بهترین فیروزه جهان، دینامیت، سرطان و پول!+تصاویر
«مردم این روستا پول درمیآورند» این را بیشتر مردم نیشابور در مورد ساکنان روستای معدن فیروزه میگویند. اعضای یک تعاونی که معدن فیروزه نیشابور را 25 ساله، 100 میلیون تومان از دولت اجاره کردهاند و استخراجش را خودشان به عهده گرفتهاند.
به گزارش آفتاب نیوز، جاده روستای معدن فیروزه به سمت نیشابور صاف و بدون دستانداز است، میگویند جاده خوب، از صدقه سر معدن است، خیلی از تاجرهای فیروزه ماهانه به این روستا رفت و آمد میکنند تا سنگ تراش خورده مورد نیازشان را از اینجا بخرند، مشتریهای این فیروزه از نیشابور و مشهد و اصفهان و تهران گرفته تا خریدارانی که برای علاقهمندهای خارجی سنگ میخرند، بیشترشان در روستا طرف حسابهای شناخته شده خودشان را دارند، هر سال چند بار، مزایده سنگ هم برگزار میشود و خیلیها برای خرید سنگ خام تراش نخورده فیروزه به روستا میآیند، با این حال هنوز بخش عمدهای از سنگ تراش خورده فیروزه حاصل کار دست مردم همین روستاست که در مزایدهها برنده میشوند و سهم خودشان از سنگ را فرآوری میکنند و میفروشند.
مردم روستا بیکار نیستند، میگویند « خدا روزی هر کسی را جایی گذاشته که آدم باید برود دنبالش، روزی ما هم در سنگ است، مال یکی در زمین است، مال یکی توی کتاب است، خلاصه مال هر کسی یک جایی است.»
معدن فیروزه نیشابور که گفته میشود برداشت از آن از حدود دو هزار سال قبل آغاز شده کمی بالاتر از روستا قرار دارد، میگویند تا قبل از این که مردم روستا خودشان تعاونی تشکیل دهند و معدن را از دولت اجاره کنند، مدیران دولتی معدن، کار را به جایی رسانده بودند که معدن نه تنها سودآور نبود، بلکه زیان هم میداد، حالا اما 342 خانوار از قبل استخراج سنگ از دل این زمین نان میخورند.
تخمین زده میشود که معدن فیروزه نیشابور 9 هزار تن ذخیره سنگ داشته باشد که سالانه 19 تن آن را میشود بیرون کشید، از هر تن سنگ خام معدنی، بین 8 تا 10 کیلوگرم فیروزه استخراج میشود که بسته به کیفیت و رنگی که دارد قیمت آن متفاوت است.
اینجا در نزدیکی نیشابور، بهترین سنگ فیروزه در تمام جهان را میشود از این کوه بیرون کشید، «فیروزه عجمی» که رنگ مرغوبترین تکه سنگهایش آبی فیروزهای تند است و هرچه یک دستتر باشد قیمتش بیشتر میشود، اما سنگی که از معدن استخراج میشود بسته به این که از چه رگهای از دل کوه بیرون بیاید رنگش بین آبی تیره تا آبی آسمانی و سبز متفاوت است و قیمتش هم فرق میکند.
در سالهای خیلی دور، فیروزه را از دهانه کوه استخراج میکردند، اما حالا که سالهاست استخراج سنگ ادامه دارد، غارهای اکتشافی برای بیرون کشیدن سنگ تا 80 متر در دل کوه فرو رفتهاند. فیروزه مرغوب را باید از جایی بیرون کشید که سنگ و آب با هم آمیختهاند، سالها قبل این رگههای سنگ را با پتک میشکستند، حالا دینامیت جای پتک را گرفته است، وقتی براساس حدس تخمین میزنند که کجای بدنه غار میتواند به رگه فیروزه برسد، با مته سنگ را سوراخ میکنند و دینامیت را در آن کار میگذارند. آن وقت روی دینامیت را میپوشانند و فتیله را تا بیرون غار میکشند و آتش میزنند. حاصلش میشود تلی از سنگهای شکسته و بخارات آلوده دینامیت در هوا، کار تیم اول اینجا شروع میشود، آنها قطعههای سنگ را بار واگنهایی میکنند که روی ریل از معدن بیرون میرود، آنجا سنگهای فیروزه را در مخزنهای معدن انبار میکنند برای حراجهای سر برج، باقی سنگ را هم بار میکنند میبرند در خانههای روستا، برای « سنگ چینی»؛ شغل زنها و بچهها و البته مردان بازنشسته از کار معدن، که یکی یکی سنگها را نگاه میکنند، بعضیها را با چکش میشکنند و همین جوری روزی سی، چهل هزار تومان فیروزه از دل لاشه سنگهای معدن بیرون میکشند.
