تجزیه انتقادات و ترکیب منتقدان
به گزارش آفتاب نیوز، 
در شرایطی که رهبر فرازانه انقلاب، همه را به حمایت از دولت دعوت کرده ولی نشانهای از ورود ایشان به بحث موافقان و مخالفان انتقاد و نقد دولت دیده نمی شود. با این وجود، شخص احمدی نژاد در جلسه یکشنبه دولت، گفته است که دولت وی تسلیم هیاهوی دنیا زدهها و مرفهین بی درد نخواهد شد.
هرندی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در اولین جلسه مطبوعاتی خود سخنان مشابهای به زبان آورده است اما در جبهه مخالف، منتقدین به انتقادات خود ادامه می دهند و روز به روز طیف آنها متنوعتر و بر تعدادشان افزوده می شود.
اساس انتقادات، به تصمیمات غیر کارشناسی بر میگردد.
منتقدین معتقدند که تصمیمات دولت به دلیل آنکه شتابزده
است و کارشناسی لازم در آن صورت نگرفته، نه تنها به نتایج اعلام شده برای آنها از جمله برقراری عدالت و خدمت رسانی به مردم منجر نخواهد شد بلکه شیرازه نظام اداری و اجرایی کشور را با خطرات جدی رو به رو خواهد کرد.
در همین چارچوب منتقدین بر این باورند که عزل و نصبهای گسترده و کنار گذاشتن بخش غالب وزرا و مدیران ارشد 27 سال گذشته بویژه مدیران دولتهای خاتمی و هاشمی، باعث ورود غیر طبیعی تعدادی از مدیران جدید و کم تجربه به عرصههای تصمیم گیری و اجرای کلان شده و آنها نیز به جای ادامه مسیر گذشته و یا تغییر تدریجی آن به یکباره فرمان اتوبوس دولت و دیوان سالاری کشور را به سوی دیگری می چرخانند درحالی که بسترهای لازم برای این تغییر مسیر ناگهانی فراهم نشده است.
در مقابل، وزرا و مدیران ارشد دولت احمدی نژاد و تحلیل گران حامی دولت معتقدند که منتقد آن بیشتر کسانی هستند که از تغییر دولت پس از انتخابات ریاست جمهوری آسیب و زیان دیدهاند، لذا پذیرش تغییرات برای آنها دشوار است و برخی از آنان به دلیل آنکه منافع خود را در خطر می بینند با سیاستهای دولت جدید مخالف هستند.
از دیدگاه دولت، انتقادات، کارسازمان یافته و هدفمندی برای تخریب وجهه دولت نزد افکار عمومی است، به گونهای که احمدی نژاد تهدید کرده است که اسامی برخی مفسدان اقتصادی را اعلام خواهد کرد.
در برابر این تهدید، منتقدان معتقدند که تعبیر انتقاد به تخریب و توسل به تهدید نه تنها به مصلحت نیست بلکه با بستن راه نقد، در دراز مدت به تضعیف دولت و نظام و واردشدن آسیبهای جبران ناپذیر منجر خواهد شد.
تحولات هفتههای اخیر نشان داده که نه منتقدین از تهدیدات دولت احمئی نژاد هراسیده و میدان را رها کردهاند و نه دولت قصد دارد که با این انتقادات، مسیر برنامهها و تصمیمات خود را عوض کند.
طیف منتقدان دولت از اصلاحطلبان فراتر رفته و در درون اصولگرایان نیز افرادی چون افروغ، نادران و غفوری فرد به صف منتقدین دولت احمدی نژاد پیوستهاند اما این تمامی حقیقت نیست زیرا چنین منتقدینی به اصلاح طلبان نزدیک نشدهاند و نوع انتقادات آنها از دولت متفاوت است.
بخش دیگر واقعیت آن است که اصولا ایرانیها در نقد بیشتر اصرار دارند تا تایید. ما عادت داریم که به فردی اعتماد کرده و به او رای می دهیم اما تدریج نقد اورا شروع می کنیم تا هنگامی که دامنه نقد به جایی می رسد که فرد دیگری را برگزینیم، در واقع در اکثر مواقع و با تغییر و تحویل دولتها و کابینهها، جای منتقد و حاکم عوض می شود، بدون آنکه اکثر ما به قواعد و اصول نقد پایبند بمانیم. ما همانگونه مسولان طیف مخالف را نقد می کنیم که آنان روزگاری مسئولان طیف ما را نقد می کردند. گویی اصل این است که این دور ادامه یابد و منتقدین مسئولان را نقد کنند و مسئولین نیز با نگاهی سیاسی به منتقدین نگاه کنند، گرچه یک تمایز را نمی توان در این سالها نادیده گرفت و آن تفاوت سطح سعه صدر تحمل خاتمی در برابر انتقادات نسبت به مسئولان دیگر است.