آقای برانکو، کریم بهتر است یا گلمحمدی؟
به گزارش آفتاب نیوز، 
البته این اقدامات به دکتر دادکان و کابینه او محدود نمیشود بلکه بازیکنان پیر و از کار افتاده تیم ملی هم که میخواهند در آخرین سالهای فوتبال خود جام جهانی را نیز تجربه کنند با توسل به حربههای مختلف، باندبازی و جذب برانکو و کادر فنی، در تلاش هستند موقعیت خود را در تیم ملی حفظ کنند.
آنچه از شواهد امر بر میآید این است که عده بسیاری در این تیم و اطراف و حواشی آن برای خود کیسه دوختهاند. اما در این میان مردم که صاحبان و طرفداران اصلی تیم هستند و افراد لایق که به دلیل عدم ارتباط با دادکان و برانکو و مخالفت باند حاکم بر تیم ملی متضرر شدهاند ، سرشان بیکلاه مانده است. متاسفانه در تیم ملی فوتبال نظیر بسیاری از امور کشور شاهد شایستهزدایی و حاکمیت رابطه به جای ضابطه هستیم زیرا در شرایطی که صاحبنظران خارج از کادر کابینه دادکان و تیم ملی فریاد برآوردهاند که با این مهرهها، شیوه و سیستم راه به جایی نخواهیم برد گوش شنوایی وجود نداشته و آنها که دارای منافع مادی هستند ترجیح میدهند روش پیشین خود را ادامه داده و از تزریق افراد کارآمد که میتوانند سلطه باند پیرمردها را در تیم ملی تضعیف کنند خودداری نمایند.
تمامی کارشناسان و صاحبنظران غیرفدراسیونی داخلی و خارجی این اعتقاد را دارند که تیم ملی با روند نزولی که پیش گرفته حرفی برای گفتن در جام جهانی ندارد. حال با توجه به این واقعیتها به چه دلیل مربی کادر فنی که ابزار دست دادکان و کابینه او هستند تمایلی به تزریق خون جدید در رگهای تیم ندارند؟
برانکو زمانی با صراحت دعوت کریم باقری را به تیم ملی رد میکند که بارها اعلام کرده بود که درهای تیم به روی چهرههای جدید و کارآمد باز است. آیا کریم باقری از یحیی گلمحمدی و یا محمد نصرتی ضعیفتر است یا این که او عضو باند نبوده و در صورت حضورش در تیم، موقعیت دایی و دیگر اعضای باند پیرمردها به خطر میافتد؟
در آستانه جام جهانی فرانسه نیز تزریق چند چهره کارآمد سبب افزایش کارآیی تیم ملی شد و اگر همان زمان مربی کارکشتهای که هدایت تیم ایران را در دست داشت میتوانستیم به نتایج بهتری دست بیابیم. حال چه مسألهای سبب گردیده برانکو چنین قاطعانه حضور کریم باقری را نفی کرده و یا تمایلی به بهره گرفتن از چهرههای جوان و مؤثر نداشته باشد؟ یکی از دلایل آن را باید مخالفت دادکان دانست که رابطه معکوسی با باند پیرمردها دارد. این مثلث که شامل دایی – دادکان و برانکو میشود تیم ملی فوتبال را ملک طلاق خود دانسته و به مایملک خود تبدیل کرده است در حالی که اگر این تیم موفقیتی بدست آورده در سایه حمایتها و پشتیبانیهای بیدریغ مردم در سرما و گرما بوده است ولی روشی که این باند در پیش گرفته زمینه قهر آنها را با تیم ملی فراهم آورده است. امید است این وضعیت به سرعت تغییر کرده و شرایط به گونهای دگرگون شود که شایسته سالاری جاری رفیقبازی و رابطه سالاری را گرفته و تیم ملی شخصیت تیمی خود را بدست آورده و به انحصارات در آن خاتمه داده شود.