقط از مربياش انتقاد ميكنند، منظور او رسانهها بود. آيا ما هم جزو اين رسانهها هستيم؟
اينطور نيست، اين را من نگفتم بلكه شما گفتيد. هر كسي كه با من مصاحبه كرد (پس از بحرين)، گفت كه موجي از انتقادات بهوجود آمده و من گفتم كه بله حقيقت دارد ولي نميدانم چرا؟ در واقع منظورم شما نيستيد. بلكه كل مطبوعات است. انتقادات وسيعي شكل گرفت و هر كس قلم به دست بود نقد ميكرد كه 90 درصد آنها منفي بودند. من هم معتقد نبودم چرا كه غير موجه بودند، ولي دوباره روزنامهنگارها تلاش كردند بفهمانند من اشتباه ميكنم.
انتقادات در سراسر بازيهاي مقدماتي بود و پس از بحرين به اوجش رسيد حتي تا همين امروز. من ناراحت نشدم و تلاش كردم تكذيب كنم اين نقدها را و تلاش ميكنم از تيمملي دفاع كنم، طبيعتاً به نفع كادر فني و خودم چون معتقدم هميشه جا براي انتقاد وجود دارد ولي تناسبش بر عكس باشد 90 درصد مثبت و ده درصد منفي. اين نظر من بود. بدون شك شما به عنوان خبرنگار حق و نظر خودتان را داريد، من نه به دفتر روزنامهها زنگ زدم و نه مداخله كردم.
استنباط شما نسبت به اين انتقادها چيست؟
من نميفهمم چرا اينطور است و دركش نميكنم، و هيچ توجيه منطقي برايش پيدا نميكنم. من در برزيل، انگليس، ايتاليا، هلند و فرانسه، ابر قدرتهاي فوتبال دنيا توانستم خوشحالي مردم را مشاهده كنم، و يك جو مثبتي كه هميشه براي راهيابي به جامجهاني در اين كشورها وجود داشته است. حتي در ايران هم شادي مردم را ديدم. هر جا رفتم مردم از صعود خوشحال بودند ولي رسانهها ميخواهند مرا متقاعد كنند كه مردم ناراضي هستند. من ميبينم چه اتفاقي رخ ميدهد. پس از بازي با بحرين فكر ميكنم حدود پنج ميليون نفر به خيابانها ريخته بودند. كه كل شب را جشن گرفتند و پايكوبي ميكردند، خوشحال بودند و لذت ميبردند و اين بزرگترين رضايت من در زندگيام بود. همچنين بزرگترين ترس من بود كه مبادا نتوانم انتظارات مردم را برآورده كنم. انتظار ندارم كسي بيايد و اين شادي را از من و مردم بگيرد. با اين شرايط من از انتقادها ناراحت نشدم و هيچگاه دست رد به سينه هيچ خبرنگاري براي مصاحبه كردن نزدم.
اگر چه در تمامي مطالب نوشته ميشد من مغرور شدهام ولي هميشه براي مصاحبه با خبرنگاران آماده بودم.
