پایگاه خبری آفتاب
۲۶ /خرداد /۱۴۰۵
Tuesday 16 June 2026
کد خبر:۲۹۵۰۰
۰۹:۵۳
۱۳۸۴/۰۹/۱۳

فروتن: برانكو نمي تواند برخي بازيكنان را روي نيمكت بنشاند

۰۹:۵۳
۱۳۸۴/۰۹/۱۳
به گزارش آفتاب نیوز، در ابتداي فصل و با توجه به جدايي بسياري از مهره هاي سرشناس، تصور بر اين بود كه تيم براي سقوط بسته شده است. با اين شرايط به چه انگيزه‌اي به شموشك آمديد؟ 

* مسئله برايم مشخص بود كه به كجا آمده‌ام. فصل قبل در تيم هما مربيگري كردم و قبل از شروع فصل جاري پيشنهاداتي از چند تيم ليگ برتري داشتم، ولي هيچكدام از مديران شجاعت اين را نشان نداند كه بهمن فروتن را انتخاب كنند. مهندس درويش بود كه به من اعتماد كرد و شجاعتش از سايرين بيشتر بود. قبل از آمدن به شموشك 36 ساعت با تراكتور سازي مذاكره كردم، اما در نشست با درويش به اين نتيجه رسيديم كه طرفين از هم چه چيزي مي‌خواهند. من توانايي‌هايم را مي‌دانستم. تواناييم خلاصه شده بود در اين كه تيم هاي ورشكسته را نجات دهم. در اين كار تجربه داشته و دارم. مي‌دانستم 17 بازيكن رفته‌اند و تيم مثل آبگوشت است. مي‌دانستم چه كار سختي پيش رو دارم. سعي كردم تا تغييري در نوع و سبك بازي اين تيم ايجاد ‌شود. در اين راه يك سري مقاومت بود. تمام اينها در كار طبيعي است و در همان ابتدا به بازيكنان گفتم هدف ما اين نيست كه در ليگ بمانيم. هدف ما تحول فوتبال شموشك مازندران ايران است و احتمال شكست در اين راه بسيار بيشتر از پيروزي است. شايد اگر درويش مدير شموشك نبودند، سرمربي تيم نمي‌شدم. 

در ابتدا تصورها بر اين بود كه يك تئوريسين هستيد تا يك مربي عمل‌گرا، اما در ابتداي فصل دو پيروزي درخشان را مقابل پرسپوليس و پاس كسب كرديد. اين نتايج باعث شد تا همه شموشك را باور كنند. در اين مقطع به چند درصد از هدف هاي خود رسيده بوديد. يعني اينكه نگاه‌ها را جلب كرده بوديد تا تحول تيم‌تان را آغاز كنيد؟ 

