پایگاه خبری آفتاب
۱۷ /خرداد /۱۴۰۵
Sunday 07 June 2026
کد خبر:۲۹۲۵۳
۱۰:۵۸
۱۳۸۴/۰۹/۰۲

ضرورت تقویت مدیریت در بنیاد مستضعفان

۱۰:۵۸
۱۳۸۴/۰۹/۰۲
به گزارش آفتاب نیوز،  زیرا کسانی که کمتر از این مدت مدیریت و یا نبض مجموعه ای را در دست داشته باشند قادر به اجرای طرح ها و برنامه های خود نبوده و به دلیل کوتاه بودن دوره مدیریتشان بسیاری از برنامه ها و طرح ها عقیم می ماند لذا از آنجا که مدیران ایرانی معمولا عادت ندارند طرح های قبلی را به اجرا درآورند و یا حتی مطالعه کنند این مدت هیچ نفعی برای مجموعه مزبور در پی ندارد. 

در عوض افرادی هم که بیش از 3 سال در راس مجموعه ای قرار بگیرند کارآیی خود را از دست داده و به روزمره گی می افتند. زیرا آنها هم اگر طرح و برنامه ای داشته باشند در مدت 3 سال به اجرا درآورده و در سال های بعد مدیریتشان تکراری می شود. در صورتی هم که فاید طرح و برنامه مفید بوده و صرفا به دلیل روابط و ارتباطات روی کارآمده باشند در مدت 3 سال لطمات و خسارات خود را به مجموعه تحت امرشان وارد آورده و ناگزیر باید جای خود را به چهره های جدید بدهند تا خون جدید در رگ های مجموعه جاری سازند. 

نگاهی به مدیریت کشورها و حکومت ها بیانگر این واقعیت است که در جوامع دموکراتیک مدیریت های محدود و ادواری مورد توجه بوده و چنین مدیریت هایی جدی گرفته می شود به همین دلیل دوران ریاست جمهوری و یا نمایندگی پارلمان ها عمدتا 4 ساله است و پس از سپری شدن این مدت کشورها و پارلمان ها با چهره های جدید و کارآمد فعال تر می شوند اما حکومت های مادام العمر فاقد تحرک و پویایی بوده و بسیاری از فعالیت های آنها تکراری است. 

هدف از طرح مسأله مدیریت در این شرایط، پرداختن به مدیریت بنیاد مستضعفان است که عده ای آن را بزرگترین کارتل یا تراست می دانند در صورتی که باید آن را به عنوان یک بنگاه بزرگ اقتصادی نگاه کرد که در زمینه های بسیاری که عمدتا با یکدیگر هم مرتبط نیستند فعالیت دارد. 

البته منظور از بیان این مسایل کندوکاو درباره فعالیت های بنیاد مستضعفان نیست و اصولا در پی آن نیستم که بگویم آیا مدیران در این بنیاد بر اثر لیاقت و کاردانی مسئولیت ها را در دست گرفته اند و یا سلیقه ها و روابط سبب انتصاب آنها در این مجموعه گردیده که به دلیل عدم اطلاع رسانی و شفاف سازی فعالیت ها و برنامه ها به یک گاو صندوق بزرگ و پیچیده اقتصادی تبدیل شده است. بلکه یافتن پاسخ به این سؤال است که به چه دلیل با توجه به تغییر و تحولی که در سیستم اجرایی کشور به وجود آمده توجهی به مدیریت بنیاد مستضعفان نشده و این مجموعه همان روشی را ادامه می دهد که در طول سال های گذشته ناکارآمدی آن بر همگان آشکار شده است؟ زیرا متاسفانه آنچه در این مجموعه مورد توجه نیست رسیدگی به امور مستضعفان است که این بنیاد نام آنها را یدک می کشد. 

ایران کشور جوانی است که با خیل عظیم بیکاران تحصیل کرده مواجه است که به دلیل فقدان روابط با دست اندرکاران قادر به تامین نیازهای خود نیستند در حالی که افرادی را در این مجموعه ها می توان مشاهده کرد که هم چند شغله هستند و هم فاقد پارامترهای مدیریتی برای در دست گرفتن چنین مسئولیت هایی هستند به همین دلیل بنیاد مستضعفان نیاز به تحول مدیریتی دارد و باید کسی یا کسانی در آن به کار گمارده شوند که بتوانند از سرمایه هایی که در این بنیاد فراهم آمده حراست کرده و آن را در راستای منافع کشور به کار بیندازند. 

اگر مدیران دوره رفیقدوست با فروزنده از نظر کارآیی،‌ توانمندی و سلایق مورد مقایسه قرار بگیرند این واقعیت آشکار خواهد شد که قبلی ها یک سر و گردن از کنونی ها برتر و بالاتر بوده اند. 

یکی از مشکلاتی که در چنین مجموعه هایی که دارای ثروت های انباشته هستند وجود دارد عدم کنترل مالی مدیران است. یعنی مشخص نیست که وضعیت مالی و اقتصادی آنها قبل از انتصاب و پس از آن چگونه بوده است. در این ارتباط باید مسئولین به این واقعیت پی ببرند که چگونه مدیری که با موتورسیکلت مدیریت خود را در این مجموعه آغاز کرده امروز به ثروت بادآورده دست یافته است؟ 

زمانی که بر تغییر مدیریت در بنیاد مستضعفان تأکید می شود برای جلوگیری از تکرار چنین برنامه هایی است. جاری شدن خون جوان در رگ های مدیریت بنیاد مستضعفان بهترین دستاورد این تغییرات خواهد بود تا هم بنیاد با مدیریت اجرایی جدید کشور همراه و هم جهت گردد و هم این که از بلاتکلیفی خارج شود.
گزارش خطا
ارسال پیام
captcha