چین، چالشی بالقوه برای منافع ملی آمریکا
به گزارش آفتاب نیوز، 
در عین حال با وجود رشد رو به گسترش چین نگرانی از وضعیت هژمونی آمریکا در نظام بین الملل همواره در سیاست های این قدرت آسیایی در مقابل آمریکا نمایان بوده است. چین خوب واقف است که برای تبدیل شدن به یک قدرت اقتصادی طی چند دهه آینده و بعد از آن تبدیل شدن به یک قدرت بزرگ سیاسی در عرصه نظام بین الملل نیازمند تنش زدایی در روابط خود با آمریکا به عنوان تنها ابر قدرت سیاست بین المللی است.
از نظر چینی ها روابط دو جانبه چین و آمریکا یکی از مهم ترین روابط دو جانبه در جهان است و با انواع مسائل جهانی و روابط بین الملل ارتباط دارد. چینی ها در ارزیابی های استراتژیک خود به آمریکا به عنوان عاملی بسیار مؤثر و قوی می نگرند و چگونگی ارتباط با آن ابرقدرت در جهت مصالح امنیتی و دفاعی خود را در رأس توجه قرار داده اند. محققان چینی، استراتژی آمریکا در دوران پس از جنگ سرد را ادامه استراتژی گذشته آمریکا می دانند که هدف آن برتری بی رقیب بر جهان و جلوگیری از ظهور یک رقیب دیگر است. آمریکا خود را واجد صلاحیت قانونگذاری و کلانتری جهان می داند و یکی از راه های رسیدن به این امر آن است که از پدید آمدن قدرت هایی که بتوانند در صحنه بین الملل در برابر این کشور تبدیل به وزنه ای مهم شوند جلوگیری کند. اما به نظر می رسد که اینک پس از یک دوره آرامش نسبی در روابط دو کشور، موضوعات اقتصادی و امنیتی به تنش میان دو کشور افزوده است.
در همین راستا رؤسای جمهور چین و آمریکا هفته آینده با هم مذاکره خواهند داشت، به نظر می رسد تجارت و تراکم نظامی آمریکا از موضوعات مورد بحث طرفین باشد. البته برخی از کارشناسان چندان به نتایج این دیدار امیدوار نیستند و بسیاری نیز در مورد افزایش فشارهای سیاسی داخلی در آمریکا در مورد گسترش تهدید تبدیل چین به رقیب آینده ایالات متحده هشدار داده اند.
دنیل بلومنتال از اعضای سابق پنتاگون روابط چین و آمریکا را در مرحله بسیار پیچیده ای توصیف می کند و معتقد است مشکلات بسیاری که در چند سال گذشته کنار گذاشته شده بودند دوباره ظهور پیدا کرده اند.
مسائل اقتصادی و تجارت و موضوعات امنیتی از موارد مورد بحث طرفین خواهد بود. دولت بوش با گسترش نیروی نظامی چین مخالف است. در واقع در استراتژی امنیت ملی که آمریکا در دوران جورج بوش دنبال می کند، چین چالشی بالقوه برای منافع آمریکا معرفی شده است.
به علاوه بلندپروازی های هسته ای کره شمالی، ایران و روابط چین در زمینه انرژی با کشورهایی مثل ونزوئلا، سودان و برمه را نیز می توان از منابع تنش آفرین میان آمریکا و چین دانست.
در مورد ایران، چین تا کنون با مخالفت با اعمال تحریم یا هرگونه اقدام تنبیهی علیه ایران، باعث شده آمریکا در تلاش برای تحت فشار قرار دادن ایران ناکام بماند. آمریکا که همواره ایران را متهم به انحراف در برنامه های هسته ای اش کرده است، قصد دارد با اقدامات شدید از جمله تحریم ایران توسط شورای امنیت تهران را مجبور به توقف برنامه هسته ای اش کند.
به نظر می رسد با اعلام انجام موفقیت آمیز غنی سازی اورانیوم در ایران، این مسأله از موضوعات مهم مورد بحث در نشست سران آمریکا و چین باشد. در این خصوص ریچارد بوش کارشناس مسائل چین از مؤسسه بروک در مصاحبه ای با خبرگزاری رویترز گفته است:«این نشست فرصت مناسبی برای متقاعد کردن چین به این مسأله که باید با کنار گذاشتن روند فعلی (در مسأله هسته ای ایران) به آمریکا و اروپا بپیوندد و ترغیب ایران به توقف برنامه هسته ای اش را دنبال کند.
چین که روابط اقتصادی خوبی به ویژه در بخش انرژی با ایران دارد و بخش عمده نفت مصرفی خود را از این کشور تامین می کند با سرمایه گذاری در بخش های نفت و گاز ایران، با اعمال هرگونه تحریم اقتصادی و تجاری که می تواند منافع چین را به خطر اندازد مخالفت کرده است. چین به همراه روسیه تا کنون توانسته اند از شکل گیری اجماعی بین المللی در مورد نحوه برخورد با مسأله هسته ای ایران جلوگیری کنند.
در مورد تأثیری که نشست رؤسای جمهور آمریکا و چین می تواند بر سیاست های مختلف چین در موضوعات مختلف بگذارد برخی از کارشناسان و مقامات آمریکایی با اعتقاد به با ثبات بودن وضعیت در مورد اینکه این نشست بتواند تغییری محسوس در اوضاع ایجاد کند ابراز تردید کرده اند.