پایگاه خبری آفتاب
۱۸ /خرداد /۱۴۰۵
Monday 08 June 2026
کد خبر:۲۹۴۱۳
۱۶:۴۷
۱۳۸۴/۰۹/۱۲
فدراسيون فوتبال

با شعارهاى لطيف ورفتار بى رحمانه!

۱۶:۴۷
۱۳۸۴/۰۹/۱۲
به گزارش آفتاب نیوز، كسى باور نمى كند. همه به دنبال اين مى گردند كه فدراسيون فوتبال ايران ناگهان چرا به ياد قانون افتاده است و تشت ها خيلى زود از بام مى افتند كه قضيه ترس از دخالت سازمان تربيت بدنى است. مديران فدراسيون فوتبال از اينكه سازمان بخواهد از قدرت قانونى خود استفاده كند و فشار بياورد به هراسى افتاده اند و حالا مشروع ترين و قابل قبول ترين شيوه، اصرار بر پيروى از اصول و قواعد بين المللى است. تأكيد بر اينكه ما بايد اساسنامه اى مطابق با آنچه فيفا مى گويد داشته باشيم و گفتن اينكه اگر دست به اصلاحات نزنيم و اگر سازمان دست به اقدامات اقتدارگرايانه بزند وامصيبتاست. آن وقت فيفا ما را محكوم خواهد كرد و جريمه خواهيم شد و بيچاره خواهيم شد. حرف ها خيلى زيباست. بعضى جاها _ مثل آنجا كه آقاى دانشور مى خواهند رييس فدراسيون به جاى رييس سازمان، رييس مجمع فدراسيون شود _ تندروى هايى هم ديده مى شود اما اساس حرف ها درست است. فدراسيون بايد مستقل باشد و اساسنامه بايد مطابق با مصوبات فيفا باشد و سازمان تربيت بدنى به عنوان يك نهاد دولتى بايد كمترين اعمال نظر را در تصميمات فدراسيون فوتبال داشته باشد كه _ اسماً و براساس نظر فيفا _ يك NGO و يك ارگان ملى است.


اما فدراسيون اين استقلال و اين اصلاح قوانين را براى چه مى خواهد؟ متأسفانه آنچه از سابقه كادر كنونى فدراسيون فوتبال ديده ايم ثابت مى كند كه فدراسيونى ها به دنبال تبعيت از قانون و رفتار دموكراتيك نيستند. آنها حتى به قوانين فيفا هم احترامى نمى گذارند مگر آنجا كه مجبور باشند و مگر آنجا كه به نفع شان باشد. فدراسيون فوتبال بارها و بارها نشان داده كه فدراسيونى خودرأى است و براى قوانين چندان ارجى قائل نيست. پرونده نفت _ راه آهن بهترين نمونه است تا نشان دهد كه رؤساى فدراسيون فوتبال ايران چه اندازه به مقررات پايبندند و اهرم فشار فيفا را در چه جاهايى به كار مى گيرند.


پرونده اى كه قريب به اتفاق كارشناسان متفق القول بودند كه در آن عدالت رعايت نشده و قوانين زير پا گذاشته شده است اما در آنجا چرا فدراسيون اين چنين حس قانونمدارى از خود بروز نداد؟ تقريباً همه جواب را مى دانند.


سؤال ديگر اين است كه چرا فدراسيون در سال هاى گذشته به ياد ايرادات اساسنامه نبوده و براى اصلاح آن به دست و پا نيفتاده است؟ تقريباً همه جواب را مى دانند.


فدراسيون فوتبال ايران همين حالا هم در موارد متعددى قواعد بين المللى را ناديده مى گيرد و به عناوين مختلف آنها را زير پا مى گذارد.


فدراسيون فوتبال كه حالا داعيه اصلاحات دارد همان فدراسيونى است كه با وجود تمام اصول و تعهدات بين المللى بايد براى ديدار مهمى چون ايران _ ژاپن به وظايف خود عمل مى كرد و براى اخذ ويزاى روزنامه نگاران ايرانى به مكاتبه با فدراسيون ژاپن مى پرداخت اما از زير بار مسؤوليت شانه خالى كرد و بى آنكه لازم باشد هزينه اى متقبل شود به كوچكترين وظايف خود در قبال رسانه ها عمل نكرد. فدراسيون در حالى كه بسيارى از خبرنگاران و غيرخبرنگاران را(1) با بودجه بيت المال همراه خود به توكيو مى برد حتى حاضر نشد روزنامه نگاران مستقل را در معرفى نامه اى كه به فدراسيون ژاپن مى فرستاد جاى دهد.


اين همان كارى است كه امروز از فدراسيون فوتبال مى بينيم. سهميه اى كه از سوى فيفا براى رسانه هاى ايران در جام جهانى در نظر گرفته شده. طبق دستورالعمل فيفا(2) بايد با هماهنگى با انجمن روزنامه نگاران يا ديگر ارگان ها و انجمن هاى مطبوعاتى به خبرنگاران اختصاص يابد اما آنچه قابل مشاهده است اين است كه باز هم فدراسيون مى خواهد اين امتياز را در اختيار كسانى بگذارد كه دوست دارد!


يعنى برخلاف دستورالعمل فيفا، فدراسيون فوتبال اين «رانت» را شامل ژورناليست ها _ و چه بسا غير ژورناليست ها _ يى مى كند كه خود تأييد مى كند و معلوم است كه جزو نزديكان و تأييدكنندگان سياست هاى فدراسيون نيستند.


آنچه محمد دادكان به يكى از روزنامه نگاران گفته است و با نشان دادن فرم هاى ارسالى در يكى از كشوهاى ميز كار خود توضيح داده كه «هنوز كسى را انتخاب نكرده ام!» خود همه چيز را به خوبى توضيح مى دهد. در اينجا هم فدراسيون فوتبال معتقد به اقتدار است و نيازى به همفكرى نمى بيند و براى دستورالعمل فيفا هم تره خرد نمى كند.


به آغاز بحث برمى گرديم. فدراسيون فوتبال شعار قانون مى دهد و مبارزه را براى استقلال طلبى آغاز كرده است. حق اين است كه بر درستى بسيارى از نظرات مطرح شده صحه بگذاريم و اين استقلال را شرط قدرت عمل فدراسيون بدانيم و آن را تأييد كنيم اما كاش فدراسيون پيش از اين و حالا اين همه قانون گريز نبود و در اقتدارگرايى تا اين حد تركتازى نمى كرد. فدراسيون استقلال را براى چه مى خواهد؟ براى اينكه بتواند در رفتارهاى غيرقانونى خود دست بازترى داشته باشد؟ آيا همه كسانى كه قرار است قربانى شمشير تيز فدراسيون فوتبال شوند بايد پيش از هلاكت به تيز كردن اين شمشير هم بپردازند؟ آيا نام «استفاده»اى كه فدراسيون فوتبال از اختياراتش مى كند «سوءاستفاده» نيست؟ پس چه انتظارى وجود دارد كه حالا همه حرف هاى تازه را به حق بدانند و به دنبال نياتى كه پشت آن پنهان است نباشند؟


گزارش خطا
ارسال پیام
captcha