تاریخ هسته ای جهان فصل دوم (قسمت 6) - در اين بحران خروشچف بيش از كندي از وقوع يك جنگ هستهاي نگران بوده است. و . . .
به گزارش آفتاب نیوز،
تاریخ هسته ای جهان (فهرست)
تاریخ هسته ای جهان فصل دوم (قسمت 5) - 1958 (آغاز بهكار انستيتوي بينالمللي مطالعات استراتژيك) و . . .
بهنظر ميرسد، در اين بحران خروشچف بيش از كندي از وقوع يك جنگ هستهاي نگران بوده است. شايد دليلي كه آشكارا اين مدعا را مورد تأييد قرار داد، پيشقدم شدن خروشچف در ارائه پيشنهاد برچيدن موشكهاي اتحاد شوروي از كوبا، مشروط به خروج موشكهاي آمريكا از تركيه باشد. سرانجام خروشچف اين پيشنهاد را تا حد تعهد دولتمردان آمريكا به عدم تهاجم به كوبا تنزل داد. چه آنكه رهبر شوروي به خوبي ميدانست كه واشنگتن نميتواند به آساني به اين خواسته، اگرچه در معادلات بازي بينالمللي منطقي باشد، پاسخ مثبت دهد. سرانجام خروشچف از اين درخواست منطقي تحتتأثير نگرانياش از وقوع يك جنگ هستهاي چشمپوشي كرد. از طرفي پيشنهاد خروشچف در كمال سادگي ارائه شد كه در آن ويژگي عقبنشيني در مقابل نيروهاي آمريكا مشهود بود.
در اين شرايط طبيعي به نظر ميرسيد كه آمريكا به محاصره كوبا پايان داده و از اشغال اين كشور صرفنظر كند. بنابراين، كندي فكر اشغال كوبا را پس از شكستن در اين بحران و نگرانيهايي كه در آينده خواهد داشت، كنار گذاشت. پس طبيعي بهنظر ميرسيد كه واشنگتن به پيشنهاد مسكو پاسخ مثبت دهد، چرا كه تدابير اتخاذ شده از سوي آمريكا تنها به دليل استقرار موشكهاي اتحاد شوروي در كوبا بوده است و اگر مسكو به اين كار مبادرت نميكرد با محاصره يا تهديد واشنگتن مواجه نميشد. نكته حائز اهميت آنكه خروشچف پيشنهاد عقبنشيني را ارائه كرد، بدون اينكه در مقابل آن امتيازي دريافت كند. دولتمردان آمريكا با ارزيابي درست از ديدگاهها و مواضع رهبران شوروي، مصمم بودند تدابير شديدي را براساس احساس نگراني روسها از بحران، عليه اتحاد شوروي اتخاذ نمايند.
مشاوران رئيس جمهور آمريكا با بلند پروازيهايشان درپي كسب دستاوردها و امتيازات بيشتري از بحران كوبا بودند، آنان به كسب امتيازات ديگري بجز برچيدن موشكهاي ميانبرد از كوبا ميانديشيدند.
اين درست است كه ازنظر استراتژيك، شرايط به وضعيت قبل از بحران بازگشت ليكن عادي شدن اوضاع حقايق را آشكار كرد كه در گذشته به آن توجهي نميشد؛ در اين بحران آشكار شد ايالت متحده و اروپاي غربي تنها از سوي شرق مورد تهديد هستهاي اتحاد شوروي قرار نميگرفتند، بلكه مواضع ديگري وجود دارد كه مسكو ميتواند خطرات فزايندهاي را متوجه منافع ايالت متحده و غرب كند و اين كشورها را در محاصره گاز انبري قرار دهد.
- خطر توسعه طلبي اتحاد شوروي در صورتي كه كشور جديدي به دست كمونيستها سقوط كند، افزايش مييابد. بنابراين در نتيجه اين تحول ايالت متحده يكي از اركان امنيتي خود را از دست ميدهد و در صرت بروز هر نوع رويارويي هستهاي، وضعيتي مشابه موقعيت امنيتي دولتهاي اروپاي غربي پيدا خواهد كرد.
