کد خبر: ۳۷۳۵۵
تاریخ انتشار : ۲۵ دی ۱۳۸۴ - ۱۱:۵۴
آفتاب‌‌نیوز :  نگاهی به پرونده هسته ای ایران در سال های اخیر و مذاکراتی که مقامات ایرانی با دیپلمات های غربی انجام داده اند گویای این حقیقت است که دیپلمات های ایرانی در این سالها با اژدهائی سه سر (که بدنه آن آمریکائی و سرهایش آلمان, انگلیس و فرانسه بوده اند) مذاکره می کرده است.

در روزهای اخیر با وجودی که هنوز فرصت های زیادی برای مصالحه و به نتیجه رساندن جنجال هسته ای که غرب علیه ایران به راه انداخته, از طریق راههای دیپلماتیک باقی مانده بود این اژدها شروع به نشان دادن دندانهای خود کرده و این واکنش باعث شده که هر یک از طرفین ابزار فشار و تهدید خود را به طرف مقابل نشان بدهند.

 این اژدها که با نشان دادن شعله های آتشین خود که همان ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل می باشد قصد دارد ایران را از تصمیم خود برای از سرگیری فعالیت های هسته ای منصرف کرده و ایران را بر سر یک دو راهی قرار دهد که هیچ کدام از راههای آن تضمین کننده منافع ایران نمی باشد. 

آنچه مسلم است این است که این اژدها تا کنون بسیار زیرکانه عمل کرده, چرا که با گفتن عبارت "هنوز راه برای مذاکره باز است" می خواهد این تلقی را بوجود آورد که اروپائی ها می خواهند برای ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت مشروعیت بین المللی دست و پا کرده و از طرف دیگر به جامعه بین المللی اینطور وانمود کنند که برای جلوگیری از خصمانه شدن روابط با ایران همه درها را باز گذاشته اند اما مقامات ایرانی همکاری لازم را انجام نمی دهند و این تصور را بوجود بیاورند که دنیا به ایران بعنوان یک تهدید بنگرد.

 اما جدا از اینکه سیاست های اژدها در این خصوص تا چه حد موفقیت آمیز بوده آنچه که مهم است این است که پیام اژدها را مثبت تلقی نکرده چرا که پیام هایش تنها ظاهری مثبت دارند.

پس از بیانیه تهران و توافقنامه پاریس کاملا روشن بود که اروپائی ها تحت هیچ شرایطی با غنی سازی اورانیوم در خاک ایران موافقت نخواهند کرد و نهایتا معلوم شد که این اژدهای سه سر از قوانین ماکیاولیستی برای مذاکره با ایران استفاده کرده و در دو سالی که ایران برنامه های هسته ای خود را بخاطر اعتماد سازی متوقف کرده فقط قصد وقت کشی داشته تا ایران از پیشرفت های علمی در این زمینه باز مانده و تنها به گونه ای با مقامات ایرانی مذاکره کرده اند که ایران از مذاکرات ناامید نشود.

 اما جدا از اینکه اشتباهات طرف های ایرانی مذاکره کننده در تیم قبلی و تیم فعلی مذاکره کننده چه بوده و آنها تا چد حد دچار ضعف و کاستی بوده اند و اینکه چرا همیشه سعی کرده اند نیمه پر لیوان را ببینند باید به این موضوع اشاره کرد که بعید به نظر می رسد مقامات ایرانی دیگر هیچ توقفی در ادامه از سرگیری فعالیت های هسته ای خود را بپذیرند. 

نکته دیگری که باید به آن اشاره گردد تنها حق انتخابی است که در مقابل ایران قرار دارد ( پیشنهاد برای غنی سازی اورانیوم در خاک روسیه) و جالب این است که خود غرب نیز دل خوشی از پیشنهاد روسیه ندارد چرا که پذیرش طرح پیشنهادی روسیه باعث می شود که این کشور صاحب وجهه بین المللی خاصی در عرصه جهانی گردد. 

اما مسئله ای که این روزها واکنش های خاصی را در بین صاحبنظران سیاسی سبب شده این است که موضع همیشگی ایران غنی سازی اورانیوم در خاک ایران بوده و پذیرفتن پیشنهاد روسیه نمی تواند تضمین کننده منافع سیاسی و اقتصادی ایران باشد و تمام تلاش های ایران را برای غنی سازی در خاک ایران بی سرانجام باقی می گذارد.

