نگاه ويژه وب سايت فيفا به علي دايي؛
او تمامي ندارد
به گزارش آفتاب نیوز، 
اما در گرگ و ميش فوتبال حرفهاي، اين مهاجم ايران، هنوز ميشود ردپاي قدرت، سرعت و آنچه كه توجيه كننده حضور دوبارهاش در جام جهاني باشد يافت.
گلهاي ملي دايي، ركورد بينظيري براي فوتبال ملي ايران به ارمغان آورده است كه نميشود بيهيچ عكس العملي از كنارش گذشت. نام او در فوتبال قرن به ثبت رسيده و اين هرگز چيز كمي نيست و جالب اينجاست كه او هنوز تشنه كسب افتخارات بيشتر است.
اين ستاره كهنهكار با گلزني خود، چه در جام جهاني قبلي ايرانيها، چه در صعود ايران به جام جهاني 2006 آلمان، يك مهره مؤثر و كليدي بود و تيم ملي هرگز حضور پررنگ وي را در جاده صعود به جام جهاني انكار نخواهد كرد.
دايي فوتبال را خيلي دير وارد زندگي حرفهاي خود كرد و به هر حال تحصيلات دانشگاهي تا زمان رسمي پايان خود، اجازه فعاليت جدي دايي در عرصه فوتبال را نميداد.
اما ضربات سر فوقالعاده و شوتهاي سركشش، باعث شد در مدت كوتاهي يك علي دايي اسطورهاي به فوتبال ملي ايران، هديه داده شود. 92/1 متر قد، يكي از چندين فاكتور مناسب چنين مهاجمي است و تيم ملي هميشه روي ضربات سر او حساب باز ميكند. ژوئن 1993 هرگز از خاطر ايرانيان پاك نخواهد شد. او گل ميزد و لحظه به لحظه بيشتر اوج ميگرفت. اولين گل ملي دايي براي كشورش در سال 1994 مقابل چين تايپه به ثمر رسيد و از آن پس دايي افت و خيزهاي فراواني را تجربه كرد اما اكثراُ در اوج بود و اين بسيار باارزش است.
او در مقابل كرهجنوبي در جام ملتهاي آسيا امارات 1996 نيز خوش درخشيد و با تمام فراز و نشيبها بالاخره از او راضي بودند. وي پس از آن مسابقات گفت: «اين يكي از فراموش نشدنيترين حوادث زندگي من بود.»
دايي در نيمه دوم، نتيجه را دو بر يك تغيير داد و چند گل ديگر هم زد. ايران 6 بر 2 پيروز شد و علي و خداداد، در تاريخ ثبت شدند. اگر خبرنگاران پس از آن مسابقات از علي دايي در مورد زخم گردنش نميپرسيدند، شايد اصلاً متوجه آن نميشد. براي او سر شكسته و صورت خوني و گردن زخمي مهم نبود و به نام ايران با تعصبي مثالزدني ميجنگيد و شايد الگوي مناسبي از تعصب براي جوانترهاي تيم بود.
او به درخشش خود ادامه داد و در جام جهاني 1998 نيز بازيهاي قابل قبولي را از خود به نمايش گذاشت.
او سپس راهي هرتابرلين شد و در تركيب اين تيم نسبتاً پرهوادار نيز خوش درخشيد. پس از چندي بايرن مونيخ تيم قدرتمند باشگاهي آلمان او را به خدمت گرفت و ضربات سر علي و هوشياري در زمان ضدحملات، بارها به نفع اين تيم بزرگ تمام شد. دوستان و دشمنان دايي در ايران، پشت سر هم مقاله نوشتند و او در كنار تجربه منطفي فوتبال حرفهاي به درسي كه 4 سال تمام برايش وقت گذاشته بود سر و سامان داد. او بيترديد هنوز هم يك بازيكن كليدي براي تيم ملي ايران محسوب ميشد و در تركيب مونيخ نيز گاهي به عنوان يك ستاره تأثيرگذار به او نگاه ميكردند.
دايي در صعود ايران به جام جهاني 1998 نقش بسزايي داشت و كسي پاس گل رؤيايي او را به خداداد عزيزي فراموش نخواهد كرد. اينك او با يك پاس گل در تاريخ فوتبال ايران به ثبت رسيده است. دور از حقيقت نيست و به هر حال يك اصل مهم تلقي ميشود. حتي بدخواهان و منتقدين علي دايي نيز ميدانند كه او با يك پاس گل در رشد فوتبال حرفهاي ايران تأثيري بسزا گذاشت. ايران راهي جام جهاني 2002 نشد و علي دايي تنها مقصر اين ناكامي تاريخي نبود. مشكلات داخلي و ناهماهنگي بين مربيان و بازيكنان باعث شد ستارگان بزرگ و آماده تيم ملي ايران، جام جهاني 2002 كره و ژاپن را از دست بدهند و پس از آن، اين برانكو ايوانكوويچ بود كه تيم ملي ايران را در دست گرفت و به همه مردم قول صعود به جام جهاني 2006 آلمان را داد.
او به قولش عمل كرد و در اين راه بيترديد مديون فداكاريهاي مردانش بخصوص بزرگاني چون علي دايي است. حركت دوم جلوي ايران آغاز شده بود و برخي از خود ميپرسيدند: «آيا علي دايي هنوز هم ميتواند بدرخشد؟!» كسي به عنوان جانشين براي علي دايي پيدا نميشد و اين را حتي بدبينترين مطبوعات ايران نيز قبول داشتند. او همچنان الگوي جوانترها بود و ايوانكوويچ با تمام جوانگراييهاي خود هنوز به علي دايي اعتقاد داشت.
دايي، انصافاً همان دايي چند سال گذشته نبود و 33 يا 34 سال سن، براي چنين افت محسوسي طبيعي و قابل توجيه به نظر ميرسيد. پيروزي سه بر يك ايران مقابل قطر تا حدود زيادي مديون تجربه و آرامش كاپيتان افسانهاي خود بود و اين را همه تأييد ميكنند.
يك پيروزي شيرين 7 بر صفر مقابل لائوس، دو گل در 17 دقيقه كاپيتاني كه خيليها رفتنش را ميخواستند باعث شد علي فعلاً بماند.
شكست ايران مقابل اردن آن هم در خانه، همه چيز را خراب كرد. دوباره ورق برگشت و مطبوعات تغيير رويه دادند. دايي مهره كليدي ايران، در ديدار برگشت آن هم در منامه، پس از آن همه جنگ رواني از طرف عربها، توانست در وقت اضافي يك گل حياتي به ثمر برساند تا ايران دو بر صفر به پيروزي برسد.
شكست سنگين لائوس مقابل ايران در استاديوم آزادي هم كافي بود تا اشك شوق در چشمان آنها كه براي تيمشان دل ميسوزاندند، حلقه بزند. مصدوميت بلاي جان علي دايي شد و او نتوانست آن طور كه هوادارانش ميخواستند در ادامه راه ايران را همراهي كند.
ژاپن در آزادي زانو زد و ايران شانس زيادي براي صعود داشت. چند ثانيه تا جام جهاني وقت باقي مانده بود و شكست بحرين در شبي زيبا و تاريخي، آزادي را منفجر كرد و ايرانيان جشن گرفتند. دايي پس از آن در يك كنفرانس مطبوعاتي گفت: «ميخواهم 120 گل بزنم و اين اتفاق بايد قبل از رفتن به آلمان صورت بگيرد. تابستان آينده، علي دايي 37 ساله ميشود و هنوز قصد خداحافظي يا انصراف از ركوردشكني در گلزني ندارد.