اگر ميشود، به اين انتقادها فكر نكنيد، فلسفه فوتبال امروزي اين را ميگويد كه وقتي 90 دقيقه تمام ميشود كسي غير از نتيجه چيز ديگري را نميبيند، در واقع اين فلسفه فوتبال مدرن است و از ابتدا چنين نبوده. بههمين خاطر هر مربي براي نتيجه گرفتن، حاضر است عناصر فوتبال زيبا را كنار بگذارد تا رضايت همه را جلب كند. البته اين به مكتب شما بستگي دارد كه از آن بيرون آمدهايد. آيا شما از اين فلسفه پيروي ميكنيد؟
نه، چون ديد شما صحيح نيست، چرا كه به هر شكلي كه ميخواهيد ميتوانيد نتيجه بگيريد. ميتوانيد از بازيكنان پاس سؤال كنيد كه بر چه چيزهايي اصرار دارم. البته نه براي روزنامه چرا كه ممكن است در آن صورت حرفهاي زيبايي بزنند. رفاقتي صحبت كنيد. بگوييد آيا برانكو ميگويد كه برگرديد عقب يا نه؟ معمولاً 90 درصد تكنيك و تاكتيكي كه به بازي ارتباط دارد، در تمرينات اجرا ميكنيم. همه نوع تمرين را انجام ميدهيم. ميتوانيد در تمرين حاضر باشيد و خودتان قضاوت كنيد كه آيا من به حمله اصرار دارم يا بر دفاع. من مخالف شما نيستم ولي چه در ايران و چه خارج از ايران چنين كاري نميكنم. فلسفه من اين است كه بايد بهوسيله بازي به نتيجه رسيد نه توسط ابزار ديگر. اصرار ميكنم به بازي صبورانه تا وقتي موقعيت ايجاد شود و طبيعتاً اصرار ميكنم به برقراري نظم.
در ژاپن هر زمان فرصت دست ميداد به خط دفاع اين تيم حمله ميبرديم آن هم در زمين خودشان، كسي به اين نكته اشاره نميكند؟ همينطور در كرهجنوبي تيم چهارم دنيا. يكي گفت: چهار سال پيش تيم چهارم بوده البته آنها تا جام جهاني بعدي چهارم هستند. استدلال من بازي در هر شرايطي است ولي هميشه امكان پيروزي نيست. نميشود هميشه بدون اشتباه بود و برتر از حريف بود ولي تلاش ميكنم اشتباهاتم را به حداقل برسانم كه اين تأثير زيادي بر بازي ندارد. با بحرين، آخرين مسابقه يك امتياز كفايت ميكرد ولي در ده دقيقه ابتدايي بحرين حتي از جريمه خود بيرون نيامد.
همه انتظار پيروزي هم داشتند ولي نميشد آنقدر جلو بكشيم كه يك گل مسخره بخوريم. هيچكس ننوشت از بازيكنان پرتوان ما كه تمركز خود را مقابل يكصد هزار نفر جمع كردند و نتيجه را بهدست آوردند. چهار سال قبل كعبي را با 18 سال سن بازي دادم و اگر بزدل بودم اين كار را نميكردم، اگر به ياد داشته باشيد بدون بازيكن استقلالي بازي كردم و براي اولين بار سيستم چهار دفاع خطي را پياده كردم.
يوهان كرايف ميگويد سيستم 1-3-2-4 فوتبال هجومي را كشته است. اين سبكي است كه شما به آن معتقديد، بهطور مثال اگر بگوييد بايد اول ببرم و بعد خوب بازي كنم، ما نميتوانيم به آن ايراد بگيريم. ولي نوع انتخاب شما اين موضوع را بيان نميكند بهطور مثال مبعلي و علوي دو بازيكن با شخصيت متفاوتاند، كه شما در چند بازي علوي را بهكار گرفتيد كه باز هم نميشود ايراد گرفت چون شما بهدنبال نتيجه هستيد.
درست نيست. هميشه مسابقه سيستم را ديكته ميكند.(كرايف بازيكن خوبي بود و حتي قويتر از مارادونا بود و با بارسلونا نتيجههاي خوبي گرفت، استاد بزرگي است.)
اما او از مكتب هلند است. افكار مختلف و شيوههاي مختلف در فوتبال درنهايت به نتيجه ختم ميشود كه طبيعتاً مثبت هم هست اما هر مسابقه ارتباط مستقيمي به نتيجه ندارد. مگر پرسپوليس در 30 دقيقه اول برتر از استقلال نبود؟
با اين حال سيستم 1-3-2-4 بسيار هجومي است و اين موضوع را فراهم ميكند كه بازيكنان در همه جاي زمين حضور داشته باشند و خلأيي را در زمين بهوجود نميآورد. اين شيوه امروز در دنيا نتيجه به همراه ميآورد، ليورپول از اين سيستم استفاده ميكنند.
