به گزارش آفتاب نیوز، 
جورج بوش هرگز در آرژانتين با احترام مورد استقبال قرار نگرفت، حداقل از سوى شهروندانى كه چندان به «آزادى بخشى» او و اعمالش باور نداشتند. بدين ترتيب، شايد مقايسه او با چه گوارا غيرمنطقى باشد، به ويژه با توجه به آن كه تاريخ هنوز درباره «جورج واكر بوش» قضاوت نكرده است. تاريخدانان و تاريخ نگاران بر اين باورند كه فرزند محبوب آرژانتين، چنان با اسطوره در آميخته است كه حتى در قلب لندن و نيويورك هم تى شرت هاى منقش به تصوير او با بهايى بالغ بر ۴۰ دلار به فروش مى رسند! بدين ترتيب، هر چند شايد مقايسه اين دو و ميزان محبوبيتشان منطقى نباشد، اما مى توان نوع نگاهى كه هر يك به «آزادى» داشته اند و خود سمبل چنين نگرشى محسوب مى شوند را مورد كنكاش قرار داد.
«مانوئل مورا آراخو» مدير يك مؤسسه معتبر تحليل افكار عمومى در اين خصوص مى گويد: آزادى در نظر «چه» و آنچه او براى تحقق آن تلاش مى كرد، در حقيقت، استقلال كشورها و آزادى جمعى فقرا در اين مناطق بود، اما آنچه بوش به دنبال آن است، آزادى شخصى است. بوش نمادى بارز از محافظه كارى است، در حالى كه «چه» بارزترين نمود سوسياليسم بود.
«مارتين كراسه» تحليلگر اجتماعى مسائل آرژانتين در اين باره مى گويد: دلبستگى مردمان آرژانتين به «چه» هرگز به معناى تصميم جمعى آنان براى به كارگيرى ايدئولوژى سياسى و يا اقتصادى او نيست. تحسين و ستايش چه گوارا، قطعاً شامل ايدئولوژى او و به طور خاص، ماركسيسم نمى شود.
كراسه در ادامه مى گويد: ايده مبارزه مردى شجاع و نترس با «آسياب بادى»هاى عظيم الجثه واقعاً رمانتيك و جذاب است. چه، در حقيقت «كيشوت» واقعى است.
سال ها پيش، هنگامى كه در مورد محل دفن بقاياى جسد چه گوارا بحث بسيارى در جريان بود، كراسه در نوشتارى به بيان نظر خود پرداخت و چنين نوشت: مقبره معنوى اين نماد، سوسياليسم كوبا است، مكانى كه در نهايت، ايده هاى وى امكان تحقق پيدا كرد. اين جامعه شناس آرژانتينى كه گويا چندان علاقه اى به كوبا ندارد، با اظهار تأسفى تلخ از اين واقعيت افزوده بود: اين موضوع كه امكان تحقق ايده هاى «چه» تنها در كوبا فراهم شد، يك فاجعه است!
اما اين عقيده گويا تنها به اين جامعه شناس منحصر مى شود. بسيارى از چهره هاى سرشناس آمريكاى لاتين و به طور خاص، «هوگو چاوز» رئيس جمهور بوليواريايى ونزوئلا با چنين نظرى به شدت مخالف است.
چه گوارا بخشى تفكيك ناپذير از انقلاب «فيدل كاسترو» است. او دوشادوش برادران كاسترو در نبرد براى به دست گرفتن قدرت در كوبا، سال ،۱۹۵۹ جنگيد و پس از آن نيز نقشى كليدى در اصلاحات سوسياليستى داشت. چه گوارا بخشى از شهرت افسانه اى اش را نيز مديون سخنرانى هاى مهيج و حملات شديد اللحن خود به سياست خارجى آمريكا است. او هم چنين با نگارش راهنماى «جنگ هاى چريكى» حمايت خود را از انقلاب در سرتاسر جهان اعلام كرده بود.
امروز، اما به باور كراسه، آنچه چهره «چه گوارا» را در فرهنگ عامه شكل مى دهد. تصويرى عارى از ايدئولوژى سياسى است. او معتقد است كه «چه» تبديل به نمادى از اعتراض و شورش شده و به همين دليل است كه جوانان تى شرت هاى منقش به تصاوير او را بر تن كرده و پوسترهاى او را بر ديوارهاى خوابگاه هاى دانشجويى نصب مى كنند.
