هشت دليل براي رد حمله آمريكا به ايران
به گزارش آفتاب نیوز، 
حالا هشت دليل ما را كه حاكي از رد حمله آمريكا به ايران است بخوانيد:
اول از همه، احتمال دارد ايران مثل ليبي عمل كند؛ يعني تجهيزات خود را به روي بازرسي مقامات امنيتي آمريكا و انگليس باز كند و از تسليحات سري يا برنامههاي موشكياش صرفنظر كند. اما چنين سياستي حتي در ميان عامه مردم ايران هم طرفدار ندارد، چه رسد به دولت ايران.
دوم، آيا اتحاديه اروپا ميتواند شرايطي را ايجاد كند كه در آن، ايران خواستههاي بازرسان آژانس بينالمللي انرژي هستهاي، آمريكا و اسرائيل را برآورده كند؟
اكثر مقامات ارشد آمريكايي از جمله ديك چني معاون رئيس جمهور آمريكا و جان بولتون، سفير احتمالي آمريكا در سازمان ملل متحد چنين اقدامي را بيهوده ميدانند.
سوم، آيا شرايط نظامي آنقدر مناسب هست كه به حمله موفقيتآميز آمريكا عليه ايران منجر شود؟ براي واشنگتن و نيز تلآويو، چنين نتيجهگيري چندان قابل تصور نيست.
آن استراتژي نظامي كه در زمان دولت جرج بوش پدر اجرا شد، در زمان رياست جمهوري كلينتون ادامه يافت و در دولت فعلي بوش، تسريع شد، براين اساس استوار است كه آمريكا بايد «تسلط همهجانبه» بر امور جنگي و نظامي و در استراتژيهاي امنيتي داشته باشد و هر كشور ديگري را از صحنه رقابت كنار بزند.
حمله به ايران در عين حال بايد با وجود خطرهايش مورد بررسي قرار گيرد. از نظر كساني كه به اقدام نظامي ميانديشند، دستيابي ايران به سلاحهاي هستهاي موجب سختتر شدن اوضاع خواهد شد زيرا توجيه لازم براي حمله پيشگيرانه را فراهم خواهد كرد.
از سوي ديگر، نگرانيهايي كه در مورد عواقب حمله به عراق مطرح ميشد، بر تصميم آمريكا در حمله به عراق مؤثر بود. اما برخي از اين عواقب، از جمله لزوم تلاش براي آماده كردن نيروهاي كافي براي مقابله با آشفتگي دوران پس از جنگ عراق، كاملاً مورد بيتوجهي قرار گرفت.
چهارم، گاهي گفته ميشود كه آمريكا نيروهاي كافي براي حمله به ايران را دراختيار ندارد.
اما ارتش آمريكا به ساماندهي مجدد نيروهايش روي آورده است تا نيروهاي خط مقدم بيشتري را در واحدهاي آموزشي نظامي خود تعليم دهد. در هر شرايطي نيز نيروهاي هوايي آمريكا براي حمله به ايران آماده خواهند بود.
پنجم، گفته ميشود كه شايد ايرانيها بهطور مخفيانه در حال دنبال كردن فعاليتهاي خود در بخشهاي دور افتادهاي از خاك كشورشان باشند. اما مشخص نيست كه اين فعاليتها در جهت ساخت تسليحات هستهاي است يا فعاليتهاي قانوني در آن انجام ميشود. به هرحال، سيمور هرش در مقالهاش در نيويوركر، نيروهاي آمريكايي را آماده حمله به ايران معرفي كرده است.
ششم، آيا ايرانيها ميتوانند در جامعه شيعه عراق و نيز از طريق حزبالله در اسرائيل نفوذ كنند؟ شايد ايران قادر به انجام اين كار باشد اما اگر ايران سلاح هستهاي هم داشته باشد چطور؟ تازه بايد به اين موضوع نيز توجه داشت كه شيعيان عراق در زمان جنگ ايران و عراق هم از ايران حمايت نكردند و بيشتر به دنبال منافع خودشان بودند. فشار كنوني آمريكا بر سوريه در مورد لبنان هم تا حد زيادي به مداخله سوريه در امور عراق بر ميگردد اما در عين حال، تلاش براي اعمال فشار بر حزبالله پيش از حمله به ايران نيز مورد توجه است.
ارتش ايران، تجربههاي زيادي را از جنگ با عراق بهدست آورده و بدون شك تحركات نظامي آمريكا در اطراف مرزهاي خود را به دقت زيرنظر دارد. ايران حتي به انجام حملات ضدموشكي عليه اسرائيل هم ميانديشد و در عين حال، احتمال حمله به پايگاههاي آمريكا در خليج فارس از كويت گرفته تا بحرين را در نظر دارد.
در همين زمان، نيروهاي مسلح آمريكا سالهاست كه براي اقدام نظامي احتمالي آمريكا آماده ميشوند و ايران هم براي آنها مسأله لاينحلي نيست. همانطور كه ريچارد كلارك يكي از مقامات ضدتروريستي هم نوشته است، حملهاي به سبك جنگ جهاني دوم كه با پيشروي آمريكا در خليج فارس انجام گيرد، ممكن نيست.
هفتم آنكه جنگ با ايران هزينه زيادي خواهد داشت و ممكن است براي آمريكا مشكل ساز شود و محافظهكاران آمريكايي هم ميدانند كه تأمين هزينه نظامي آمريكا شايد در آينده مشكلساز شود.
هشتم، آيا افكارعمومي و سياستمداران آمريكايي مانع وقوع جنگ خواهند شد؟ اما ايران چندان در ميان آمريكاييها محبوب نيست. حتي حاميان جان كري هم به روش نظامي معتقد بودند.