تعدادی از محققان بر این باورند که بلائی که روسیه با قطع ارسال گاز در ابتدای ماه جاری میلادی و در آغاز شب های سرد زمستان بر سر مردم و دولت اوکراین آورد باید زنگ خطری برای مقامات ایرانی مبنی بر عدم پذیرش طرح پیشنهادی روسیه برای غنی سازی در خاک این کشور باشد چرا که تکیه به روسیه مانند وارد شدن به رودخانه ای است که کسی دقیقا نمی داند عمق آن چقدر است. 

قطع ارسال گاز روسیه به اوکراین در چند هفته گذشته چنان بازتاب گسترده ای در محافل سیاسی و اقتصادی کشورهای اروپایی داشت که باعث شد دور جدیدی از گفتگوهای هسته ای برای برنامه ریزی و ساخت نسل جدیدی از نیروگاههای هسته ای قوت بگیرد تا وابستگی آنها به گاز روسیه در آینده کم گشته و اجازه ندهند روسیه از این اهرم فشار مجددا علیه کشور یا کشورهای دیگری استفاده نماید.

 مروری بر مواضع اخیر روسیه در خصوص برنامه های هسته ای ایران نشان می دهد که این روزها صدای حمایت از ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل علنا از کاخ کرملین به گوش می رسد و حتی مقامات سیاسی روسی در مصاحبه های خود علنا به این موضوع اشاره کرده اند.

 روزنامه های روسی در مطالب اخیر خود از زبان سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه به این موضوع اشاره کرده اند که مسکو دیگر از مواضع هسته ای ایران حمایت نکرده و در این خصوص صبر و شکیبایی خود را از دست داده است. اظهارات یک مقام بلند پایه روسی در خصوص حمایت از ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سبب شده که نگرانی های موجود در خصوص برخورد دوگانه روسها با ایران و شفاف نبودن مواضع آنها پیش از پیش سبب دامن زدن به نگرانی های موجود در خصوص اقدام روسیه علیه ایران گردد.

در حال حاضر پرسشی که مطرح شده این است که چرا نگرانی های غرب در هفته های جاری نسبت به فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران تشدید شده در حالیکه ایران برای نشان دادن حسن نیت و اثبات صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای خود به مدت دو سال تمامی فعالیت های هسته ای خود را متوقف کرد و در راستای همکاری های داوطلبانه با آژانس بین المللی انرژی اتمی حتی اجازه بازید از برخی مراکز نظامی را نیز به بازرسان آژانس انرژی اتمی داد؟

 دستیابی ایران به موشکهای برد بالا (بالستیک) و پیشرفت های چشمگیر برنامه های موشکی ایران همواره یکی از بزرگترین نگرانی های غرب مخصوصا آمریکا و اسرائیل بوده است. سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه نیز در این رابطه گفته است : از آنجائی که ایران در برنامه های موشکی بسیار پیشرفت کرده اظهارات مداوم رئیس جمهور ایران در رابطه با اسرائیل روغن بر آتش ریختن است و این اظهارات نهایتا منجر به بوجود آمدن استدلالات سیاسی غلطی در ذهن دشمنان ایران می گردد که معتقدند پرونده ایران تنها از طریق شورای امنیت قابل بررسی می باشد.

در حال حاضر آمریکا با همراهی سه کشور اروپایی در حال تلاش برای پیدا کردن متحدانی برای حمایت از ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت می باشد و تا کنون موفق شده متحدانی از تعدادی از کشورهای اروپایی, کانادا, ژاپن و تعدادی از کشورهای عرب منطقه خلیج فارس بیابید.

 هر چند که بعید به نظر می رسد که آمریکا بتواند یک اجماع قدرتمند برای مخالفت با فعالیت های هسته ای ایران را رهبری نماید چون بسیاری از کشورهای یاد شده روابط تنگاتنگ اقتصادی و سیاسی با ایران داشته و بعید به نظر می رسد که چشم از منافع خود برداشته و به مخالفت جدی با ایران برخیزند. 

