کد خبر: ۴۰۵۵۲
تاریخ انتشار : ۱۹ بهمن ۱۳۸۴ - ۰۰:۴۰
تعداد نظرات: ۳ نظر
ژاژخايي هاي سايت سردار (2)
آفتاب‌‌نیوز : چنين به نظر مي رسد كه بازتاب نه تنها در درك تحولات روز، ناشيانه بر مي خورد و تهديدها را بلوف يا حتي فرصت مي خواند، بلكه حتي واقعيات تاريخي روزگار خودمان را هم اره مي نمايد! بازتاب در مورد شرايط منطقه در 30 ماه پيش و احتمال حمله آمريكا به ايران در آن زمان، مي گويد: آمريكا در آن موقع، سخت گرفتار تثبيت وضعيت خود در عراق بود و ابداً انديشه حمله به كشور ديگر را در سر نداشت؛ بنابراين تهديدي متوجه ايران نبوده و لذا توجه به اين عامل، در محاسبات ديپلماسي هسته اي ايران، كاري از روي خطا بوده است.

با مراجعه به گزارشها و تحليلهاي خبري و سوابق موجود از نخستين ماههاي پس از حمله ي آمريكا به عراق به روشني در مي يابيم كه آمريكا مخصوصاً در سال اول حضور در عراق، پتانسيل تهاجمي خود را نه تنها حفظ كرده، بلكه افزايش داده بود. از بعد رواني - مخصوصاً - اين پديده آشكار بود و بنابراين سرمستي آمريكا از پيروزي بسيار سريع در عراق، نه تنها محافل غربي و اعراب منطقه، بلكه حتي برخي از محافل داخلي را نيز شگفت زده كرد.

يادمان هست كه برخي محافل - كه بازتاب با آنها رابطه نزديك هم دارد - چگونه از مقاومت 30-20 ساله صدام در برابر غرب سخن مي گفتند. پيروزي سريع آمريكا به رغم اين پيشگوييها، رهبران نادان آمريكا را سخت وحشي كرده بود و حالتي شبيه «تيغ به کف گرفتن زنگي مست» را به جناح «بازها» در رهبري آمريكا داده بود. 

بازتاب اگر فراموش كرده، مي تواند با مراجعه به گذشته دريابد كه در همان سال اول، رامسفلد دنبال تغيير مرجعيت آيت الله سيستاني بود و رسماً هم اعلام كرد كه شيعيان عراق بايد هر چه زودتر يك مرجع غير ايراني براي خود پيدا كنند!اين رئيس جناح بازها در رهبري آمريكا، ميليتاريسم را آن كيميايي مي دانست كه مي تواند حتي مرجعيت شيعه را هم جابجا كند!

بازتاب، تمام اين واقعيتها را اره مي كند. او شرايط فرو رفتن امروزين آمريكا در باتلاق عراق را با شرايط روزهاي اول كه نه تنها فرو رفتني در كار نبود، بلكه سرمستي يك اسكي باز را روي آب، تداعي مي كرد، يكي مي گيرد. درست است كه آمريكا آن روزهاي خوش را پشت سر گذاشته، اما ناداني است اگر ظرفيت رواني، ديپلماتيك و نظامي آمريكا را براي تهاجمهاي بعدي در آن مقطع، ناديده بگيريم. اساساً رويكرد پرهيز از بهانه دادن به دست آمريكا كه در آن زمان مورد تصويب سران نظام بود، به خاطر شرايط توحش آميز و مهار گسيخته آمريكا بود كه حتي منافع واقعي خود را نيز درك نمي كرد.

آيا نمي توان گفت كه سلطه تفكر اوراتوسي بر بازتاب، نه تنها درك اكنون و آينده را پر اشكال ساخته، بلكه دامنه ي كژ انديشي را به تحريف واقعيتها نيز كشانده است؟ 

ژاژخايي هاي سايت سردار (1)
 ژاژخايي هاي سايت سردار (3)

وقتی آب سر بالا می رود!

بازدید از صفحه اول ارسال به دوستان نسخه چاپی
عضویت در خبرنامه
انتشار یافته: ۳
ناشناس
|
-
|
۱۴:۳۸ - ۱۳۸۴/۱۱/۱۸
0
0
به نظراينجانب بازتاب آنقدرها هم قابل اهميت نيست كه حتي درخورپاسخ گفتن باشد.اظهارنظرهاي ناپخته ونسنجيده نومحافظه كاران بازتابي انسان را به ياد شور جوانان انقلابي مي اندازد كه فارغ از هر گونه تجربه درابتداي انقلاب هدايت كشوررابه عهده گرفتند. اما فرقشان با اينها اين بود كه آنان پاك باخته وبي غل وغش بودند آيا موقع آن نرسيده كه از اندوخته گرانبهاي 28 ساله بهره ببريم يا بايد هنوز هم هواي اول انقلاب رادرسربپرورانيم وبه آن افتخارهم كنيم .نه انقلابي بودن درحال حاضر حفظ نظام است نه به خطرانداختن آن .درحاليكه آنزمان مجبور به پيمودن اين راه بوديم.والعاقبة للمتقين
ناشناس
|
-
|
۱۲:۴۰ - ۱۳۸۴/۱۱/۲۱
0
0
بازتابي ها انگار تو خوابن.مثله همون موقع كه ميخواست
به عراق حمله كنه دكتر عباسي مي گفت امريكا حمله نمكنه كه كرد اونم يه ماهه گرفتش.اين جور تفكر ها تو دنياي خيالي خودشون سير ميكنن
ناشناس
|
-
|
۱۷:۲۱ - ۱۳۸۴/۱۱/۲۳
0
0
تصور مي كنم اگر پيش گويي هاي آقاي رضايي در مورد جنگ آمريكا و صدام را بياد بياوريم كه وضعيت مضحكي پيدا كرده بود ديگر نياز به جواب دادن به انسانهايي با اين وسعت دانش!!!! نخواهيم داشت
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین
پرطرفدار ترین عناوین