* در حال حاضر تيمي هستيم كه در ايران از نظر فوتبال بهترين هستيم، اما يك پروسه‌اي را طي كرديم تا از نظر فني تغييراتي كه داشته باشيم. هنوز به آنها نرسيده ايم، اما تا اينجا اجبارا يك سري امتيازات را از دست داده‌ايم و قعرنشين هستيم. متاسفانه علاوه بر طي مرحله‌ گذار، فشار حضور در انتهاي جدول را نيز بازيكنان جوان‌ احساس مي‌كنند. اينها باعث مي‌شود نتيجه نگيريم. تا اينجاي فصل تنها در بازي با سپاهان و شهيد قندي مستحق باخت بوديم و در ساير مسابقات حداقل تساوي حقمان بوده است. روي بي‌تجربگي‌ ضربات زيادي خورديم. تجربه چيزي نيست كه به تيم تزريق شود. بازيكن بايد تجربه برد و باخت داشته باشد. متاسفانه در ابتداي فصل بازيكناني داشتم كه حتي تجربه پيروزي هم نداشتند، اما امروز به جرات مي‌گويم تيم من يك تيم ليگ برتري است. حامد شيري ديگر يك بازيكن ليگ برتري است؛ بازيكني كه تا فصل قبل براي تيم اميد شموشك بازي كرده بود، امروز در تيم ما بازي مي‌كند و حتي توان حضور در ساير تيم‌ها را دارد. بازيكنان خوبي داريم، اما بعضي مواقع به دليل بي‌تجربگي امتيازات حساسي را از دست مي‌دهيم. شموشك خوب بازي مي‌كند، اما زيبا بازي كردن باعث بقاي تيم در ليگ برتر نيست. خودم يك مربي نتيجه‌گرا هستم و مي‌گويم بازيكنان، مربيان و مديران هم بايد اين چنين باشند، اما چه كسي مي‌گويد اگر با شموشك يك فوتبال بي‌ريشه بازي مي‌كردم بهتر نتيجه مي‌گرفتم. تمام بازيكنان از ابتدا تصور مي‌كردند در پايان فصل امتيازات تيم شموشك دور رقمي نمي‌شود، اما امروز در پايان هفته سيزدهم امتيازات ما از اين حد گذشته و تيمي شده‌ايم كه در ليگ برتر به ما احترام مي‌گذارند. يعني هيچ تيمي شموشك را از پيش باخته نمي‌داند. من هم نتيجه‌گرا هستم، اما مي‌دانم براي رسيدن به اين هدف بايد چطور بازي كني. متاسفانه امروز زيبا بازي كردن در تضاد با نتيجه گرفتن است.تمام سعيم بر اين بوده است كه شموشك را تيم ليگ برتري كنم. براي رسيدن به اين هدف امتيازات زيادي از دست داده‌ايم. 

براي اينكه به اهدافتان برسيد موضوعاتي را مثل آبگوشت و ... را مطرح كرديد تا شموشك مورد توجه قرار گيرد يا اينكه با مطرح كردن موارد اين چنيني مي‌خواستيد خودباوري را در تيمتان زنده كنيد؟ 

* مالك شموشك تا قبل از اين تمايلي به برقراري ارتباط با رسانه‌ها نداشته است، اما وقتي به اين تيم آمدم شرايط كاملا فرق كرد. بايد شموشك را خوب ارائه مي‌دادم و جنس ما فوتبال بود. براي ارائه به افراد مرتبط به اين رشته مشكلات مالي زيادي داشتيم و سعي‌مان بر اين بود تا اين مسائل به نحوي حل كنيم. بايد شموشك را مطرح مي‌كرديم تا اسپانسرها جذب تيم شوند. در باشگاه‌هاي ديگر اين وظايف با نمايندگان بخش اقتصادي است. بعضي وقت ها تركش بمب مربي را هم مي‌گيرد. وقتي گفتم آبگوشت، خيلي‌ها انتقاد كردند و خرده گرفتند، اما امروز خيلي‌ها مي‌پذيرند مثل آبگوشت نشان دهنده بي‌سوادي و كلاس پايين ما نيست. يك نماد عيني است از يك تيم فوتبال. وقتي چنين غذايي با صبر و تحمل به نتيجه مي‌رسد، قطعا تيم فوتبال هم نياز به صبوري دارد تا به تكامل برسد. وقتي از من انتقاد مي‌شد، ناراحت نمي‌شدم تا وقتي كه اسم من و شموشك حتي براي انتقاد كردن در روزنامه‌ها بود دليلي براي ناراحتي نداشتيم چرا كه شموشك مطرح بود حتي براي نقد شدن. 

اين نشان مي‌دهد كه دورنماي امروز شموشك را مي‌ديديد. 

* امروز شموشك را مي‌ديدم. وقتي در قرارداد من ذكر شد اگر از شش بازي اول شش امتياز نگيري، قراردادت فسخ مي‌شود پاي آن را امضا كردم. حتي اگر مي‌گفتند تا نيم فصل بايد 50 امتياز بگيري باز هم قرارداد مي‌بستم چرا كه مي‌دانستم شموشك مي‌تواند به آنچه مي‌خواهم برسد. در ابتداي فصل قرعه‌كشي شد و هيچ كس فكر نمي‌كرد چنين نتايجي كسب كنيم. روند خوبي داشتيم. پيروزي مقابل پاس و پرسپوليس تا بازي برابر فولاد كه رفيعي خيلي بد قضاوت كرد كرد و در مقابل استقلال آن اتفاقات افتاد. 