رهبران اتحاد شوروي از ديدگاهها و نظرات واقعي خود آشكارا سخن نميگفتند و تعهدات آنان صادقانه نبود. آنان در انديشه توسعهطلبانه خود از استراتژيهاي بلندمدت پيروي ميكردند و خواستار احراز موقعيت پيشتاز در عرصه بينالمللي بودند.
امنيت ايالات متحده داراي اهميت بيشتري نسبت به امنيت همپيمانان واشنگتن بود، بنابراين اگر امنيت آمريكا با خطر مواجه ميشد، واشنگتن به هر اقدامي، بدون درنظر گرفتن پيامدهاي ناخوشايند آن دست ميزد.
در صورت وقوع چنين وضعيتي جناح خواستار تغيير وضع موجود در دستگاه رهبري بر محافظهكاران پيروز ميشدند.
بحران كوبا اين حقيقت را به اثبات رسانيد كه اگر رئيس جمهور آمريكا تحت فشار مشاورانش بر مواضع گذشته خود پافشاري ميكرد، اين بازي خطرناك ميتوانست به فاجعه جنگ جهاني مبدل شود. برهمين اساس، خروشچف آمادگي خود را براي مذاكره و قناعت به كمترين دستاورد اعلام كرد. در اين شرايط طرف مقابل (دولت كندي) ميتوانست برخوردي دوگانه داشته باشد، آرامش خود را حفظ كند و از افزونخواهي بپرهيزد و يا خشمگين به تهديد طرف مقابل پرداخته و خواستههاي بيشتري را مطرح كند. اما از نظر رواني طرف مهاجم هميشه نگران است و هر اقدام جديد او بر اين نگراني اضافه ميكند. اين نگراني داراي نتايج معكوسي است. بهگونهاي كه طرف مهاجم را ميتواند به مرحله خود نابودي بكشاند. بحران كوبا اين واقعيت را به اثبات رسانيد كه پذيرش سريع راهحل مسالمتآميز، نتايج خوبي را درپي دارد. در ساعاتي كه افزايش نگراني ميتوانست به وقوع فاجعه جنگ جهاني سوم منجر شود، پيشنهاد مذاكره و قبول آن از سوي طرف مقابل و دوري جستن از لجاجت و دشمني، به حل بحران كمك كرد. حقيقت ديگري كه از بحران موشكي كوبا استنباط ميشود، اينكه حركت به سوي توافق و تفاهم آسان بهنظر ميرسد، و چه خوب است كه قدرتهاي جهاني هميشه اين مسير را طي كنند. در جريان بحران كوبا دنبال كردن راهحل نظامياقداميغيرعقلايي بود كه كندي از آن دوري جست. در اين ميان اين واقعيت آشكار شد كه راهحلهاي ديگري نيز براي حل و فصل اختلافات با اتحاد شوروي وجود دارد، اما اين گرايش با روند كلي سياست ايالات متحده در قبال شوروي سازگاري نداشته. روند حاكم سعي داشت با ايجاد بحرانهاي جديد دستاوردهاي جديدي كسب كند و تمايل نداشت اين بحرانها به سرعت حل و فصل شوند. جناحهاي ذينفوذ در كاخ سفيد، اظهارات كندي را كه در حضور گروه انبوهي از آمريكاييان ابراز شده بود، هرگز فراموش نكردند. رئيس جمهور آمريكا با صراحت اعلام كرد: «اتحاد شوروي دشمن هميشگي ايالات متحده نيست». به اعتقاد تحليلگران مسائل آمريكا، اقدامات، اظهارات و مواضع كندي در قبال بحرانهاي داخلي و خارجي ايالات متحده از جمله عوامل كنار گذاشتن وي از قدرت بود.
تاریخ هسته ای جهان (فهرست)
تاریخ هسته ای جهان فصل دوم (قسمت 7) - 12 دسامبر 1962 (موافقتنامههاي برقراري خط سرخ (داغ)) و . . .