دادکان، مخالف افکار عمومی
به گزارش آفتاب نیوز، 
تجربه نشان داده بسیاری از آنچه دادکان و کابینهاش با اجتهاد به دیدگاههای خود عمل کردهاند درست از کار در نیامده و در نهایت مشکل ساز گردیده است. در این ارتباط می توان به ماجرای تیمهای فوتبال راهآهن و صنعت نفت و یا وضعیت مطبوعات و رسانهها با فدراسیون فوتبال و در نهایت اوضاع و احوال تیم ملی فوتبال اشاره کرد که نشات از گرایش رئیس فدراسیون به بی قانونی و حرکت در جهت خلاف مقررات و افکار عمومی دارد.
مسابقات چهارجانبه تهران و نتایجی که تیم ملی فوتبال ایران بدست آورد به خوبی بر این واقعیت صحه گذارد که اوضاع در این تیم چندان منطقی و مثبت نبوده با روندی که پیش گرفته شده نمی توان امیدی بر موفقیت آن در مسابقات جام جهانی آلمان داشت. در حالی که اگر توجهی به انتقادهای دلسوزانه شده و از راه حلهایی که رارئه گردیده به نحو مطلوب بهره گرفته می شد اوضاع با آنچه این روزها شاهدیم زمین تا آسمان تفاوت داشت و تیم ملی فوتبال چنین بی برنامه و فاقد روحیه نبود.
به نظر بنده هیچ کس در پیدایش این وضعیت نابسامان نقش نداشته به استثنای دکتر دادکان که با دخالتها و اقداماتش تیم ملی را در سراشیبی سقوط قرار داده است.
دخالتهای او در عوض این که به نفع تیم ملی و آشتی دادن مردم با تیم و مربی آن باشد به ضرر این مجموعه تمام شده جدایی و تفرقه را میان آنها دامن زده تا حدی که سکوها و مطبوعات علیه برانکو موضع گرفتهاند.
در این شرایط در عوض این که دادکان و مجموعه فدراسیون و دستاندرکاران تیم ملی تغییر روش داده و دست در دست ه مبرای بهبود وضعیت تلاش کنند رویاروی یکدیگر قرار گرفته و به تخریب هم می پردازند که ادامه این روند می تواند لطمه ای اساسی به اعتبار و قدرت تیم ملی در آلمان وارد آورده و ایران را به کیسه بوکس و زنگ تفریح دیگران تبدیل کند.
حال باید از دادکان و کابینه او پرسید دلیل مخالفت و ضدیت آنها با مردم و خواستهایشان چیست؟ آیا مردم نباید خواستار بازی روان و زیبا همراه با نتایج مطلوب از تیم ملی خود باشند؟ زمانی که خلاف آن را در زمین مسابقه مشاهده می کنند نباید به سر مربی و کادر فنی اعتراض کنند؟ آیا مردم حق ندارند از تیم ملی که با مالیاتها و خون دلهای آنها به موفقیت دست یافته انتظار بازی زیبا و نتایج مقبول داشته باشند؟
امروزه این وظیفه مجلس، سازمان تربیت بدنی و دیگر سازمانها و ارگانهای ذیصلاح است که جلوی بی قانونی و یکه تازی دادکان و کابینهاش را گرفته و اجازه ندهند بی قانونی در ورزش کشور نهادینه شود.
هدف ما برکناری برانکو نیست بلکه مردم خواستار تغییر نگرش به تیم ملی و اهداف آن هستند. حال که تمامی مربیان و کارشناسان و دست اندرکاران رسانهها آمادگی خود را برای بهبود شرایط تیم ملی اعلام کردهاند چرا باید خود محوری دادکان مانع این همکاری و هم فکری شود؟
آقای دادکان باید بداند احترام به افکار عمومی، احترام به کسانی است که او را به این جایگاه رساندهاند. همین افراد و رسانهها می توانند او را از ریاست به زیر کشیده و افراد با صلاحیت و کارآمدی را روی کار بیاورند که در راه اعتلای فوتبال قدم بردارد. زیرا در شان یک مسئول جمهوری اسلامی نیست که دیکتاتوری پیش گرفته و برخلاف قانون و خواسته مردم حرکت کند.