در ديدار با استقلال مستحق شكست نبود. بازي زيبايي بود كه با باخت شما همراه شد. چرا؟ 

* قبل از بازي‌ با استقلال خط و نشاني براي حريف كشيدم كه حساب شده بود. گفتم هر تيمي بخواهد قهرمان شود بايد اين بازي سخت را ببرد. مي‌خواستم استقلالي كه خوب دفاع مي كند را در نوشهر وادار به حمله كنم. شايد قلعه‌نوعي و اقبالي به بازيكنان شان بگويند كه براي بازي با شموشك تغيير رويه بدهيد، اما در شموشك نمي‌توانم چنين كاري را صورت دهم. دراين بين يك اشتباه كردم. وقتي مي‌گويم تيمم مي‌تواند استقلال را شكست دهد، روحيه و اعتماد بنفس را در تيم خود زنده مي‌كنم، اما داور را تشويق مي‌كنم كه با نگاهي ويژه به شموشك نگاه كند. متاسفانه در اين ديدار محسن تركي با نگاهي يك جانبه با تيم من برخورد كرد و با اخراج علي آذري به شموشك ضربه زد. او در اين بازي برخوردي متفاوت با بازيكنان تيمم و استقلال داشت. اينكه گفتم تركي را نمي‌بخشم، به واسطه اشتباهات اوست كه مي‌توانست امنيت شغلي من را به خطر بياندازد. از اين به بعد اجازه نمي‌دهم هيچ داوري با هيچ مربي در آينده چنين برخوردي داشته باشد. 

به مشكلات داوري اشاره كرديد. مشكلات متعددي كه با توجيهات مختلف سعي در مخفي كردن آنها مي‌شود. 

* متاسفانه اين مشكلات در فوتبال وجود دارد، اما متاسفانه همانطور كه پيش از اين نيز گفته‌ام نبرد داوران با تيم‌هاي فوتبال نبرد فقير و غني است. بايد به گونه‌اي به وضعيت مالي داوران كمك كرد. تيم هاي ليگ برتر و دسته اولي بايد در سال مبلغي به كميته داوران اهدا كنند تا رضا غياثي تيمش را بهتر اداره كند. 

اين براي فدراسيوني كه ادعاي پول سازي دارد عيب نيست كه تيم ها هزينه داوران را تامين كنند؟ فدراسيوني كه يك ميليارد را خرج خريد ساختمان تيم هاي پرسپوليس و استقلال مي‌كند. 

* چنين نظري ندارم. من مي‌گويم حركت فدراسيون براي صاحبخانه كردن استقلال و پرسپوليس حركت پسنديده‌اي است كه بايد براي تيم ما هم انجام شود، اما كمك به كميته داوران بحثي جداست كه بايد با نگاهي متفاوت به آن نگريسته شود. 

اما رضا غياثي به جاي حل مشكلات داوري سعي در توجيه آنها دارد؟
 

* او به عنوان رئيس كميته داوران نبايد صراحتا با داوران برخورد كند. او به طور حتم با داوران برخورد مي‌كند. 

