به گزارش آفتاب نیوز، 
كساني كه در انتخابات شوراها و متعاقب آن انتخابات مجلس هفتم آراي خود را در سبد اصلاح طلبان نريختند، عدم شركت در انتخابات را فراتر از عمل خاتمي تعريف كرده و البته هنوز هم بر اين سكوت سياسي خويش پاي مي فشارند.
همراهان ديروزي خاتمي اگرچه به حكم انحراف و سكون جنبش اصلاحات، خانه نشيني و انتقاد از رهبران اين حركت را ناخواسته و از سر اجبار پيشه خود ساختند تا بر فراموشي مطالبات اجتماعي- سياسي خود تأكيدي مجدد كرده باشند اما تكانه اي كافي است تا نوستالژي گذشته را در اذهان آنها زنده كند.
اين چنين است كه وقتي «محمود احمدي نژاد» شهردار تهران انتقاد رئيس جمهور را برنمي تابد و پاسخي نه در خور شأن و مقام خاتمي رئيس جمهور عرضه مي كند، همان جمعيت خانه نشين به حكم احترامي كه شايسته خاتمي است به صحنه مي آيند تا با دفاع از شخصيت خاتمي بار ديگر از آراي خود در دوم خرداد 76 و رأي منفي خود در شوراهاي مردم دفاع كنند. چرا كه تنها يادآوري آراي بيست ميليوني خاتمي كافي است تا مخالفان شناسنامه دار مطالبات اصلاح طلبانه مردم خود را در حاشيه بازي سياسي- اجتماعي ايران بيابند و رأي پايين شورانشينان تهران بسنده مي كند تا از آنها اجازه انتقاد گزنده نسبت به خاتمي گرفته شود. اما اگر رئيس جمهور خاتمي هشت سال در مركز گزنده ترين سخنان مخالفان خود قرار گرفت و از سكوت به عنوان بهترين سلاح اين مبارزه غيراخلاقي بهره جست، احمدي نژاد نشان داد كه حتي يك شبانه روز براي تحمل و تأمل در انتقاد بالاترين مدير اجرايي كشور از عملكرد يك شهردار فرصت زيادي است. اين در حالي است كه اگر مردم تهران براي سه سال زندگي در شهري را تجربه مي كنند كه مديريت و خدمات شهري آن هيچ تناسبي با نيازها و مطالبات اجتماعي- مدني آنان ندارد تنها به حكم اعتراض و در احترام به عدم شركت خود در انتخابات شورا است كه سكوت را همراهي براي تحمل و صبر خود تعريف كرده اند و علاوه بر اين مگرنه اين كه شهرداري كه تاب شنيدن انتقاد مقام اجرايي بالاتر از خود را ندارد، در مقابل انتقاد شهروندان چه بسا كه برخوردي تندتر و غيرقابل پيش بيني تر را به نمايش بگذارد.
محمود احمدي نژاد در حالي از كاخ سعدآباد به عنوان كنايه اي براي بيان فاصله ميان مردم و خاتمي نام مي برد و حضور رئيس جمهور در سعدآباد را باعث «ديرتر ديدن واقعيت هاي زندگي مردم» مي خواند كه خود اين روزها با پشتوانه كمتر از پنج درصد از آراي مردم تهران مبارزه اي سياسي را براي كسب صندلي رياست جمهوري مستقر در كاخ سعدآباد آغاز كرده است.
به اين ترتيب اگرچه بدنه جنبش اصلاح طلبي ايران در اعتراض به عدم پيشبرد مطالبات خود مدتي است از حضور در زمين بازي سياست سر باز زده و از حاشيه زمين تماشاگر اين بازي شده اند، اما همچنان اعتماد پيشين خود به خاتمي را ارج مي نهند و اگرچه ديگر خاتمي را قادر به پيگيري مطالبات خود نمي دانند اما بر اين باورند كه خاتمي حداقل زماني نماد «وحدت» و «همبستگي» مردمي بوده است كه هم اكنون در پس سكوت سياسي شان، همچنان پيشبرد آرمان هاي آزادي خواهانه اميد بسته اند.