کد خبر: ۳۵۵۹۴۰
تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۹۴ - ۲۰:۲۳
وزیر تعاون، رفاه ، کار و اموراجتماعی می‌گوید: برخی اوقات می بینیم که گویا طاقت آقای روحانی هم طاق می‌شود و حرفهایی می‌زنند که رنگ و بوی عصبانیت و ناراحتی دارد. من با روحانی از دوران قرارگاه خاتم کار کرده‌ام. ایشان برخلاف خیلی‌ها راحت عصبانی نمی‌شود.
آفتاب‌‌نیوز : علی ربیعی گفت و گوی مشروحی با سالنامه روزنامه اعتماد داشته و طی آن هم از روابط حاکم بر هیات دولت سخن گفته و هم فضای سیاسی کشور را تحلیل کرده است. ربیعی همچنین از سابقه حضورش در سپاه در اول انقلاب دفاع کرده و از کسانی که می گویند دولت امنیتی است پرسیده در آن زمان که کشور به حضور این افراد در سپاه نیاز داشته، آنها کجا بوده اند؟

بخش هایی از سخنان ربیعی در ادامه می آید:

*پیروزی روحانی ماحصل خواست عمومی جامعه برای تغییر است. جدای از دولت مهندس میرحسین موسوی که هژمونی جنگ و مقاومت در برابر دشمن تبدیل به سرفصل باورهای مردم بود و باعث شده بود تا از چپ سنتی تا راست در دولت جنگ کنار هم بنشینند مابقی دولتها بر اساس تغییر خواهی مردم ایران رای آورده اند.

 

* پیروزی آقای هاشمی، خاتمی، احمدی نژاد و روحانی روی سیکل تغییرخواهی مردم است. پس از جنگ مردم آرامش و بهبود زندگی را طالب بودند. تمرکز آقای هاشمی روی بحث توسعه مبتنی بر ادراکی دقیق از همین خواست اجتماعی بود. دولت اصلاحات هم بازتاب خواست مردم و افکار عمومی برای تغییر بود. حتی پیروزی احمدی نژاد را بر خلاف خیلی از تحلیلگران و جامعه شناسان من وابسته به همین تغییر خواهی می دانم. وقتی احمدی نژاد 30 سال انقلاب را هدف گرفت و گفت کاری نشده مردم گمان کردند که اتفاق جدید قرار است خلق شود.

 

*رای به روحانی رای به پایان سیاست زدگی و پوپولیسم است. مردم از اینکه شعار عدالت به تثبیت فساد انجامید عصبانی بودند، از اینکه دروازه جهان به روی ایران بسته شده خسته شده بودند، از اینکه طبقات نوظهور سرمایه داری بدون هیچ زحمتی متولد می شدند صبرشان به اتمام رسیده بود. به روحانی رای دادند تا تغییری و فرجی در زندگیشان ایجاد شود.

 

* برخی اوقات می بینیم که گویا طاقت آقای روحانی هم طاق می شود و حرفهایی می زنند که رنگ و بوی عصبانیت و ناراحتی دارد. من با روحانی از دوران قرارگاه خاتم کار کرده ام. ایشان برخلاف خیلیها راحت عصبانی نمی شود. عصبانی نمی شود به معنی این نیست که آقای روحانی خیلی راحت با مسائل کنار میآید، نه. آقای روحانی ناراحتی وعصبانیت خود را به نمایش نمی گذارد. رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون درباره روحانی صدق نمی کند. چون ایشان را خوب می شناسم به شما می گویم او مشکلات و ناراحتی هایش را درون خودش نگه می دارد. به قول معروف درون ریز است. سخت می شود فهمید از چه چیزی عصبانی شده. اگرهم جایی حرفی می زند که سر و صدایی به پا می کند تردید نکنید بحث حق الناس است. ایشان روی حق و حقوق مردم بسیار مصر است.

 

* راهبرد مدیریتی آقای روحانی بر اساس ائتلاف-عقلانیت بود. نیروهای وابسته و منسوب به جناحهای مختلف راحت تر از هر کسی با روحانی کار کردند. در شورایعالی امنیت ملی گرایشهای زیادی بودند.

 

* وقتی شما با سویه های مختلف و نگاه های گهگاه متضاد روبه‌رویید برای اینکه ضریب منافع را بالا ببرید ناچار به امتیاز دادن هم هستید. مثلا در قرارگاه خاتم منافع متضادی بود یا در شورای‌عالی امنیت ملی همینطور اما آقای روحانی سعی می کرد از نیروهای جناحهای مختلف در راستای منافع ملی یک خروجی خوب بگیرد و راندمان منافع را بالا ببرد.

 

*آقای روحانی خوب بلد است نیروهایی که جناحی هستند را برای پیشبرد اهداف ملی دور یک میز بنشاند. آقای روحانی هیچوقت نیروی حزبی نبوده و کار تشکیلات سیاسی نداشته که این عقبه به کمکش بیاید. اما با به کارگیری نیروهای جناحی منطبق بر منطق راهبرد اجماع-عقلانیت کابینه را چید.

 

* دولت کنسرسیومی نیست. بیشتر ارکسترازیزاسیونی است. روحانی رهبر این ارکستر است که میخواهد و دارد از سازهای مختلف، یک طنین آرامش بخش برای ملت بیافریند. ایشان به جهت حضور در مسوولیتهای متفاوت و بر اساس تجاربی که در این زمینه دارد بلد است از نیروهای سیاسی مختلف یک برآیند خوب بیرون بیاورد.