فساد در فوتبال ايران وجود دارد؟ اگر هست در چه مرحله‌ وجود دارد؟ 

* در مرحله قابل كنترلي است. از شانس خوب ما شرط بندي در فوتبال ايران وجود ندارد و اين باعث مي‌شود فساد وارد فوتبال نشود. در شرق آسيا در محاسباتشان يك كارهايي صورت مي‌گيرد كه حتي فوتبال را زير سايه قرار مي‌دهد. آنجا باخت براي فوتباليست‌ها معنا ندارد و پول برايشان مهم است. همين مثال را براي تيم ملي زدم و گفتم بازيكنان تيم ملي همه تلاش ‌شان را براي باشگاه‌شان انجام مي‌دهند. لژيونرهاي ايراني آنقدر روي نيمكت نشسته‌اند كه به اين شرايط عادت كرده‌اند. تيم بايرن مي‌برد، اما علي كريمي هيچ نقشي در پيروزي ندارد. همين مسئله باعث مي‌شود روحيه پيروزي طلبي در كريمي و در ساير بازيكنان از بين رود. 

بحث تيم ملي مطرح شد، به نظر شما هدف و معيار ما از صعود به جام جهاني بايد چه باشد؟ 

* بايد ببينيم كه فوتبال ما قادر به انجام چه كارهايي است، ما يك ليگ حرفه‌اي داريم كه دچار يك سري كمبودها است و زماني كه به يك باره در يك تورنمنتي شركت مي‌كنيم به طور طبيعي خواستار بهترين نتيجه هستيم. متاسفانه در بازي هاي مقدماتي جام جهاني بازي هاي قابل قبولي ارائه نكرديم و حتي اين روند در بازي هاي دوستانه نيز ادامه پيدا كرد. مهترين مشكل ما در تيم ملي نداشتن اتحاد تيمي است. همه ما به دنبال ايراد گرفتن از هم هستيم؛ كشور ما سرشار از استعداد است استعدادهايي كه در كنار هم بازده ندارند. اولين چيزي كه ما مي‌خواهيم صعود از گروه خود در جام جهاني است. بدون توجه به اينكه بدانيم تيم ما داراي چه توانايي است. گفته مي شد كه بين لژيونرها تفرقه وجود دارد كه نكته حساسي هم بود ما بايد اول تيم را براي هدفي مشخص بسازيم اين براي همه ما عموميت دارد.همه حمله‌هاي ما به برانكوست به اين خاطر كه از تيمي كه عمكرد مناسبي ندارد دفاع مي‌كند. ولي كوچكترين حمله‌اي به بازيكنان نداشتيم بازيكناني كه با بي‌انگيزگي به تيم ملي ضربه زده‌اند. به نظر من اتحاد باعث تقويت هر تيمي مي شود و تيم ما مستثني از اين مسئله نيست. مشكل تيم ملي بايد تا قبل از آغاز جام جهاني حل شود؛ معتقدم اگر برانكو را نمي‌خواهيم بايد هر چه زودتر او را خلاص كنيم در غير اين صورت بايد همه پشت سرش بايستيم چون از كانال برانكو قدرت يك ملت به تيم ملي منتقل مي‌شود. بازيكنان تيم ملي نمي‌توانند از برانكو دفاع كنند ما اول بايد شرايط مناسب را براي تيم ملي پديد آوريم و سپس دنبال آنچه مي‌خواهيم برويم با اين شرايط صعود تيم ملي زياده‌خواهي است. 

قبول داريد كه تيم ملي الان نه خوب بازي مي‌كند و نه در نتيجه‌گيري موفق است. 

* اگر برانكو مي‌گويد ضعيف بازي مي‌كنيم و نتيجه مي‌گيريم قابل قبول است، اما اين اواخر نتيجه و زيبايي گم شده است. براي حل اين مشكل تنها با برنامه ريزي و حمايت از يكدگير است كه مي توانيم به نتايج قابل قبولي دست يابيم. 