خود معدن، به تنهایی جاذب جمعیت است، 165 کارگر دارد. چند تاییشان مهندسهای ناظری هستند که از طرف وزارت صنعت و معدن برای کمک به برداشت سنگ در معدن کار میکنند، با این حال خود مردم میگویند « توی معدن، تجربه بیشتر از علم کمک میکند.» قدیمیترین کارگر معدن که حالا رییس هیات مدیره تعاونی روستا هم هست، 60، 70 سالی سابقه کار در معدن دارد، خیلی دوست ندارد با غریبهها حرف بزند و ترجیح میدهد در دالانهای معدن ردی از خودش نگذارد، اما همه، حتی مهندسهای زمینشناسی که به معدن رفت و آمد دارند، میگویند او بهتر از هر کسی میتواند بگوید که باید از چه راهی به رگه فیروزه رسید.
از وقتی کار به دست تعاونی روستایی افتاده خیلی از اهالی روستا که قبل از اینجا مهاجرت کرده بودند، به روستا برگشتهاند، یکیشان «آقا جلال» است که حالا مسوول انبار معدن است، « چند سالی در مشهد در کارخانه چیتوز کار میکردم، اما بعد که معدن راه افتاد برگشتم.» آقا جلال دو دختر دارد، یکی کلاس نهم، یکی کلاس دوم ابتدایی، میگوید از این که برگشته راضیست. « این جا بالاخره کار مال خودمان است، زنها هم هرجا رفاهشان بیشتر باشد همان جا را بهتر میخواهند، این است که میگوییم خدا را شکر.»
کار در معدن البته بیخطر نیست، تنفس مدام بخارهای ناشی از انفجار دینامیت و رطوبت هوای داخل غارها، سلامتی کارگرها را تهدید میکند، خودشان میگویند: « سرطانهای داخلی بین کارگرها شایع است، اما همه میدانند که کارگری معدن سختترین کار دنیاست، مدت بازنشستگیاش هم 20 سال است.»
با این حال همه در معدن راضی هستند که حداقل در چند سال گذشته حادثه خسارتبار آنچنانی در معدن اتفاق نیفتاده است، آقای صادقی یکی از سرکارگرهای معدن میگوید: « در این چند سالی که ما کار را به عهده گرفتهایم خون از دماغ کسی نیامده، ما اصول ایمنی را رعایت میکنیم و بچهها هم مراقب هستند.» درست کنار در خروجی معدن یک خانه بهداشت کار هست، برای حوادث غیرمترقبه، که میگویند تا به حال لازم نشده!
حالا که سالهاست برداشت از معدن ادامه دارد، نگرانی در مورد این که روزی سنگ فیروزه معدن تمام شود، و درآمدزایی از آن کاهش پیدا کند بالا گرفته است، برای همین است که هیات مدیره معدن برنامه ریزی کردهاند که گردشگری منطقه را توسعه دهند، روستای معدن آن طور که مسوول میراث فرهنگی منطقه میگوید در طرح توسعه بومگردی قرار دارد و برنامهریزی برای توسعه گردشگری آن انجام شده است، دهیاری تلاش میکند تا نمای سنتی خانهها را احیاء کند و منطقه نمونه گردشگری بسازد، هیات مدیره معدن هم همراه است تا هتل و باقی چیزهایی که لازم است ، اینجا ساخته شود، هنوز اما در روستا مردم رفت و آمد گردشگرها و تاثیر آن را احساس نکردهاند.
با این که مردم روستا و کارگرها از وضعیت راضی هستند اما انتقادهای زیادی هم نسبت به نوع واگذاری معدن به تعاونی روستایی و کار آنها وجود دارد. « ضیایی» زمینشناسی که قبلا از معدن بازدید کرده میگوید: « شیوه کار معدنچیها همان شیوه کار هزار سال پیش آنهاست، درست است که مردم از این وضعیت راضی هستند اما مردم به بلندمدت نگاه نمیکنند، جایی که فیروزه وجود داشته باشد، حتما مس هم هست، ترکیبهای معدنی ارزشمند دیگری هم هست که استخراج آنها میتواند منافع اقتصادی زیادی برای خود معدن داشته باشد، اما روستاییها از پس این کارها برنمیآیند چون نیازمند سرمایهگذاری زیاد، نیروی حرفهای، و ابزار و ماشین است.»
مدیرعامل معدن که خودش از اهالی روستا است و تحصیلات سیکل دارد میگوید: « جوانهای روستا به محض این که بتوانند یا وارد کار معدن میشوند یا مشغول تراش سنگ، بنابراین کسی این جا به دنبال تحصیلات تخصصی که به درد معدن بخورد نمیرود، ما اینجا بیشتر کارها را بر اساس تجربه انجام میدهیم و از شرایط هم راضی هستیم.»
به گزارش ایسنا، به برگزاری مزایدههای سنگ معدن هم انتقادهایی هست، بعضیها میگویند اهالی عمدا قیمتهای بالا میدهند تا تمام سنگ فیروزه را در روستا نگه دارند، کسی البته در این مورد سندی ندارد؛ برای اهالی روستا فعلا این مهم است که کار و کاسبیشان خوب است، محصول انگورشان به راه است، سنگ معدنی دارند و شغل و بیمه و سرگرمی و درآمد برای ایام بازنشستگی.