
محمود احمدی نژاد که در مرحله اول و معرفی وزرای پیشنهادیاش در کسب رای اعتماد برای چهار نفر از همراهانش ناتوان مانده بود،در گام بعدی و با تاخیری نسبتاً طولانی پس از حرف و حدیثهای فراوان در حالی چهار وزیر جدید پیشنهادیش را برای کسب رای اعتماد به مجلس فرستاد که خودش آنها را همراهی نمی کرد.
هر چند احمدی نژاد با تاخیری دوساعته خودش را به یاران معرفی شدهاش رساند و دلیل این تاخیر را کسالت عنوان کرد اما شاید همین مساله باعث شد تا در میان گمانه زنیهای فراوان وزیر پیشنهادی او برای تصدی وزارتخانهای که شریان اصلی حیات کشور به آن وبسته است با جبهه سنگینی که علیه او در مجلس شکل گرفته بود از خیر این پست بگذرد و احمدی نژاد را بر آن وادارد تا ظرف 15 روز آینده گزینهای دیگر را جایگزین صادق محصولی کند.
گفتهها و شنیدهها، حاکی از آن بود که در صورت حضور محصولی در جایگاه برای کسب رای اعتماد، موفق به کسب آراء مورد نیاز نشود و انصراف وی اقدامی پیشگیرانه به حساب می آمد، اما وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش این شجاعت را به خود داد تا مورد آزمون مجلسیان قرار بگیرد.
شاید زمانی که محمود فرشیدی صدای حداد عادل را هنگامی که او را به عنوان وزیر آموزش و پرورش معرفی کرد نفس را حتی کشید، اما به نظر می رسد او پس از مدت زمان کوتاهی وضعیت سخت و دشوار خود را در تعامل با مجلس و نوع عملکرد آیندهاش نگران کننده ارزیابی کرد.
وی که از مجموع 260 نفر نمایندگان حاضر در مجلس تنها 136 نفر را همراه خود می دید قطعاً روزهای پر حادثهای را در پیش روی خویش مجسم می کرد.
شاید در این بین احمدی نژاد نیز چنین تصوری را در ذهن می پروراند. وی که زمانی در سخنانش وزیر آموزش و پرورش را وزیر الوزراء دولت خود خوانده بود و در جایی دیگر این وزارتخانه را مهمترین و پایهای ترین وزارت در کشور معرفی کرده و آبادی آن را آبادی کشور و آینده دانسته بود، متوجه شد که وزیر الوزرایش نتوانسته است به اندازه کافی رضایتمندی نمایندگان مجلس را کسب کند.
محمود فرشیدی، وزیر آموزش و پرورش با 136 رای پایین ترین میزان رای را در بین دیگر وزرا برای خود کسب کرد و در رتبهبندی آراء در پایین ترین نقطه جدول قرار گرفت.
نگرانی که همواره در نظام جمهوری اسلامی ایران نسبت به وزارت آموزش و پرورش وجود داشته است، با توجه خاصی که امام خمینی به آن داشت و این نکته را از بدو انقلاب اسلامی مد نظر قرار داده بود، مسالهای است که نمی توان به سادگی از کنار آن عبور کرد.
وزارت آموزش و پرورش که در سالهای آخر دولت خاتمی بدلیل اعتراضات گسترده معلمان به وضع معیشتی دستخوش بحرانهای عدیده شده بود، حربهای ابرازی برای احمدی نژاد و همکارانش شد تا با تاختن به نحوه عملکرد مدیران این وزارتخانه و دولت خاتمی درگذشته، از آن به نفع خویش استفاده کنند و با طرح شعارهایی خبر از بازسازی واصلاح آن را در دولت خویش دهند.
نکته جالب در این میان اینکه با توجه به شعارهای مطرح شده و کسب پایین ترین رای برای این وزیر به نظر می رسد این وزارتخانه در تحقق شعارهای مطرح شده و تعامل با مجلس در آینده دچار چالشهای فراوانی شود.
هر چند در پی نارضایتی معلمان از وضع معیشتی در صندوق ذخیره ارضی برای پرداخت برخی از عقب ماندگی ها پرداختی به معلمان گشوده شد اما این مسکن آرام بخش نمی تواند برای مدت زیادی درد این قشر زحمت کش را آرام کند.
وجود مشکلات ساختاری در وزارت آموزش و پرورش نارضایتی اساتید و معلمان، نارضایتی مردم از وجود برخی مشکلات در این وزارتخانه از مواردی است که این وزارتخانه هم اینک با آنها دست و پنجه نرم می کند و احمدی نژاد انتظار داشت وزیر پیشنهادیش با کسب نظر مساعد مجلس و به پشتوانه آن به جنگ این مشکلات برود.
اما ظاهر امر چنین نشان می دهد که فرشیدی پا به وزارتخانهای بحرانی خواهد گذاشت که برای او دردسر های فراوانی را ایجاد خواهد کرد و فرشیدی در این بین نمی تواند به حمایت مجلس از خود امید چندانی داشته باشد.