ليورپول تيم دفاعي است هم در زمان هوليه و هم در زمان بنيتس همه ما اين را ميدانيم.
چطور دفاعي است، پرتغال و فرانسه هم اينطور است؟
همان شيوه است ولي متفاوت!
چطور فرق ميكند؟
بستگي دارد شما چه ايدهاي داشته باشيد؟
البته بايد با ايده پيش رفت. روزنامهها ميگويند من دفاعي هستم، هاشميان، علي دايي، مهدويكيا و نيكبخت، همه هجومي هستند. سراسر بازيها را با دو مهاجم بازي كردم، هاشميان و دايي، دايي و كريمي، مهدويكيا و نكونام كه اشتياق شديدي به حمله دارد و همينطور زندي كه مهرهاي هجومي است.
حتي كعبي كه ما اصرار كرديم به جلو برود.
البته سمت چپ زمين با راست بالانس نيست.
چطور تيم من دفاعي است، حتي به نكونام گفتم كه به جلو برود و به خط حمله كمك كند. از شما ميپرسم كه نكونام زيادتر به محوطه جريمه حريف نزديك ميشود يا مبعلي؟ نكونام به عنوان هافبك دفاعي و مبعلي به عنوان هافبك نفوذي؟
البته نكونام.
بهعنوان هافبك دفاعي 12 گل زد در هجده قدم با سر چند گل زده؟ خيلي ولي مبعلي چند گل زده؟
قبول داريم فوتبال تيمملي هجومي است و اين شيوه شماست.
من به احساس مسؤوليت يكسان ميانديشم، در خط حمله و خط دفاع، در هجوم با تعداد نفرات بيشتر و به سرعت به عقب بازگرديم. نبايد در زمين هرج و مرج باشد. ميدانيد رئال چرا نتيجه نميگيرد؟ از چه زماني؟
از وقتي ماكهلهله رفت.
بله در حالي كه رونالدو و ستارههاي بزرگي دارد مگر ماكهلهله در ميان آنها مطرح است؟ بله درست است. هميشه يك نفر بايد عقب بماند و محافظت كند به همين خاطر از علوي استفاده كنم و نكونام را آزاد ميگذارم كه به جلو حركت كند. چون شم گلزني دارد.
متقاعد شديم. مكتب شما در فوتبال چيست؟
فوتبال حملهاي و هجومي در عين حال كنترل شده.
هميشه به بازيكنان ميگويم پس از هفت، هشت پاس ميتوانيد به دروازه حريف نزديك بشويد. شما خوشحال شديد وقتي مقابل العين شكست خورديد؟
نه!
چرا؟ مردم بودند بازي 3 – 3 شد و شش گل داشت ولي فقط نتيجه نداشت.
طرح سؤال ما هم همين علت را داشت اما ما وقتي هر روز صبح روزنامه خود را نگاه ميكنيم ابتدا دنبال معايب آن هستيم تا قبل از منتقدان خودمان به آن پي ببريم و اصلاحش كنيم. شما به عنوان منتقد اين كار را ميكنيد؟
من هم مثل شما پس از هر بازي آناليز ميكنم، بعضي اوقات راضي هستم و بعضي اوقات از بخشهايي ناراضي.
پنجشنبه اين هفته نيز جلسه داريم و بازي با كرهجنوبي را آناليز ميكنيم.
هرگز نگفتم زيبا بازي كرديم. در مسابقات از لحاظ نتيجه و بازي خوب بوديم. صبر كنيد به شما بگويم.
پس از بازيهاي بوسان، تا قهرماني در بوسان با شما موافقم.
من پس از آن مسابقه را ميگويم، مسابقات رسمي، جام چهارجانبه با زلاند نو.
ضعيف بوديم.
