کد خبر: ۲۶۲۸۸۰
تاریخ انتشار : ۳۱ شهريور ۱۳۹۳ - ۱۶:۲۵
مرجعیت صداوسیما در افکار عمومی زیر سوال رفته
انتظار از صداوسیما در ایران به عنوان رسانه ای انحصاری و حاکمیتی آن است که فراگیر باشد. در چنین رسانه ای باید مهم ترین دغدغه، منافع ملی، امنیت ملی و وحدت ملی باشد، ولی اگر جایگاهش را به یک جایگاه جناحی و حزبی تغییر دهد، اعتبارش را نزد مخاطبان از دست می دهد وتاثیرگذاری اش در جامعه به پایین ترین نقطه خواهد رسید.
آفتاب‌‌نیوز :
آفتاب: متاسفانه رسانه ملی ما طی سال های اخیر نشان داده است که بیشتر گرایش حزبی و سیاسی دارد تا اینکه بخواهد فراجناحی، براساس منافع ملی و کمک به وحدت ملی عمل کند.

دلیل این حرف نوع مواجهه صداوسیما با رقابت های سیاسی یا نوع تعاملات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در کشور است. معتقدم دو عامل باعث چنین برداشتی می شود: نکته اول این است که شاهد نوعی کم تجربگی در به کارگیری تکنیک های رسانه ای در صدا و سیما هستیم و نکته بعدی، نوع انتخاب نیروهایی است که مسئولیت انتشار اخبار یا اطلاع رسانی را برعهده دارند. حتی گزینش افراد برای اجرای برنامه های مختلف، رویکرد سیاسی و جناحی دارد و همین مساله باعث شده است تا برخی نیروهایی که در رسانه ملی کار می کنند، بیش از آنکه نگاه فراجناحی به رخدادها و پدیده ها داشته باشند، گرایش های جناحی را با انتخاب واژ گان و آرایش پیام های خود، در برنامه ها بروز دهند. بر این اساس بیش از آنکه مخاطبان بخواهند از پیام های رسانه ملی تاثیر بپذیرند، از آنچه این رسانه منتشر می کند، درکی تبلیغی و جناحی دارند. وقتی مخاطب می بیند آنچه از طریق این رسانه اعلام می شود، برنامه های یک جریان سیاسی خاص است، طبیعی است که به آنها در همین حد توجه خواهد کرد و این برنامه ها را دارای ابعاد ملی ارزیابی نمی کند.

از جمله پیامدهای چنین رویکردی در رسانه ملی این است که صداوسیما این امکان را از دست می دهد که در بزنگاه ها تاثیرگذار باشد، چراکه پیش از این به مخاطب خود القا کرده است پیام ها و اخباری که از صداوسیما دریافت می کند، تابعی از گرایش ها و رویکردهای جناحی است. اگر امروز شاهد استقبال مخاطبان ایرانی از رسانه های بیگانه هستیم به دلیل همین خلأ است. اگر متاسفانه اکنون رسانه های بیگانه به آسانی می توانند جریان سازی کنند و صداوسیما به صورت واکنشی در برابر آنها وارد عمل می شود، باید مشکل را در خود جویا شویم که چرا رسانه ملی نمی تواند خودش جریان ساز شود و افکار عمومی را به دست بگیرد.

اگرچه در عصر ارتباطات قرار داریم و ماهواره، اینترنت و انواع وسایل ارتباط جمعی وجود دارد اما این وضع به معنی آن نیست که در دنیا رسانه های رسمی محوریت خود را از دست داده اند، با این حال نمی دانم چه اصراری وجود دارد که صداوسیمای ما دوست دارد جایگاه خود را در حد بلندگوی یک گرایش حزبی و جناحی فروبکاهد؟

من برای همه جریان های سیاسی ارزش قائلم و نمی خواهم قضاوتی درباره خوب یا بد بودن جریان های اصلاح طلب یا اصولگرا داشته باشم، تنها می خواهم بگویم که همه آنها سرمایه های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی کشور هستند و تا زمانی که رسانه ملی بازتاب دهنده تنها یک رویکرد و تریبونی علیه رویکرد دیگر باشد، طبیعی است که مخاطب از صداوسیما، پیام هایی جناحی و سیاسی برداشت کند.

امیدواریم رسانه ملی ما در آینده ای نه چندان دور به بلوغی فکری در این زمینه برسد زیرا در حالی که رقیب های جدی در بیرون از مرزها داریم که هرروز بر دامنه توانمندی خود می افزایند، صداوسیما با بحران مخاطب و البته اعتماد روبه روست به طوری که تنها بخشی از برنامه های سرگرم کننده مثل برنامه ورزشی 90 پرمخاطب می شود. البته یادآور می شوم که ضعف برنامه های صداوسیما صرفا به حوزه موضوعات جدی بازنمی گردد بلکه حوزه سرگرمی را نیز شامل می شود؛ چه چیزی از این بدتر که سریال هایی که رسانه های بیگانه پخش می کنند موضوع روز جامعه می شود و ما تنها در نقد آنها برنامه های طنز می سازیم.

به طور کلی باید پذیرفت که رسانه ملی ما در جلب افکار عمومی به عنوان یک رسانه فراگیر که باید همه نحله های فکری و اجتماعی و فرهنگی را دربربگیرد، نتوانسته است موفق عمل کند چراکه بیشتر یک سویه و جناحی به موضوعات نگاه کرده و بخشی نگری به جامعه داشته است. همین بخشی نگری ها، نگاه های تبعیض آمیز به جامعه، بلندگوی جریانی خاص بودن و علیه جریانی دیگر موضع گرفتن، باعث شده است که مرجعیت صداوسیما در افکار عمومی زیر سوال برود.

*جلال خوش چهره/ فرهیختگان
بازدید از صفحه اول ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره
عضویت در خبرنامه
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین
پرطرفدار ترین عناوین