زمان آن فرارسیده که امریکا سیاست روشنی در قبال ایران در پیش بگیرد
به گزارش آفتاب نیوز، 
به راحتی نمی توان بین مصالحه و مواجهه یکی از انتخاب کرده از آنجایی که قیمت نفت همچنان بالا مانده است، تحریم اقتصادی علیه ایران نمی تواند کارایی زیادی داشته باشد. از سوی دیگر درگیری امریکا در عراق، امکان حمله گسترده و تغییر رژیم را نیز منتفی کرده است.
شاید سیاستمداران ایالات متحده خلاقیت خود را از دست داده باشند. اما این بازی ای است که در آن ایران همه کارتها را در اختیار دارد: استحکام اقتصادی، حکومت با ثبات اطمینان حاصل موفقیتی از عدم حمله امریکا، دوستانی مثل چین و روسیه در شورای امنیت سازمان ملل، نفوذ قوی در میان شیعیان عراقی، همراهی با گروه های تروریستی فلسطینی و حزب الله لبنان. با اینکه سیاست روشنی وجود ندارد تا امریکا به راحتی بتواند بگوید« شما ] ایران[ یا با ما هستید یا علیه ما»، اما بهرحال می تواند موفقیت خود را بهبود ببخشد.
اولین کاری که باید در این راستا انجام شود، گسترش روابط با اتحادیه اروپا می باشد. با وجود اختلافاتی که بر سر عراق و فروش تسلیحات به چین وجود داشت. روابط امریکا و اتحادیه اروپا در مورد ایران به طور قابل توجهی دوستانه و نزدیک است. همکاری سیاسی دو طرف تاکنون موفقیت کمی بدست آورده: یعنی تعلیق برنامه هسته ای ایران بین 2003 تا تابستان 2005، البته باید نوعی محدودیت طبیعی را نیز در روابط دو جانبه ] امریکا و اتحادیه اروپا[ در نظر گرفت.
مساله رسیدن به یک نقطه روشن در مواجهه با ایران است. در سیاست امریکا نوعی تناقض وجود دارد، چرا که هم زمان خواهان همکاری ایران در مساله برنامه هسته ای است و از سوی دیگر به فکر تغییر رژیم در ایران نیز می باشد. این دو هدف متضاد هستند.
رژیمی که از حمله کشور دیگری می ترسد به طرف ساخت بمب هسته ای پیش می رود و نه مذاکره، البته کنار گذاشتن گزینه حمله نظامی به این معنا نیست که مذاکرات به شکل موثرتری دنبال نشوند. در این صورت فقط احتمال اعمال تنها است.
بر علیه ایران افزایش می یابد. تحریم ها نیز بدون همکاری بین المللی قابل اجرا نیستند. برای جلب همکاری های جهانی نیز باید امریکا این مساله را روشن سازد که سیاست هایش در قبال ایران تنها روی امنیت هسته ای متمرکز شده و به دلیل سیاست های خاورمیانه ای این کشور نیست.
در مورد تحریم ها، چنانچه عملی شونده این سوال مطرح است که از چه تحریم هایی باید استفاده کنیم؟ چارلزگرانت، رئیس مرکز اصلاح اروپایی می گوید: اغلب مردم فکر می کنند که تحریم های اقتصادی عملی نیست.
او از تحریم هایی مثل محدود کردن مسافرت های خارجی مقامات ایرانی حمایت می کند و معتقد است تحریم های بسیار سخت اما بیشتر باعث تقویت ناسیونالیسم ایرانی و در پیش گرفتن رویه های انعطاف ناپذیر از سوی ایران می شود.
سومین عنصر استراتژی ایالات متحده یافتن برخی وجود اشتراک با ایران می باشد. جیمزدابینز، مدیر مرکز بین الملل سیاست دفاعی و امنیتی ژنو (RAND) می گوید:« مطمئن نیستم که مساله هسته ای بهترین ورودی برای روابط ایران ـ امریکا باشد.»
او با اشاره به کمک های غیر منتظره مقامات ایرانی در بازسازی افغانستان می افزاید: نقطه آغاز روابط ایران ـ امریکا ایجاد ثبات در عراق است جایی که هر دو طرف منافع مشترکی در آن دارند.
نکته آخر این که برای موثر بودن هر راهبردی، امریکا باید بیشتر به روسیه و چین نزدیک شود. دابینز در این رابطه معتقد است که «اگر امریکا نتوانست تحریم ها را علیه کره شمالی( که دوستان با ثباتی در جهان نداشت)، عملی کند چگونه می خواهد تحریم ها را علیه ایران اجرا کند؟»
تحریم ها علیه ایران عملی است، اما تنها با کمک چین و روسیه. در این جا زمینه جدیدی برای چند جانبه گرایی امریکا فراهم می آید. ولکر پیرتز، مدیر موسسه آلمانی امور امنیتی و بین المللی می گوید:« در این جا نوعی گرایش به همکاری بیشتر با متحدین و مذاکره با آنها وجود دارد.»در نهایت باید این نکته را خاطر نشان ساخت که ایرانیها خودشان تصمیم می گیرند کی و چگونه به سلاح هسته ای دست پیدا کنند. اما آنچه که مسلم است، اگر آنها تصمیم گرفته اند که بمب هسته ای را بسازند، حمله نظامی امریکا ممکن است بهترین فرصت را به آنهH بدهد. اما در پیش گرفتن سیاست منطقی از سوی امریکا این تصمیم آنها را تحت تاثیر قرار می دهد و مطمئنا اجرای آن را به تعویق می اندازد.