
1- جناح اصول گرا- به رغم اختلافات داخلي اندكي كه با هم دارند- در خصوص حمايت از احمدي نژاد هم داستانند. برخي از تحليل گران اپوزيسيون، يا حتي برخي روزنامه نگاران جناح منتقد دولت، ناشيانه اختلافات داخلي جناح راست را بزرگنمايي نموده و مرتباً بر عميق شدن شكافهاي داخلي اين جناح، تأكيد مي ورزند. در حالي كه به راستي چيزي به نام شكاف در جناح اصول گرا- با آن ويژگيها كه ادعا مي شود- وجود ندارد. ضمناً هرگاه دامنه انتقادات داخلي در جناح راست بالا مي گيرد، مكانيسمهاي پيچيده اي دست به كار مي شود و اجازه نمي دهد كه هماهنگيهاي بنيادين داخل جناح، در هم بريزد.
2- تصميم اخير سران راست در مورد دعوت از چهره هاي سرشناس جناح (قاليباف، رضايي، توكلي و احمدي نژاد) يك گام ديگر در جهت رفع و رجوع مسائل داخلي راست گرايان به حساب مي آيد و نشان مي دهد كه جناح، وحدت و يكپارچگي دروني خود را دارد، ولو آنكه انتقادها و نزاعها در ميان بخشهاي مختلف آن، به وفور ديده مي شود.
3- احمدي نژاد و جناح اصول گرا، از يك موضع تهاجمي در قبال شعارها برخورداراند است. چون تندترين شعارها را مي دهد، بنابراين امكان آن را دارد كه نرمشهاي باور نكردني نيز از خود نشان دهد. جناح موسوم به اصلاح طلب، چون دست از شعارهاي تند و تيز شسته بود، عملاً نمي توانست در مقابل شعارهاي تند طرف مقابل، دست از پا خطا كند. مثلاً در زمان اصلاح طلبان، هيچ گاه شهرداري تهران جرئت نمي كرد كه اسم خيابان «خالد اسلامبولي» را به تقاضاي دولت مصر بردارد، در حالي كه وقتي احمدي نژاد شهردار شده، در حالي كه براي لحظه اي، حاضر نبود چفيه را از روي دوش خود بردارد، نام اين خيابان را تعويض كرد تا يك گام براي برقراري روابط با دولت مصر (دولتي كه آغازگر روابط با اسرائيل بود)، برداشته باشد. يا در مثالي ديگر، در زمان دولت خاتمي، هيچ كس حاضر نمي شد كه به بازرسيهاي فرا پروتكلي، تن بدهد. اصلاً يك دعواي عمده بين ايران و آژانس، سر همين بازرسيها بود. ايران مي گفت چون من تخلف نكرده ام، حاضر نيستم به بازرسيهاي فراپروتكلي و يا تفتيش و بازجويي از دانشمندان اتمي، تن بدهم. اما وقتي احمدي نژاد لازم تشخيص داد، درست برخلاف شعارهاي تند و تيزي كه مطرح مي كرد (و مي گفت كه نبايد مرعوب غربيان شد)، دستور بازرسيهاي فرا پروتكلي را داد و يا مثلاً احمدي نژاد تنها رئيس جمهوري بود كه وقتي به نيويورك رفت جفت پايش را توي يك كفش كرد كه پرواز مستقيم بين تهران- نيويورك بايد برقرار بشود! يا سفت و محكم رفت قاطي رؤساي جمهور ايستاد و با امثال بوش، عكس دستجمعي گرفت! رودربايستي را كنار بگذاريم. كدام رئيس جمهورمان تا حالا عرضه اين كارها را داشته است؟
به نظر من نبايد اين جسارت را دست كم گرفت. احمدي نژاد اين انعطاف را دارد كه هر جا مصلحت تشخيص دهد، كاملاً در نقطه مقابل شعارهايش وارد عمل مي شود و ضمن مهارت سياسي تمام عيار، در عين سر دادن همان شعارها، اقدام لازم را به انجام مي رساند. از اين نظر، احمدي نژاد را بايد داراي نبوغ سياسي خاصي دانست؛ و همين يكي از ويژگيهاي موفقيت احمدي نژاد خواهد بود. احمدي نژاد ضمن آنكه كاملاً راديكال به نظر مي رسد، كاملاً پراگماتيستي عمل مي كند و اجازه نمي دهد كه اين تقابل، وجهه او را تخريب نمايد. به گمان من، احمدي نژاد بسياري از مسائل كهنه اين دو سه دهه را با اين ويژگي خود حل خواهد كرد؛ از جمله بهبود رابطه با غرب و آمريكا را.
4- قواي سه گانه در حال حاضر كاملاً يك دست شده و هماهنگي جالب توجهي در آن وجود دارد. اين يك دست شدن، احمدي نژاد را كمك شاياني مي كند. درست است كه برخي ناهمواريها در معرفي وزير نفت در مجلس وجود دارد، اما ساده لوحي است اگر فكر كنيم اين اختلافات، ريشه دار و عميق است. يك دست شدن قوا هيچ گاه به اين صورت در سالهاي پس از انقلاب، سابقه نداشته است. اكنون احمدي نژاد كاملاً در هماهنگ كردن قوا، با دست باز برخورد مي كند، در حالي كه در دوران رئيس جمهور پيشين، خاتمي در هماهنگي قوا -كه وظيفه رئيس جمهور است- از كمترين توانايي هم برخوردار نبود.
5- احمدي نژاد خيلي راحت موفق شد، فضا را تحت كنترل گرفته و آن را امنيتي سازد. اكنون مخالفان وي به راحتي در اين فضا، انگ وابسته و جاسوس و... دريافت مي دارند. در اين شرايط مخالفان وي –اعم از اپوزيسيون خارج از نظام و پوزيسيون داخل نظام- به دورترين حاشيه ها رانده شده و كاملاً از نفس افتاده اند.
6- خزانه پُر دولت، يكي ديگر از رموز موفقيت احمدي نژاد است. احمدي نژاد با نفت 50 دلاري و با اختيارات فاينانس 5 ساله دهها ميليارد دلاري، پر خزانه ترين رئيس قوه مجريه تاريخ ايران است. او به كمك اين خزانه، در نظر دارد نرخ دلار را پايين بياورد و به اين ترتيب رونقي تازه به اقتصاد ايران بدهد.
پارامترهاي فوق، موفقيت احمدي نژاد را در چهار سال آينده تضمين پذير مي كند. به نظر من با اين پارامترها، احمدي نژاد نه تنها موفق خواهد بود، بلكه در دور بعدي، با آراي بيشتري برگزيده خواهد شد؛ بنابراين شايد بهتر باشد مخالفان وي اگر طرح يا برنامه اي دارند، عجالتاً براي مدت 8 سال آن را مسكوت بگذارند؛ و همان طور كه حجاريان پيشنهاد كرده فعلاً به نظريه پردازي و ترجمه متون روسنفكري بپردازند.