 

* وزرای دولت همه ژنرالاند اما به جهت نابسامانیهایی که از دولت سابق به این دولت به ارث رسیده نمی شود فقط به عنوان ژنرال بنشینیم و نقشه بکشیم و راهبردهای کلان طراحی کنیم که البته این کار را می کنیم. اکثر مواقع همچون ژنرالهایی هستیم که لباس سربازی به تن کرده ایم و وسط میدانیم.

 

*امنیتی بودن کابینه از آن دسته حرفهایی است که مخالفان دولت بدون منطق سعی می کنند به عنوان نقطه ضعفی به دولت الصاق کنند. مگر چند نفر سابقه فعالیت اطلاعاتی- امنیتی دارند؟ در ثانی امنیتی بودن مگر جرم است؟ سوال من از این کسانی که این برچسبها را به دولت می زنند این است که مگر علی ربیعی و امثال ربیعی ابتدای انقلاب و برای دفاع از خودشان و منافعشان وارد سپاه و نهادهای اطلاعاتی کشور شده اند؟ من و امثال من برای دفاع از انقلاب و نظام و کشور و حفظ امنیت ملی‌مان وارد این نهادها شدیم. تکلیف شرعی، اجتماعیمان شد که شدیم اطلاعاتی. این آقایان وقتی می خواهند دولت را تخریب کنند از زاویه معکوس وارد می شوند.

 

*چرا نمی گویند علی ربیعی برای دفاع از نظام و حفظ امنیت ملی جانش را کف دستش گرفت و وارد سپاه و وزارت اطلاعات شد؟ هر چند میدانم پشت پرده اتهام امنیتی زدن به کابینه چیست اما کسانی که این حرفها را میزنند بهتر است خودشان پاسخی برای این پرسش پیدا کنند که ابتدای انقلاب که نظام با بحران گروهکها و امنیت ملی روبرو بود اینها کجا بودند؟ چرا که همه هم سن و سالان من در آن مقطع برای حفظ انقلاب و جلوگیری از صدمه خوردن به نظام وارد سپاه و نهادهای امنیتی شدند. از سوی دیگر همین جریانها و کسانی که نمی گویند ربیعی مدیر مسوول روزنامه، استاد دانشگاه، پژوهشگر نمونه واستاد دانشگاه بوده برای اثبات اهدافشان کفایت می کند.

 

*من هنوز به روایتی و از زاویه دیگری هم کار امنیتی می کنم. همین جا که نشسته‌ام باید با بحران کار و بحران اجتماعی مقابله کنم. فکر می کنید جلوگیری از این بحرانها کار ساده‌ای است؟ آنهم در دولتی که اسیر سوء تدبیرهای دولت سابق است مانند یارانه ها و طرح مسکن مهر.

 

*فکر می کنید وقتی من به عنوان وزیر به وزارت کار و تعاون آمدم دولت سابق با همه تلاش خود مثل خوشه بندی و غیره توانسته بود چند هزار نفر را از لیست یارانه ها خارج کند؟ هیچی. مصایب مسکن مهر را هم بروید از آقای آخوندی بپرسید که چه بلایی سر سرمایه ملی آورده. چرا ما امروز گرفتار ایجاد اشتغال و رونق اقتصادی هستیم؟ به این علت که بودجه عمرانی و تسهیلات بانکی که دو موتور اقتصاد کشور و کانون انباشت سرمایه ای هستند در دولت سابق پیش خور شده اند و این دولت سوختی برای حرکت نداشته است. منابع مورد نیاز دولت برای ایجاد اشتغال، مقابله با رکود و رونق بازار با طرح های بی منطق دولت سابق به گروگان گرفته شده است.

 

*آقای جهانگیری بیشتر از نهاوندیان و حسین فریدون در پاستور قدرت دارد.

 

*من با همه رابطه ام خوب است. کمتر جایی را می توانید پیدا کنید که من بوده باشم و کسی با من بد شده باشد. اما آقای حجتی به دلیل روابط قدیمی ای که باهم داریم صمیمی ترین وزیر کابینه با من است که کنار هم مینشینیم و گاهی هم با هم درد دل می کنیم.

 

* هویت و ماهیت تفکری من اصلاح طلبی است هر چند اصلاحطلبی من با برخی از اصلاح طلبان تفاوت دارد. به اصلاح طلب بودن خودم هم افتخار می کنم.

 

* وقتی از «زنده باد مخالف من» حرف میزدیم فقط جملات و عبارات را کنار هم نمیچیدم، باور ذهنی و اعتقاد قلبیام بود که نوشتم. وقتی پا به وزارتخانه گذاشتم دیدم این نیروها که از نظر سیاسی با من تفاوت دارند قرار نیست چوب لای چرخ وزارتخانه بگذارند و دردسر درست کنند چرا باید آنها را تسویه می کردم؟

 

*نامه چهار وزیر درباره بحران رکود را خواندم و این سوال برایم به وجود آمد که این وزرا، وزیر شده اند که برای مشکلات اقتصادی راه‌حلی پیدا کنند و جلوی رکود و تورم را بگیرند نه اینکه در مقام وزیر هشدار بدهند. ما همیشه از این نامه‌ها به آقای روحانی می‌دهیم. یک نامه درون دولتی بود. اما واقعا قرار نبود رسانه‌ای شود که متاسفانه شد.
بازدید از صفحه اول ارسال به دوستان نسخه چاپی
عضویت در خبرنامه
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین
پرطرفدار ترین عناوین
x