خاتمي: در پرونده هستهاي نبايد كاري كرد كه درهاي گفتوگو بسته شود
به گزارش آفتاب نیوز، 
-تا فرا رسيدن اجلاس شوراي حكام آژانس بينالمللي انرژي اتمي چند روزي بيشتر نمانده است، همان طور كه ميدانيد بنابر قطعنامهاي كه در اجلاس قبل در مورد ايران به تصويب رسيد، ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت نيازي به مصوبه شوراي حكام ندارد و همين امر موضوع را حساستر ميكند، با توجه به اينكه موضع حزب مشاركت تاكنون در جهت تلاش براي عدم ارجاع پرونده بود، جنابعالي روندي كه دولت جديد ميپيمايد را چگونه ارزيابي ميكنيد؟ آيا حزب پيشنهاد خاصي براي خروج از روند فعلي دارد؟ برخي حضور آمريكا در جريان مذاكرات را مطرح كردهاند، نظر شما چيست؟
- موضوع پرونده ايران موضوع پيچيدهاي است كه راهحل سادهاي براي آن وجود ندارد و همين مسأله سبب ميشود تا طرفين در تصميمگيري خيلي عجله نكنند. به خصوص كه حوادثي مانند دخالت قدرتهاي بزرگ در عراق نتايج دلخواه را نداشته است، يعني همه طرفهاي ماجرا ضرر كردهاند. بر اين اساس ما ميگوييم مهمترين راه حل اين مشكل تداوم گفتوگوها و مذاكرات است و نبايد كاري كرد كه همه درهاي گفتوگو بسته شود. متأسفانه اقداماتي كه در اين چند ماهه صورت گرفته، درست برخلاف اين سياست بوده است. موضوع مهم اين است كه بدانيم با اوجگيري تنش حتماً ما ضرر ميكنيم. رفتن پرونده به شوراي امنيت سازمان ملل نمونه خيلي خوبي از اين اوجگيري است. رفتن پرونده به شوراي امنيت سبب ميشود اولاً يك موضوع حداكثر چندجانبه به مسألهاي همهجانبه و بينالمللي تبديل شود. در اين صورت يارگيريهاي جهاني به صورتي است كه حتماً ما ضرر ميكنيم.
دوم اينكه ما با پاي خودمان داريم به جايي ميرويم كه تصميمگيريهاي آنجا اولاً با محوريت آمريكا و تنها آمريكا صورت ميگيرد، ثانياً اين تصميمها هر چند، تصميم آمريكاست ولي به لحاظ حقوقي الزامآور خواهد بود و پرواضح است كه اين تصميمها به نفع ما نخواهد بود.
ضمن اينكه اگر به شوراي امنيت برويم، بسياري از پروندههاي ديگر گشوده خواهد شد زيرا ايران به عنوان يك تهديد براي امنيت جهاني شناخته شده است كه پرونده آن حتماً بايد در شوراي امنيت بررسي شود و در شرايط توازن قواي امروز در سطح بينالمللي همه ميدانيم كه بسياري از مشكلات ديگر بروز خواهد كرد.
اين فلسفه سياست جبهه مشاركت مبني بر تلاش بر نرفتن به شوراي امنيت است. از نظر ما معيار گفتوگو بين ايران و كشورهاي بزرگ بايد براساس گفتوگوهاي پاريس باشد و بعد بتوان با يك كار نسبتاً طولاني مدت در سايه آرامش و اعتمادسازي حق ملي ايران در دانش هستهاي را ايفا كرد اما تمام مسائل انرژي هستهاي ايران و به عبارت بهتر سياست خارجي كشور را مجزا از سياستهاي داخلي به پيش برد و حل كرد. اصولاً دولتي كه به مناسبات دموكراتيك در داخل كشور خود اعتقاد نداشته باشد، نميتواند انتظار داشته باشد در خاج از كشور منصفانه با او رفتار كنند. دولتي كه در روابط داخلي خود با مردم و سياسيون و روشنفكران و مناسبات، زور را ميخواهد حاكم كند طبعاً بايد پذيراي فشار و زور حاكم بر جهان هم باشد. به همين دليل ما تصور ميكنيم اصولاً حكومتي كه برپايه مناسبات دموكراتيك در داخل كشور بر روي كار نيامده باشد و نميخواهد از تمام توان داخلي استفاده كند اصلاً قادر به حل مشكلات و معضلات خارجي هم نيست و همين جا ما نگران ميشويم كه چون از داخل رانده و از خارج مانده شوند، خداي ناكرده منافع ملي در سازشهاي پشت پرده فدا شود.