شما جزو طرفداران برانكو هستيد يا خواهان جدايي او از تيم ملي؟ 

* از اول نظرم بر آن بود كه برانكو بماند درست است، چرا فوتبال ورزشي غربي است. ما هم ادعاي فراگيري داريم، اما رفتاري شبه حرفه‌اي از خود نشان مي‌دهيم بايد حق شناس باشيم، اين خصلت ملت ماست. برانكو يكي از عوامل صعود ما به جام جهاني است و بايد در تيم ملي تا شروع اين رقابت‌ها بماند. البته اشتباهاتي دارد كه بايد سعي كند تا آنها برطرف شود. نبايد زحمات او را فراموش كرد همين مسئله را در خصوص دايي شاهديم؛ او شخصيت فوتبال ماست. او حق دارد كه اين جام جهاني را به عنوان خداحافظي از فوتبال ملي انتخاب كند. اگر جاي برانكو باشم او را در جام جهاني حتي براي 20 دقيقه به زمين مي‌فرستم چون او در فوتبال ايران حقي دارد كه بايد آنرا ادا كنيم. مخالف سركوب كردن افرادي مثل دايي، پروين و حتي برانكو هستم. 

ما هم با اين نظر موافقم، اما وقتي تيم ملي بد بازي مي‌كند و برانكو فقط توجيه مي‌كند و اشتباهات پرشمار تيمش را نمي‌پذيرد، چه بايد كرد؟
 

* مربي بايد لجباز باشد. بايد اين رويه را تا آنجا كه تيمش نتيجه مي‌گيرد حفظ كند، اما اين لجبازي هم بايد حدي داشته باشد. او بايد ببيند كه تيمش با چه مشكلاتي مواجه است تا درصدد رفع آن برآيد. از سوي ديگر برخي بازيكنان هستند كه سير شده‌ و به خواسته ملت اهميت نمي‌دهند، متاسفانه در شرايط كنوني شاهد كمرنگ شدن عرق ملي از سوي برخي بازيكنان هستيم. منيت بازيكنان در تيم ملي باعث شده تا آنها ديگر تلاشي براي موفقيت و اثبات خود به برانكو نداشته باشند. شما با اين مسئله موافقيد كه وقتي علي كريمي مقابل مقدونيه بازي مي‌كند نتيجه همين مي‌شود كه اتفاق افتاد. بايرن مونيخ، تيم علي كريمي به تيم ملي مقدونيه گل مي‌زند با اين شرايط آيا انگيزه‌اي براي كريمي مي‌ماند؛ برانكو آداب و رسوم بازيكناني ايراني را نمي‌داند و آگاه نيست چطور بايد تلاش را در بازيكنان زنده كرد. حضور يك سري افراد كاردان ايراني در تيم ملي مي‌تواند انگيزه را در وجود بازيكنان زنده كند. آنها نسبت به برانكو از روحيات بازيكنان بيشتر مطلع هستند. 

برانكو علاوه بر اين مورد، جرات استفاده از بازيكناني مثل مهدي رجب‌زاده را ندارد و آنها را بدون آزمايش از تيم ملي حذف مي‌كند. 

نگرش برانكو در انتخاب نفرات بايد تغيير كند. در تيم شموشك روز آخر تمرينات پرشتاب دنبال مي‌شود چون همه بازيكنان براي حضور در تركيب اصلي شانس دارند. عاملي كه در تيم ملي هميشه مشاهده مي‌شود، حضور يازده بازيكن به عنوان بازيكن هميشه ثابت در تركيب است. با اين اوصاف آيا براي ساير نفرات روحيه مبارزه اي باقي مي ماند؟ برانكو نوع برخوردها را نمي‌داند كه اگر مي‌دانست با چنين رويه‌اي به تيمش ضربه نمي‌زد. بازيكن نيمكت‌نشيني مثل فريدون زندي، نويد كيا و كريمي اگر در بازي ملي هم ذخيره باشند مشكلي به وجود نمي‌آيد چون روحيه مبارزه طلبي را از دست داده‌اند و اين روحيه را به تيم ملي هم منتقل مي‌كنند. 

