تاریخ هسته ای جهان فصل دوم (قسمت 5) - 1958 (آغاز بهكار انستيتوي بينالمللي مطالعات استراتژيك) و . . .
به گزارش آفتاب نیوز،
تاریخ هسته ای جهان (فهرست)
تاریخ هسته ای جهان فصل دوم (قسمت 4) - 1955 (افزودن سلاح هستهاي ويژه عمليات به طرح دفاعي ناتو در غرب اروپا) و . . .
1958 (آغاز بهكار انستيتوي بينالمللي مطالعات استراتژيك)
انستيتوي بينالمللي مطالعات استراتژيك مركزي است كه به منظور مطالعه پيچيدگي روزافزون «امنيت» در عصر هستهاي تشكيل شده است. اين انستيتو را در آغاز گروهي از كارشناسان، استادان دانشگاه، سياستمداران، روزنامهنگاران و روحانيان مسيحي بريتانيايي در 1958 بنيان نهادند. اين مركز از سال 1964 سيمايي كاملاً بينالمللي به خود گرفت. اكنون پژوهشگراني از بيش از 70 كشور در آن عضويت دارند. در ميان اعضاي آن شمار روزافزوني از كارشناسان جهان سوم به چشم ميخورند. سازمانهاي بينالمللي از اين دست، در واقع مجمعي بيطرف براي انتشار انديشهها، نگرانيها و آرزوهاي افراد كشورهاي مختلفند، افرادي كه همه آنها نگران مسأله خلع سلاح و كنترل تسليحات و مشكلات بقاء در عصر هستهاي هستند.
هفتم مي1959- به موجب امضاي قراردادي بين آمريكا و فرانسه دولت واشنگتن 400 كيلوگرم اورانيوم غني شده براي زيردريايي اتميفرانسه به آن دولت فروخت.
بيستم ژوئن 1959- شوروي اعلام كرد مدل بمب اتميدراختيار چين قرار نميدهد.
اول اوت 1959- پنجمين كنفرانس جهاني عليه بمب اتميدر هيروشيما برپا شد.
بيستم نوامبر 1959- سازمان ملل متحد از فرانسه خواست در صحراي آفريقا از آزمايش بمب اتميخودداري كند.
پانزدهم مارس 1960 (كنفرانس جهاني خلع سلاح) – كنفرانس خلع سلاح كه مدتها سخن از آن ميرفت پانزدهم مارس 1960 در ژنو افتتاح شد. در اين كنفرانس ده كشور آمريكا، انگلستان، فرانسه، ايتاليا، كانادا، شوروي، لهستان، چكاسلواكي، روماني و بلغارستان شركت كردند. نمايندگان انگلستان طرح خلع سلاح را در سه مرحله پيشنهاد كرد. شوروي طرحي را كه قبلاً نيكيتا خروشچف در مجمع عموميمطرح كرده و خلع سلاح طي چهارسال و شامل از بين بردن سلاحهاي اتميميشد عرضه داشت.
24 فوريه 1960 – نخستين بمب اتميفرانسه در صحراي مراكش آزمايش شد- بدينترتيب فرانسه چهارمين كشوري بود كه به سلاح هستهاي دست يافت.
21 ژوئن 1961 – خروشچف اعلام كرد كه تا پايان سال 1961 يك قرارداد جداگانه صلح با آلمان شرقي امضا ميكند. رئيس دولت شوروي همچنين گفت اگر آمريكا آزمايش اتميبكند، شوروي نيز چنين خواهد كرد و بودجه نظاميخود را افزايش ميدهد.
سپتامبر 1961- جان افكندي رئيس جمهور آمريكا براي مصون ماندن آمريكا از حمله هستهاي دستور ساخت سپر دفاع ضدموشكي را صادر كرد.
22 اكتبر 1962 (بحران اتميكوبا) – شايد بحران كوبا يكي از مسائل مهميباشد كه دوران رياست جمهوري كندي را از ساير رهبران آمريكا متمايز ميكند. اين بحران به نوبه خود مرحلهاي مهم در رويارويي دو قدرت استكباري شرق و غرب تلقي ميشود. اين بحران تا سرحد نقطه انفجار و جنگ همهجانبه اتميميان دو ابرقدرت به پيش رفت اما در واپسين لحظات، اوضاع به صورت معجزهآسايي به حالت طبيعي بازگشته. اين بحران به نوبه خود به ايجاد چارچوبي جديد در روابط ميان شرق و غرب منتهي شد.
