پایگاه خبری آفتاب
۱۸ /خرداد /۱۴۰۵
Monday 08 June 2026
کد خبر:۲۹۶۶۲
۱۵:۵۸
۱۳۸۴/۰۹/۱۳

علي اشكاني: مسئولين ورزش انگيزه را در من کشتند

رغبتي براي تمرين ندارم
۱۵:۵۸
۱۳۸۴/۰۹/۱۳
به گزارش آفتاب نیوز، بعد از اين مدال بارقه اميدي در كسب مدال هاي بيشتر توسط فرنگي كاران بوجود آمد و در روز دوم رقابت ها چشم هاي تمامي علاقمندان به كشتي به سوي افتخار آفريني كشتي گير ساليان متمادي تيم ملي و كاپيتان اين تيم جلب شد. حتي رقباي او نيز برايش دعا مي كردند تا وي بتواند نتيجه زحمات و حضور مداوم خود در اردوها را با كسب يك مدال خوشرنگ از اين پيكارها دريافت كند.
همين طور هم شد علي اشكاني به فينال رقابت هاي جهاني مجارستان راه پيدا كرد. فينالي كه در آن فرنگي کار پرعنواني به نام آرمن نازاريان قهرمان جهان و المپيك حضور داشت. هنگام رقابت اين دو فرا رسيد. نفس ها در سينه حبس و چشم ها فقط نظاره گر يك ديدار حساس و سرنوشت ساز بود.
جنگ تجربه، تكنيك و تفكر به ديدار هم رفته بودند و تنها چيزي كه باعث گرديد آرمن نازاريان فاتح اين ديدار سخت شود، ناداوري بود. اما مدال نقره كاپيتان طعم و رنگي همچون طلا داشت، چرا كه اين مدال پس از 9 سال حضور مداوم در عرصه رقابت هاي جهاني و المپيك بدست آمد و در آن 9 سال زحمت، 9 سال مرارت و زجر وجود داشت. اما چه سود كه اين مدال فقط براي دلاور مرد اردبيلي لذت بخش بود و براي مسئولان ما طعمي به جز بي توجهي چيزي به همراه نداشت. 

علي اشكاني پسر محجوب ديار سبلان اين ناملايمات را ديد و تنها گوشه اي از آن را در گفت و گو با (ايپنا)؛ بيان كرد كه در زير مي خوانيد: 

بعد از رقابت هاي جهاني كمتر مصاحبه مي كني و كمتر در متن كشتي هستي، چرا؟‌

چون زياد اهل مصاحبه و درگير شدن با حاشيه ها نيستم اگر هم مسئله اي بوده هميشه سعي كرده ام با كشتي گرفتن حرفم را بزنم.

شنيده ايم بعد از جهاني اوضاع تمريني شما آنچنان كه بايد نيست؟

درست شنيديد، زيرا اصلا دل و دماغي براي انجام تمرين ندارم، اصلا به اميد چه كسي تمرين كنم. 

چرا؟‌

چون دلم از دست خيلي ها پر است، از بي توجهي و ناملايمات برخي ها نسبت به قهرمانشان واقعا اعصابم به هم ريخته و از كشتي بيزار شده ام.

قرار بود مراسم تجليلي از شما بعمل آيد؟

كدام مراسم آقا؟همش در حد يك حرف است. از فدراسيون كشتي گرفته تا مسئولان استاني هيچ تقديري از من نكردند. در رقابت هاي جهاني بابت مدال طلاي حميد سوريان 1000 يورو به او دادند، گفتند از سوي سازمان تربيت بدني بوده. اصلا هر سال مگر ما چند مدال در كشتي فرنگي مي گيريم كه بايد اينگونه با ما برخورد شود. آقاي طالقاني بابت مدال طلاي جوانان جهان يك رنوي p.k به باوفا و بهرامي داد، اما بابت مدال طلاي آسيايي من كه خيلي ها را از انتقاد زياد كارشناسان نجات داد، حتي يك دلار هم ندادند. با اين حساب چگونه من مي توانم به آينده دلخوش باشم و تمريناتم را با قدرت دنبال كنم.

ماجراي پرداخت حقوق و دستمزد شما چه شد؟

دست روي دلم نگذاريد كه خون است. زيرا واقعا فدراسيون كشتي بين ما و آزادكار ها تبعيض قائل شد. حدود دو ماه از رقابت هاي جهاني مي گذرد و هنوز حقوق و دستمزد ما را پرداخت نكرده اند. باور كنيد يك تومان هم پول نگرفته ايم.
با اين وجود براي سالهاي آتي چه اميدي داريم، فدراسيون كشتي اصلا ما را به حساب نمي آورد. حتي ساير بچه ها با من تماس مي گيرند و مي گويند كه شما بعنوان مدال دار و بزرگ تر تيم با مسئولان صحبت كنيد تا شايد آنها حقوق و دستمزد ما را پرداخت كنند.

قبل از اعزام به رقابت هاي جهاني حاشيه ها و مشكلات زيادي داشتي، كمي از آن بگو؟

من براي كسب اين مدال خيلي زحمت كشيدم، چرا كه من در دو جبهه مي جنگيدم. يكي ميدان مبارزه و ديگري مصاف با برخي منتقدين و كارشناساني كه مرا پير و تمام شده جهت حضور در رقابت هاي جهاني مي دانستند. آنها در اردو اصلا انگيزه اي براي من باقي نگذاشتند و فقط به لطف خدا توانستم اين مدال را كسب كنم. حتي آنقدر براي من حاشيه درست كرده بودند كه به بچه هاي حاضر در اردو گفتم ديگر براي من روزنامه ها را نياوريد. زيرا واقعا توان تحمل اين همه حاشيه را نداشتم و در واقع در حال خرد شدن بودم. در مجموع مدال نقره من اندازه يك طلا ارزش داشت و معتقدم حتي آن مدال طلاي رقابت هاي آسيايي نيز با مدال طلاي جهان برابري مي كرد.

پس چطور خود را مهياي رقابت ها كرديد؟

در وهله اول توكل به خدا، در مرحله بعدي نيز سعي كردم هر طوري شده خود را از لحاظ روحي و رواني مهياي اين پيكارها كنم. كارشناسان حاضر در رقابت هاي جهاني مي دانند كه من با چه كساني كشتي گرفتم و چه حريفاني را از پيش رو برداشتم. فكر مي كنم هر كسي به جاي من بود و اين حاشيه ها را در دور و بر خود داشت همان دور اول حذف مي شد.

چه صحبتي با مسئولان ورزشي داريد؟

به عقيده من مسئولان ورزشي كشورمان در خواب بسر مي برند و اينگونه رفتارهاي دلسرد كننده حتي انگيزه را در جوانترها از بين مي برد. زيرا آنها وقتي اين كم توجهي ها را نسبت به الگوهاي ورزشي شان مي بينند، آينده اي مبهم را براي خود تصور مي كنند و از ادامه اين ورزش دلزده و مايوس مي شوند.
گزارش خطا
ارسال پیام
captcha