در غياب اين بازيكنان مي‌توانيم به جام جهاني برويم؛ نفراتي كه روحيه مبارزه طلبي ندارند؟ 

* لژيونرها آقاي ما نيستند؛ اين مائيم كه آقاي آنها هستيم و حق ماست كه از چنين نفراتي بازدهي بخواهيم. حتي اگر علي كريمي باشد. او ماگات را دوست دارد. سرمربي بايرن از نظر فني بالاتر از برانكو نيست، اما رفتارش با كريمي متفاوت از برانكوست. او با قاطعيت بازيكني مثل كريمي را جذب مي‌كند. ماگات اين صفت را از ارنست هاپل به ارث برده است. او نه با كريمي، بلكه با هيچ بازيكن بايرن رابطه نزديكي ندارد چرا كه مي‌خواهد هر زمان كه خواست آنها را نيمكت نشين كند. 

به نظر شما احترام مي‌گذارم، اما با حضور هميشگي برخي از آنها مخالف هستيم. شما ميانگين پاس رو به عقب برخي بازيكنان تيم ملي در بازي با مقدونيه را حساب كنيد تا به نتيجه ما برسيد؟
 

* ابتدا بايد ببينيد انگيزه بازيكنان تيم ملي براي بازي با مقدونيه چقدر بوده است. تفاوت حرف من با نظر شما اين است كه اگر جانشيني براي فلان بازيكن سراغ داريد، به مربي تيم ملي معرفي كنيد. همين مسئله را در خصوص مربي تيم ملي نيز مطرح كيد. اگر فرد خاصي هست كه مي‌تواند جانشين برانكو باشد معرفي كنيد. 

مربيان زيادي هستند. 

* بايد فدراسيون و جامعه فوتبال قبولش داشته باشد. وقتي فلاني را سرمربي تيم ملي كردند، تازه اول دعواي مطبوعات و كارشناسان است چرا كه عده‌اي او را قبول دارند و عده‌اي نفيش مي‌كنند. 

اما حداقل تحمل انتقاد كارشناسان را دارد. مثل شما كه كاستي‌هاي تيمتان را مي‌پذيريد. 

* اگر جاي برانكو بودم، پس از بازي با مقدونيه نيمي از تركيب اصلي تيم را عوض مي‌كردم. مشكل برانكو اين است كه به بازيكنان بيش از اندازه نزديك شده است و نمي‌تواند آنها را روي نيمكت بنشاند. او با اين كار عملكرد تيمش را پايين مي‌آورد و هين مسئله انتقادات را افزايش مي‌دهد. حق شناسي ما اينقدر بوده است كه تا امروز باز هم كاستي‌هاي تيم ملي را گوشزد مي‌كنيم چرا كه تيم ملي را دوست داريم و مي‌خواهيم اين تيم موفق شود. 

در اين بين چقدر از انتقاد‌ها متوجه بازيكنان است؟ 

* مي‌گويم چرا لژيونرها بازدهي باشگاهي شان را در تيم ملي ندارند. برانكو تيمش مشكل دارد. هم من و هم شما اين مسئله را قبول داريم، اما در اين همه حمله به تيم ملي يك بازيكن نيامده بگويد كم كاري كردم. برانكو با تمام وجود از تيمش حمايت مي‌كند. چرا از جانب بازيكنان از او حمايتي نمي‌شود. در آخرين بازي تيم ملي مقابل بحرين بازيكنان ما چقدر در زمين دويدند؟ آمارش خجالت‌آور است. 

يكي ديگر از انتقادات نسبت به تيم ملي نحوه تمرينات برانكو است با اين ايده موافقيد. 

* يك انتقاد اين است كه از زماني كه بازيكنان در اختيار كادر فني هستند، بازدهي ندارند. هيچ كجاي دنيا تيم ملي براي آماده‌سازي اينقدر زمان ندارد. نمي‌دانم برانكو در تمرين چه مي‌كند و چه مي‌خواهد اما نوع تمريناتش نتايج تاكتيكي مثبتي در پي نداشته است. اين ايرادي صحيح به برانكو است، نه اينكه چرا اين بازيكن را بازي داده و ديگري را به ميدان نفرستاده است. 

