به گزارش آفتاب نیوز، 
اما مسلم است كه مخالفت آمريكا با پروژه مذكور، فعلا قابل حل نخواهد بود. اين پروژه چهار ميليارد دلاري، ممكن است به عاملي براي تنش در روابط آمريكا و هند تبديل شود زيرا واشنگتن موضع ايدئولوژيكي خاصي در قبال ايران دارد و آن را يك عضو محور شرارت مي خواند.
رايس هم كه ماه گذشته به هند سفر كرده بود، تأكيد كرد كه هند به قانون تحريم ايران و ليبي يا ايلسا بي توجهي كرده است. براساس اين قانون، هر كشور يا شركتي كه بيست ميليون دلار يا بيشتر در بخش انرژي ايران سرمايه گذاري كند، خود تحت فشار قرار مي گيرد.
دولت بوش، ايران آينده را كشوري مجهز به سلاح هاي هسته اي مي داند و نمي خواهد هيچ يك از دوستان آمريكا به مشروعيت يافتن فعاليت هاي ايران كمك كنند. اما هند همچنان به برنامه خود ادامه مي دهد و اميدوار است كه پختگي روابط هند و آمريكا بتواند بقيه مشكلات را حل كند.
درواقع، واشنگتن مي تواند رابطه با ايران را به عنوان يك گزينه واقعي مورد بررسي قرار دهد. هند و پاكستان هم علي رغم وجود اختلافات مختلف، نياز دارند كه روابط خود با ايران را ادامه دهند.
در زمان رياست جمهوري كلينتون، شرايطي در ايران به وجود آمده بود كه احتمال ازسرگيري روابط دو كشور تا حدودي افزايش يافته بود اما در شرايط كنوني، دولت بوش نه تنها آماده اعمال فشار و به حاشيه راندن ايران است بلكه قصد دارد هر كشور ديگري را كه با ايران همكاري كند به همين راه بكشاند.
از سوي ديگر، پاكستان محل عبور خطوط لوله مذكور است و وظيفه تأمين امنيت آن را برعهده دارد. در چنين شرايطي و در حالي كه آمريكا همواره بر لزوم حل اختلافات هند و پاكستان تأكيد مي كرد، مخالفت واشنگتن با طرح خطوط لوله، كاملاً كوته بينانه و غيرمنطقي است.
كاندوليزا رايس هم در سفر خود به هند از مذاكره هند و پاكستان به هدف تأمين انرژي مورد نياز آنها سخن به ميان آورده بود و به همين دليل، پروژه خطوط لوله ايران- پاكستان- هند مي تواند اين هدف را برآورده كند.
هند حدود 70 درصد از نيازهاي سالانه انرژي خود را وارد مي كند و اين كار از طريق ايران انجام مي شود. ايران هم به عنوان دومين كشور بزرگ دارنده ذخاير گاز طبيعي، تمايل به فروش گاز دارد. بنابراين پروژه خطوط لوله، به ايران هم كمك مي كند كه در جامعه جهاني، معياري براي مشروعيت و مقبوليت به دست آورد كه خود انگيزه اي براي در پيش گرفتن رويكرد معقول از سوي ايران است. تحقير كردن تمدني با سابقه طولاني، هيچ گاه راه حل خوبي نخواهد بود زيرا نارضايتي مردم يك كشور، نه تنها با انجام اقدام نظامي عليه آن كشور مرتفع نخواهد شد بلكه مشكل ديگري را نيز به كل آن اضافه خواهد كرد.
به علاوه، پروژه خطوط لوله موجب می شود دو كشور همكاري اقتصادي خوبي با يكديگر داشته باشند و راه ايجاد صلح ميان آنان هموار شود. دو همسايه هسته اي در آسيا كه اكنون به جاي جنگ، به اعتمادسازي روي آورده اند، به خوشايندترين كابوس براي واشنگتن تبديل شده اند. اكنون پروژه خطوط لوله مي تواند از طريق ميانمار به چين انتقال يابد و شرايط جالب توجهي را به وجود بياورد كه سال گذشته حتي قابل تصور هم نبود.
اگر چين با اين شرايط موافق باشد، هند هم مي تواند سود خوبي از هزينه هاي انتقال گاز به چين به دست آورد.
شايد فكر توسعه روابط تجاري، اعتمادسازي و همكاري نزديك كشورهاي آسيايي، اندكي آمريكا را نگران كرده باشد اما روابط تجاري هند با چين، اكنون بسيار سريع تر از روابط هند و آمريكا رشد مي كند و همين، نگراني آمريكا را به همراه داشته است. اما آمريكا نبايد در دنياي جديد به همان ايده ها و قوانين قديمي خود توجه كند.
اكنون زمان آن فرا رسيده كه الگوي جديدي در تمام زمينه ها به وجود آيد، به نحوي كه آينده كشورها مورد توجه باشد، نه گذشته آنها.