برای مثال کشوری مثل ژاپن یکی از کشورهای وابسته به نفت ایران است و در سالهای اخیر سرمایه گذاریهای کلانی را در توسعه حوزه نفتی آزادگان ایران ( که بزرگترین کاوش نفتی در طول 30 سال اخیر در ایران می باشد) و همچنین بخش پتروشیمی انجام داده و آنرا به منزله تضمین نفت وارداتی خود در بلند مدت می داند و بعید به نظر می رسد که به راحتی از سرمایه گذاری خود در ایران برای موافقت با تحریم احتمالی ایران چشم پوشی کند.

نکته ای که نباید فراموش کنیم این است که نباید فکر کنیم بعلت داشتن نفت و دارا بودن ذخایر عظیم گاز می توانیم به راحتی در مقابل غرب مقاومت کرده و ادامه مذاکرات را مانند سابق بصورت جدی دنبال نکنیم. آنچه که مهم است این است که جایگاه قدرتمندی را برای مقابله با تهمت های غرب یافته و مراقب برنامه ریزیهای اژدها برای تحریک سایر کشورها بر علیه منافع ایران باشیم. 

معمولا یک از شیوه های آمریکا برای کسب حمایت سایر کشورها دادن وعده های اقتصادی و نظامی می باشد که برای جلب حمایت سایر کشورها علیه مخالفان خود از آن استفاده می کند و شواهد تاریخی نیز نشان می دهد که وعده های اژدها در اکثر موارد کارساز بوده و توانسته است اهداف مورد نظر او را تامین کنند.

آنچه که در حالت فعلی بیش از هر زمان دیگری مشهود است نیاز به تغییری گسترده در نحوه مذاکره با اژدها و تلاش برای جلب حمایت کشورهای قدرتمند می باشد. لذا واجب بوده که مقامات مسئول با تدابیر و سیاست های جدیدی وارد مذاکره با مقامات روسی و دیپلمات های غربی گردند ومراقب برنامه های دشمن برای غافلگیری سیاسی, اقتصادی و نظامی ایران باشند تا بتوانند واکنش مناسبی از خود نشان داده و حقوق و منافع ملت ایران را از هرگونه تهدید اقتصادی و نظامی دور کنند.

 لذا برای دوری از هرگونه غافلگیری بایستی تمامی برنامه های ایران برای ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت و تحریم های احتمالی مشخص شود. آنچه که بسیار اهمیت دارد این است که تنها تکیه بر قطع صادرات نفت نمی تواند سلاح مناسبی برای مقابله با غرب در دراز مدت باشد چرا که مسلما اژدها از ابتکار عمل های احتمالی ایران آگاه بوده و سعی می کند با طولانی کردن مذاکرات سعی در برطرف کردن نقاط ضعف خود برای مقابله با اسلحه نفت ایران باشد.

نهایتا نتیجه ای که می توان از تمامی مطالب بیان شده برداشت کرد این است که غرب در حال حاضر در یک تناقض آشکار گرفتار شده چرا که از یک طرف موضوع ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت را بسیار جدی نشان می دهد ( نشان دادن دندان اژدها) و از سوی دیگر بخوبی می داند که تحمل عواقب اقداماتی چون تحریم ایران به راحتی برای آنها امکان پذیر نبوده و در عین حال که دم از ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت می زنند بی درنگ یادآوری می کنند که هنوز کسی به تحریم نمی اندیشد.

 از طرف دیگر بروز هرگونه حمله و بمباران احتمالی مراکز هسته ای ایران توسط آمریکا و اسرائیل بعید به نظر می رسد چرا که آنها از عواقب واکنش تلافی جویانه ایران آگاهی داشته و می دانند که چنین اقدامی موجب گسترش بی ثباتی سیاسی و اقتصادی و به یک بحران منطقه ای می انجامد که غرب اصلا توانایی کنترل آنرا ندارد. 

اما از آنجائی که مسئله تحریم و حمله نظامی منتفی به نظر می آید احتمال پیشنهاد آمریکا به ایران برای از سرگیری مذاکره در خصوص برنامه های هسته ای ایران اصلا بعید به نظر نمی آید چرا که تعدادی از سیاستمداران آمریکائی علنا به این موضوع اشاره کرده اند ولی با این حال باید منتظر ماند و دید که تا یک ماه آینده که آمریکا ریاست دوره ای شورای امنیت سازمان ملل را در دست می گیرد چه اتفاقاتی می افتد.

بازدید از صفحه اول ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره
عضویت در خبرنامه
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین
پرطرفدار ترین عناوین