اگر جاي دادكان بوديد چه مي‌كرديد؟ 

* نمي‌دانم، حتي شنيدم مي‌خواهند مربي ايراني بياورند. 
 
حق شناسي خود را به برانكو زماني نشان داديم كه تيم ملي كشورمان را به او سپرديم. مربي كه هيچ سابقه‌اي نداشت. انتظار داريم او امروز انتقادات به حق ما را گوش كند. اين انتظار زيادي نيست؟ 

* اشتباه شما اين بود كه گفتيد برانكو را برداريد و فردي جديد را جانشين او نكرديد؛ در حالي كه هيچ آلترناتيوي را معرفي نكرديد. اينها بر مي‌گردد به شجاعت شما. شما شجاعت نداشتيد يك اسم را مطرح كيند و مثلا بگوئيد فروتن سرمربي تيم ملي شود. 

اگر اين كار را بكنيم، به باج‌خواهي متهم مي‌شويم. 

* فكر نمي‌كنم اين طور باشد. در مطبوعات با هم اتحاد نداريد كه چنين برخوردي مي‌شود. همين امروز اگر برانكو بركنار شود تا پايان سومين بازي جامعه جهاني براي جانشيني او با هم دعوا داريد. 

اما گزينه‌هاي مختلف داخلي و خارجي را معرفي كرديم. مربيان خارجي هستند كه مي‌توانند بهتر از برانكو به تيم ملي كمك كنند. البته متاسفانه مربيان داخلي را قبول ندارند كه بخواهيم گزينه‌اي مطرح كنيم. 

* اينكه مي‌گويم سرمربي تيم ملي ايراني باشد، به اين خاطر است كه مي‌توانيم در جام جهاني خود را به جهان معرفي كنيم، اما به علتي مي‌بينيم كسي حاضر نيست مربي تيم ملي ايراني باشد. دنبال خارجي‌ها هستيم چون مربي ايران اينقدر زبون شده است كه كسي حاضر نيست تيم ملي را به او بدهد. حاضريم تيم ملي با پايين‌ترين فرد به جام جهاني برود، اما سرمربي اين تيم ايراني نباشد. ما ايراني هستيم با قدمت تاريخي بالا، نبايد مثل ساير كشورهاي آسيايي چشم به حضور يك مربي خارجي در تيم‌هاي باشگاهي داشته باشيم. مربياني مثل كريمي، كاظمي و ... را زده‌ايم و فولاد را به فرانچيچ سپرديم. او 5 برابر مربيان ايراني مي‌گيرد و احترامش بيشتر است. براي انرژي اتمي با دنيا درگيري مي‌شويم، اما يك خارجي را به راحتي مي‌آوريم و سرمربي مطرح‌ترين تيم‌هاي كشور مي‌كنيم. 

اين نگرش غلط را چه كسي به وجود آورده است؟ 

* شما. 

استفاده از مربي خارجي كار اشتباهي نيست كه اگر اين چنين بود، اريكسون سرمربي انگليس نمي‌شد. 

* شايد انگليس مربي خوب نداشته باشد، اما در ايران مربي خود زياد است. 

اگر ايراني مربي تيم ملي شود، همين مربيان ايراني از او انتقاد مي‌كنند. 

* قرن 21 قرن از بين رفتن شخصيت مربي است. در اين دوره مربي معلم است. ما يك معلم را بالاي سر بيست و دو نفر ميليونر آنارشيست طلب مي‌گذاريم تا تيم بسازد. از آن طرف، فقط انتقاد مي‌شود. در اين شرايط است كه مربي با بازيكن قرارداد 200 ميليوني مي‌بندد و 70 ميليون را به عنوان حق خود بر مي‌دارد؛ مربي مي‌رود دنبال پولسازي. 

به نظر شما در ليگ چه تيم هايي مدعي قهرماني هستند؟ 

* استقلال، ذوب آهن، پاس، سايپا و پرسپوليس. شموشك هم در ليگ مي‌ماند.


گزارش خطا
ارسال پیام
captcha