در 22 اكتبر 1962 منابع جاسوسي آمريكا خبر از استقرار موشكهاي هستهاي ميانبرد اتحاد شوروي در خاك كوبا دادند. كندي اين اقدام شوروي را به منزله گاميبراي بهمخاطره انداختن امنيت ايالات متحده ارزيابي كرد.
استقرار موشكهاي هستهاي شوروي در كوبا تهديدي بود كه واشنگتن وقوع آن را پيشبيني نكرده بود.
در دوران پس از پايان جنگ جهاني دوم، ايالات متحده توجه خود را به تقويت استحكامات دفاعي اروپاي غربي، به مثابه جبهه مقدم تماس با روسيه، معطوف نموده بود. واكنش كندي به اين اقدام، تا حدي همراه با خشونت بود، نيروي دريايي آمريكا در واكنش به اين مسأله با محاصره مرزهاي كوبا مانع از ورود تجهيزات تهاجميبه خاك اين كشور شد. در همين راستا، نيروي دريايي آمريكا كنترل شديدي را در مورد كشتيهايي كه به مقصد كوبا در حركت بودند، اعمال كرد. اين بحران زماني به اوج خود رسيد كه دستگاههاي اطلاعاتي ايالات متحده به هدف اصلي استقرار موشكهاي هستهاي اتحاد شوروي كه همانا تهديد هم پيمانان غربي واشنگتن بود، واقف شدند. طبيعي بهنظر ميرسيد كه اقداماتي از اين دست به معناي آمادگي براي آغاز جنگ باشد.
به عبارت روشنتر دو ابرقدرت در اين بحران رودرروي يكديگر قرارگرفته بودند و احتمال آغاز جنگ هستهاي با پافشاري طرفين درگير در بحران، بر مواضع خود قوت ميگرفت.
خروشچف كه نيروهايش را براي درگير شدن در يك جنگ تمام عيار آماده كرده بود، ناگاه تصميم به آرام كردن واشنگتن گرفت. شايد دليل اين تصميم غيرمترقبه، ترس روسها از آغاز جنگ هستهاي بود. پس از گذشت چهار روز از آغاز بحران، خروشچف پيشنهاد خود مبنيبر جمعآوري موشكهاي شوروي و عقبنشيني از كوبا، در صورت تعهد آمريكا به عدم تهاجم و اشغالهاوانا، را تسليم مقامات آمريكا نمود. اين پيشنهاد دور از انتظار، كندي را برسر دوراهي قرارداد. آيا بايد پيشنهاد خروشچف را ميپذيرفت، يا همانگونه كه مشاوران وي توصيه ميكردند از مواضع سرسختانه خود دفاع ميكرد؟ سرانجام كندي راه نخست را پذيرفت و آمادگي خود را براي حل بحران از طريق مسالمتآميز اعلام كرد و متعهد شد از حمله به كوبا خودداري كند. در پي اعلام اين مواضع، مسكو موشكهاي خود را از خاك كوبا جمعآوري كرد و بدينسان بحران موشكي كوبا به شكل عاقلانهاي پايان يافت. پس از پايان بحران دولتمردان روس اظهار داشتند: ما تمايل داشتيم اين بحران بدون توسل به اقدامات نظاميفيصله پيدا كند، چرا كه ما به ابعاد مخاطرهآميز آن كاملاً واقف بوديم.
تصميم عقلايي كندي با مواضع كنگره آمريكا همسويي نداشت، چه آنكه برخي از اعضاي كنگره، كندي را به خاطر عدم توسل به زور مورد سرزنش قرار دادند و گروهي نيز او را به دليل محاصره كوبا و عدم حمله به اين كشور، ترسو خواندند. به رغم اين سرزنشها، كندي واكنش ايالات متحده در قبال اتحاد شوروي را كافي دانسته و اظهارداشت: عقبنشيني خروشچف از مواضع سابق خود به دليل درنظر گرفتن ملاحظات امنيتي ملي اتحاد شوروي صورت گرفته است.
تاریخ هسته ای جهان (فهرست)
تاریخ هسته ای جهان فصل دوم (قسمت 6) - در اين بحران خروشچف بيش از كندي از وقوع يك جنگ هستهاي نگران بوده است. و . . .