«ريكاردو لوپز گوتيگ»، تاريخدان جوان آرژانتينى اما نظر جالبى دارد. او مى گويد: گوارا اصولاً نمادى از «رهايى از» بود. او نماد رهايى از كاپيتاليسم و فقر استخوان خردكن ناشى از سيطره اين ايدئولوژى بود. اين در حالى است كه بوش نماد «رهايى براى» است. او و نظراتش مربوط به رها شدن مردم براى رسيدن به چيزى است.
لوپز در ادامه مى افزايد: «چه» خواهان بازگشت به سبك زندگى ساده و اجتماعى بود كه در آن هيچ مالكيت شخصى وجود نداشته و «فرد» در مفهوم «جامعه» هويت بيابد. بوش اما خواستار آزادى هاى شخصى است. آزادى هايى همراه با رقابت و نزاع، در دوره اى كه جهانى سازى رو به رشد است و زندگى پيچيده تر از قبل مى شود، بديهى است كه گفتمان چه گوارا جذاب به نظر برسد.
چالش اصلى براى بوش، به باور «مورا آراخو»، اين است كه او در جايگاه يك «آزادى بخش» در متن تحولاتى مورد قضاوت قرار مى گيرد كه هرگز اسطوره «چه» در جنگ آنها اسير نشده است. آراخو براى نمونه از جنگ عراق نام مى برد و مى گويد: مردم به عراق مى نگرند و مى گويند كه اين آزادى وعده داده شده كجاست؟!
«اسكار رائول كاردوسو»، تحليلگر سياسى و مجرى يك برنامه پرطرفدار سياسى راديو با اشاره به شكاف هاى موجود در جامعه آمريكا كه پس از توفان هاى اخير بيش از پيش تعيمق شده است، مى گويد: بوش، ديگر براى شهروندان آمريكا رئيس جمهور «پس از ۱۱ سپتامبر» نيست، بلكه او اكنون رئيس جمهور «پس از كاترينا» محسوب مى شود. مردم دائماً مى شنوند كه معافيت هاى مالياتى به نفع ۴ درصد ثروتمند جامعه تمام شده است سپس مشاهده مى كنند كه فقرا در جريان توفان كاترينا جان مى بازند.
كاردوسو در ادامه مى گويد: مردمان آرژانتين هم سخنان بوش در مورد آزادى را مى شنوند، اما در هضم آن و تطبيق اين سخنان با واقعيت مشكل دارند.
يك نظرسنجى تلفنى در ۴ شهر اصلى آمريكا لاتين: «بوينوس آيرس»، «برازيليا»، «سانتياگو» و «مونته ويدئو» نشان داده است كه ميزان نفرت و ضديت با بوش در بوينوس آيرس با ۶۴ درصد بسيار فراتر از ساير شهرهاى اين قاره است.
اين احساس خصومت را حتى در كيوسك هاى روزنامه فروشى پايتخت هم مى توان مشاهده كرد. در اكثر اين كيوسك ها در حالى كه انبوهى از كارت پستال هاى چه گوارا، پوسترها و كتاب هاى منتشر شده در مورد آخرين تحقيقات درباره انقلاب مردمى او به چشم مى خورد، انبوهى از نشريات آرژانتين كه صفحات تمام رنگى خود را به فراخوان مردم جهت مقابله با بوش اختصاص داده بودند، نشان دهنده جو عمومى عليه بوش است.
خوسه كه صاحب يكى از اين كيوسك ها در خيابان «كورينتس»، يكى از شلوغ ترين خيابان هاى پايتخت است، هنگام مواجهه با پرسشى در مورد مقايسه چه گوارا با بوش، به انبوه يادبودهاى چه گوارا اشاره كرده و مى گويد: شما حق نداريد «چه» ما را با بوش مقايسه كنيد. چه، مرد عمل بود. او به آنچه در مورد آزادى مى گفت، عمل مى كرد، اما بوش فقط حرف مى زند!
خوسه هنگامى كه با پرسشى در مورد اينكه بوش، مردم عراق را از ديكتاتورى منفور صدام نجات داد، مواجه مى شود، با تعجب مى گويد: او اين كار را به خاطر نفت انجام داد. مطمئنم مردم آمريكا هم اين موضوع را مى فهمند.