ويژگیهای شیعه چیست؟ منابع شيعه کدام است؟
به گزارش آفتاب نیوز، 
در مباحث مذهبى، مكتب شيعى نظرات خود را عموما از رهنمودهاى بزرگان و ائمه اهل بيت پيامبر الهام گرفته است. اختلاف اصلى دو مكتب فقهى سنى و شيعى در كيفيت تلقى سنت نبوى و منابع فقه است. اهل سنت، حديث نبوى را از طريق صحابه پيامبر اخذ نمودهاند در حالى كه شيعه اين حديث را از طريق خاندان وى به دستآورده است. از سوى ديگر مذاهب فقهى اهل سنت دنباله رو نظرات فقهى چند تن از فقهاء مدينه و عراقاند ليكن مذاهب فقهى شيعى تابع نظرات امامان اهل بيت هستند كه از آن ميان مكتب شيعى دوازده امامى كه عمدهترين نحله شيعى است از آراء امامان دوازده گانه مشهور خود به خصوص امام ششم ابو عبد الله جعفر بن محمد الصادق پيروى مىكند و به همين جهتبه«جعفرى»نيز شهرت دارد. قرآن، حديث، اجماع و عقل منابع فقه شيعه را تشكيل مىدهند(1):
قرآن در همين شكل و مفاد ظاهرى خود حجت، و شكل دهنده روح حاكم بر فقه شيعى است.
حديثيعنى گفتار و كردار و تقرير پيامبر يا امام، بايد با وسائط موثق و معتبر رسيده باشد كه البته در اين مورد وضع مذهبى راوى تاثيرى ندارد. حديثى كه وسيله يك غير شيعى راستگو نقل شده باشد به همان اندازه معتبر و مورد عمل است كه حديثشيعى راستگو.
اجماع يعنى وحدت نظر همه دانشمندان شيعى در يك موضوع، به خودى خود حجت نيست ليكن گاه به تفصيلى كه در كتابهاى اصول فقه هست از راه آن«سنت»به اثبات مىرسد.
مراد از عقل به عنوان يك منبع براى حقوق شيعى(2) حكم قطعى عقل مجرد انسانى است چنان كه در خوبى عدالت و بدى ستم(3). در تعاليم اسلامى قاعدهاى است كه به مقتضاى آن هر آنچه عقل بدان حكم كند شرع نيز برابر آن حكم خواهد نمود و از اين رو، در اين گونه موارد بر حكم اين قاعده كه«قاعده ملازمه»خوانده مىشود حكم شرعى از حكم عقلى ناشى و استنتاج خواهد شد(4). تلازم ميان وجوب چيزى با وجوب مقدمات آن، يا ميان امر به چيزى با نهى از ضد آن، همچنين اين كه امر و نهى در يك مورد نمىتواند جمع شود (كه همه از مسائل علم اصول فقه و منشاء آثار و احكام فقهى است) همه از قبيل همين احكام عقلى است.
از اين ميان، منبع دوم يعنى احاديث وارده از پيامبر و امامان اهل بيت كه مهمترين منبع فقهى شيعى است در مجاميعى خاص گردآورى شده كه مشهورترين آنها كه مرجع فقهاء است عبارت است از:
1) كتاب الكافى، از محمد بن يعقوب كلينى (م 329)
2) كتاب من لا يحضره الفقيه، از محمد بن على بن بابويه قمى، صدوق (م 381).
3) تهذيب الاحكام، از محمد بن حسن طوسى، شيخ الطائفه (م 460).
4) الاستبصار، از همو.
5) الوافى، از محمد محسن فيض كاشانى (م 1090).
6) وسائل الشيعه، از محمد بن حسن حر عاملى (م 1104).
7) بحار الانوار، از محمد باقر بن محمد تقى مجلسى (م 1110).
8) مستدرك الوسائل، از حسين بن محمد تقى نورى (م. 1320).
از اين جمله، چهار كتاب نخستبه عنوان«كتب اربعه»شناخته شده و در فن حديثشيعى از اهميتى همانند«صحاح ستة»نسبتبه مجاميع حديثى اهل سنتبرخوردار است. متداولترين كتاب از فهرستبالا در مراجعات فقهى، كتاب وسائل الشيعه است كه جامع احاديث چهار كتاب نخست (كتب اربعه) و بسيارى از كتابهاى حديث ديگر است و چون منحصر به رواياتى است كه در مباحث فقهى رسيده است كتاب دستى براى مراجعه هر فقيهى است.
استناد به روايات اين مجاميع تابع وجود شرايط خاصى است(5). وثاقت و راستگويى همه راويان سلسله سنديك حديثبايد به ثبوت رسيده باشد. دانشى خاص به نام علم رجال كه درباره روات حديث و شرح حال آنان بحث مىكند متكفل اين كار است. احاديث از نظر مقدار اعتبار و سنديتبر اساس ضوابط مخصوصى كه در علمى ديگر به نام علم درايه مورد بحث قرار گرفتهاستبه انواع وردههاى مختلفى تقسيم مىشود و بر همين اساس، بسيارى از روايات متون ذكر شده از نظر فقهاء ضعيف و غير قابل استناد است.
پىنوشتها:
1. منابع مشترك فقه مذاهب چهارگانه اهل سنت عبارتند از:قرآن، سنت، اجماع و قياس. برخى از مذاهب مزبور پارهاى منابع ديگر را نيز به اين ليست افزودهاند (زرقاء 1: 31 و 47/عبد الوهاب خلاف، علم اصول الفقه:22) مقصود از قياس سرايت دادن حكم يك موضوع استبه موضوع مشابه بر اساس كشف و استنتاج احتمالى علت، بدون دستيابى بر علت واقعى و قطعى حكم. اين كار برابر استبا«تمثيل»منطقى كه در استدلالات عقلى و فلسفى آن را حجت نميدانند با«قياس»منطقى كه كشف قطعى علت، و در استدلالات عقلى معتبر و حجت است. قياس به خاطر آن كه دليلى قطع آور نيست در اصول فقه شيعه به صورت يك منبع فقه شناخته نمىشود.
2. پس از اين خواهيم ديد كه عقل در حقوق شيعى همچنين به عنوان ابزار فكر، اساس كار و مورد استفاده است كه البته مقصود از عقل در اين مورد، استدلال عقلى و شيوه تحليل منطقى است.
3. ببينيد محقق حلى، المعتبر:6/شهيد اول، ذكرى:5/همو، قواعد:25/مقداد، التنقيح الرائع: 2 پ - 3 و/صاحب مدارك، هداية الطالبين:7 ر - 11 ر/قطيفى، كشف الفوائد:130.
4. برخى دانشمندان متاخر شيعى معتقدند كه عقل يك منبع بالقوه براى فقه شيعى است نه يك منبع بالفعل، به اين معنى كه اگر چه بر اساس ضوابط علم اصول فقه عقل به تنهايى مىتواند حكمى فقهى را كشف كند و ما را به يكى از احكام و تكاليف مذهبى راهنمايى نمايد ليكن اين مطلب عملا در هيچ موردى اتفاق نيافتاده و تمامى احكام شرعى كه بر اساس احكام قطعى عقل مجرد انسانى قابل كشف است در همان حال در قرآن و سنت، مورد راهنمايى قرار گرفته و با دليل شرعى (سمعى) بيان شده است (ببينيد محمد باقر الصدر، الفتاوى الواضحه 1:98)
5. ببنيد شهيد دوم، الدراية:62 - 81/ابو القاسم بن حسن يزدى 1:44 - 61.