بسيار خب، البته من مخالف شما فكر ميكنم. در آن بازي خوب بوديم. در مسابقات مقدماتي در جام ملتهاي آسيا تيم كرهشمالي را شكست داديم و همينطور لبنان و كرهجنوبي را.
كرهجنوبي را قبول دارم ولي لبنان را نه.
من نظر خودم را ميگويم. كرهجنوبي بازي سختي بود، يعني بازي با آنها بسيار سخت است. بعد در مسابقات جام ملتها و بعد دور اول جامجهاني را داشتيم. با قطر 3 بر يك در تهران، عالي بود و همه چيز داشت. لائوس را حساب نميآوردم در تهران با اردن ضعيف بازي كرديم و نتيجه را هم واگذار كرديم ولي باز هم سرتر از حريف بوديم.
قبول دارم آن روز پيروزي حق اردن نبود.
حتي اگر پيروز ميشديم حق ما نبود. هفت روز بعد مسابقات غرب آسيا تمام بازيها خوب بود.
زيباترين بازي را با كرهجنوبي انجام داديم، در جام ملتهاي آسيا و پس از آن بازيهاي مقدماتي جامجهاني در دور دوم. مقابل ژاپن بازي فوقآسيايي انجام داديم.
در پنج بازي از 20 بازي ضعيف بوديم. اين يعني حداقل. ميدانيد تيمملي يعني چه؟ انگليس مقابل آذربايجان با گل آفسايد بكام برنده شد و مثل بچهها خوشحالي ميكرد. آن وقت ما با نصفه تيم خود آنها را شكست داديم. از چه صحبت ميكنيم.
بله، درست است ولي ميخواهيم بدانيم از اين به بعد كار ميكنيد كه فوتبال زيباتري به نمايش بگذاريد؟ ما بازيكنان پرتواني داريم؟
آيا پس از يكماه فوتبال تغيير ميكند؟ بايد تلاش كنيم تا بهتر بشويم.
براي مسابقات چهارجانبه سه روز تمرين ميكنيم و همه انتظار دارند با سه شماره تيم عالي شود، چطور ميشود؟ اين كار دشواري است. يك مربي چهار سال تيم را در اختيار دارد تازه آيا موفق بشود يا نشود.
به عقيده ما تيمملي بايد بر حسب پتانسيلي كه دارد بازي خوبي به نمايش بگذارد.
زيبا به چه معني؟
يعني توپ را بگيريم و سريع آن را واگذار كنيم. يكي از فاكتورهاي بازي زيبا سرعت است.
به چه معنايي؟ اينكه بگوييم سريعتر بازي كنيم؟
به نظر شما بين بارسلونا و آ.ث ميلان كدام تيم بهتر است؟
ميلان!
به نظر ما بارسلونا.
من نگفتم به نظر شما بايد ميلان بهتر باشد. اين نظر شماست. از نظر من ميلان بهتر است.
به اين دليل بارسلونا را ميگويم كه وقتي توپ را ميگيرند سريع پاس ميدهند.
موافقم ولي اجازه بدهيد من هم نظر خودم را بگويم.
من بلندترم يا چلنگر؟ و كدام زيباتر؟ آيا شما متري داريد كه اندازه بگيريد؟
فلسفه من با كسي كه پشت محوطه جريمه حريف فشار ميآورد تا گل بزند يا با كسي كه دفاع ميكند و دل به ضدحمله ميبندد فرق ميكند ولي نميتوانم بگويم كه نظر آنها خوب نيست.
در بارسلونا رونالدينهو چقدر ارزش دارد؟ ارزش او اندازه ورزشگاه آزادي و تمامي بازيكنان ما است. چطور اين بازيكن را ميتوانيم داشته باشيم.
به نظر ما فوتبال بارسلونا زيباست ولي فوتبال چلسي تاكتيكي است. اين را قبول داريد؟ مايليد چلسي باشيد يا بارسلونا؟
بارسلونا دفاعي است، من دوست دارم تركيبي از اين دو تيم باشم.
