به گزارش آفتاب نیوز، 
يك نمونه اش، اظهار نظري است كه او اوائل كارش در مورد بورس نمود كه به نظر من، اظهار نظر درستي بود، ولي يك عده از روي عدم آگاهي (و يا شايد از روي تعصبات جناحي) با آن به مخالفت برخاستند. در اينجا اين قصه را قدري باز مي كنم:
1- احمدي نژاد گفت كه بورس- با وضع فعلي- جز قمار چيزي نيست! برخي از اين حرف، برآشفتند و گفتند كه احمدي نژاد از اقتصاد مدرن، هيچ چيز سرش نمي شود.
2- بررسيهاي اوليه نشان مي دهد كه بورس كشور ما، در اين 12-10 سال اخير (كه دوباره فعال شده) به هيچ وجه نتوانسته نقش يك بازار سرمايه را ايفا نمايد. دليلش هم آن است كه افراد به خصوصي با دستيابي به رانت اطلاعاتي و زد و بندهاي مفصل، موفق شدند به ثروتهاي افسانه اي دست پيدا كنند. در تمام اين سالها، اصلاً كسي به اين موضوع، فكر هم نكرد كه بالأخره سازندگي و اصلاحات بجاي خود محفوظ، ولي آخر چطور مي شود كه مثلاً صاحبان يك كارگاه چسب سازي معمولي به نام «رازي» يكباره سهام عمده دهها شركت بورس را مالك مي شوند و بيمه رازي درست مي كند و سراغ تأسيس بانك هم مي روند؟ كجاي دنيا، حكومتها اين طوري اقتصادشان را مي گردانند و بخش خصوصي را در كدام كشور ديده ايم كه چنين كارهايي بكند؟ درست است كه بايد بخش خصوصي و اقتصاد آزاد داشته باشيم ولي آنچه كه ما در طول اين 15-10 سال ديديم نه بخش خصوصي بود و نه اقتصاد آزاد؛ غارت بود و استلا¬ء!
3- بورس، قمارخانه نيست، بلكه بازاري است مثل همه بازارها. با اين تفاوت كه ما معمولاً براي تهيه كالا به بازار مراجعه مي كنيم، در حالي كه اين بازار براي تهيه سرمايه است؛ يعني براي اشخاص حقوقي است كه ايده و يا طرحي دارند و پول براي اجراي آن ندارند و لذا براي تأمين سرمايه به آنجا مراجعه مي كنند. متقابلاً افرادي هم كه پول مازاد براي سرمايه گذاري دارند به اين بازار مراجعه مي كنند تا طبق ضوابطي، پول خود را به سرمايه گذاران تسليم نمايند.
با اين حال، بورس كشور ما در طول سالهاي اخير ابداً در نقش يك بازار سرمايه ظاهر نشد، و شايد بتوان گفت كه بيشتر به عنوان يك قمارخانه، ايفاي نقش كرد؛ قمارخانه اي كه برخي كه زرنگ تر بودند، با رانت اطلاعاتي، دست ديگران را خواندند و يكشبه ، ره صد ساله پيمودند! و جاي تأسف است كه دستگاه قضايي در آن سالها نه تنها هيچ توجهي به اين معضل ريشه اي نكرد بلكه مشكلش آن بود كه قالپاق دزدها را در كدام بيقوله جاي بدهد تا بتوانند دوران زنداني شان را به سرآورند!
4- احمدي نژاد، حرف خود را تكذيب كرد. و اي كاش نمي كرد! درست است كه در همين بورس، تعدادي سهامدار جزء داريم، امّا مگر آنها چند درصد هستند؟ سهام بانكها را كه كنار بگذاريم، متأسفانه بخش عمده سهام متعلق به همان كساني است كه سهمهاي ميلياردي باد آورده به دست آورده اند. كافي است آقاي احمدي نژاد يك نفر را بفرستد بررسي كند كه چگونه يك عده قمارباز حرفه اي، پول سهامداران خرد و بانكها را مالك شدند و چطور محيط كسب و كار را تخريب نمودند تا جايي كه اكنون هيچ كار آفريني، كمترين ارزشي براي كار و تلاش در بازار ايران، قائل نيست و اكنون همه – از پير گرفته تا جوان – دنبال به اصطلاح Quick Money هستند!
من دوست ندارم از آن كساني باشم كه يا هميشه با كسي موافق هستند، يا هميشه با او مخالف. من با حرفهاي درست احمدي نژاد همان اندازه موافقم كه با حرفهاي نادرستش، مخالف. من فكر مي كنم وقتش رسيده باشد كه موافقتها و مخالفتهايمان، را با منطق و آگاهي تنظيم كنيم. و نه با چيزي جز اين دو.