فلسفه شما چلسي را ميپسندد يا بارسلونا را؟
من هر دو را ميپسندم. چون بدون هريك نميشود. بارسلونا هم قوي بازي ميكند اما بارسلونا يك استثنا دارد به نام رونالدينهو.
فكر ميكنيد چرا زيدان را به تيمملي بازگرداندند؟ ميدانيد آنها چند باشگاه دارند؟ فقط در پاريس هزار باشگاه وجود دارد. اين تفاوت آنها با ايران است.
اما مردم بارسلونا را بيشتر دوست دارند ولي مربيان چلسي را دوست دارند.
من معتقدم مورينيو مربي خوبي در دنياست. ميدانيد چرا؟
چون تيم يكدستي دارد. البته مردم فوتبال خلاق را ميپسندند مثل بارسلونا. اگر چلسي هم رونالدينهو را داشت تيم جذابي بود.
البته هر تيمي آرزو دارد يك رونالدينهو داشته باشد.
بارسلونا با چنين بازيكناني بايد بهتر بازي كند.
به نظر شما بارسلونا بهتر است يا تيمملي اسپانيا؟
صددرصد بارسلونا.
درست است، به عقيده ما ايده اهميت دارد ما ميتوانيم بارسلوناي كوچكي باشيم.
ميتوانيم ولي چرا پاس نميتواند مثل بارسلونا باشد؟
اين سؤال خوبي نيست چون شايد اگر روزي مربي پاس هم بشويد اين سؤال را از شما ميپرسيم. از موضع پاس دفاع نميكنيم.
به اين راحتي نيست كه مثل بارسلونا بازي كنيم. فلسفه من اين است كه خود بازي نتيجه را تغيير ميدهد.
اگر ناراحت نميشويد بايد بگويم كه بلاژويچ به آن سمت حركت ميكرد.
اينطور نيست چراكه شيوههاي ما با هم يكي نبود، اگر دستيار او بودم دليل نداشت كه با او هم عقيده باشم. من صادق بودم و تحت نظر او قدم برميداشتم.
ولي ما دو مربي با شيوه متفاوت هستيم. اگر بلاژ بيايد 40 درصد تيم فعلي تغيير ميكند. هركس شيوه خاص خودش را دارد.
فكر ميكنيد ايران زمان بلاژ زيبا بازي ميكرد؟ معتقدم هميشه بايد بهتر بشويم و به بالا نگاه كنيم نبايد بگوييم الان خوب هستيم و ديگر نبايد بازي كنيم. نبايد بگوييم كه بايد مربي را بركنار كنيم و...
ما چنين نگفتيم.
پس از بازي با ژاپن وقتي پايم را اينطرف پيست گذاشتم با من مصاحبه كردند و گفتند كه فكر ميكرديم اخراج شدندت را ببينيم!
قبول داريم كه شما شايسته اين برخورد نبوديد و برخي انتقادها به دليل نابهجابودن نظر شما را نسبت به انتقادها تغيير داده است. چون قبل از شما مربياني داشتيم كه هر لحظه آرزو ميكرديم برانكو بيايد و آنها بروند. آنها سزاوار اين انتقادها بودند نه برانكو ولي بعضي از حرفهاي شما تعجبآور است.
كدام حرف؟
از مقدونيه تعريف كرديد؟
من كي تعريف كردم. فقط گفتم يك تيم اروپايي است ك درجه سوم اروپاست. فقط سبك اروپايي دارد.
دليلي ندارد پس از باخت به كره بگوييد به تيم چهارم باختم؟
خب تيم چهارم است.
اين موضوع دست منتقدان بهانه ميدهد و مقابل او موضع ميگيرند.
آيا اشتباه است؟ آنها چهارم جهان شدهاند اين حرف را زدم براي اينكه ميخواهم ايران را بزرگ كنم.
مصاحبه: سعيد آجورلو