
شما به عنوان دبیرکل یکی از تشکلهای اصلاح طلب ضعف اصلاح طلبان را در چه عواملی می دانید و تنگناهای پیش روی آنها را چگونه ارزیابی می کنید؟
اصلاحات یک پروسه است، نه یک پروژه . عملیاتی شدن پروسه ،زمان طولانی تری را طلب می کند و این مساله از بسیاری از عوامل در ساخت قدرت و فرهنگ عمومی و نظام اجتماعی تاثیر می پذیرد و کم حوصلگی و ناامید شدن زود هنگام برخی از اصلاح طلبان و کاستی ها را به گردن یکدیگر انداختن همگی از جمله عواملی بودند که باعث شد که بزرگان قوم تحمل جوان ترها را نکردند و آنها نیز تحمل بزرگترها را نداشتند و طبیعتا شکل گیری این روند باعث ایجاد یک سری تنگناهای جدی و عملی در فعالیت اصلاح طلبان شد.
به طور مشخص دلیل شکست اصلاح طلبان در شوراها، مجلس و ریاست جمهوری را در چه عواملی می دانید؟ و آیا عدم شرکت مردم به دلیل اعتراضی بود که به اصلاح طلبان داشتند؟
به نظر من در شوراها و مجلس عدم اجماع اصلاح طلبان و به دلیل مجموعه شرایطی که در کشور اتفاق افتاد میل به مشارکت مردم در سرنوشت اجتماعی خود کمرنگ شد و مردم از باب نوعی اعتراض گمان می کردند که عدم دخالتشان در انتخابات موثرتر است .
به هر حال اصلاح طلبان قوای مجریه و مقننه را در اختیار داشتند.
اعتراض عمده مردم به اصلاح طلبان در این بود که چرا توان عمل به وعده هایش را ندارد . مردم از آقای خاتمی خواستار ایستادگی، مقاومت و پیش رفتن بودند . مردم از اصلاحات نبریدند بلکه اصلاح طلبان را قادر به برخورد با موانع توسعه و پیشرفت کشور نمی دیدند . در انتخاب دور دوم شوراهای شهر، این نگرانی عمومی با عدم اجماع اصلاح طلبان همراه شد.
پس به طور مشخص دلایل این شکست را چگونه ارزیابی می کنید؟
باید در این جا دو نکته اضافه کنم اول اینکه شیوه رای گیری در کشور ما ایرادهای اساسی دارد. در دنیا شرکت در انتخابات منوط به داشتن کارتهای شرکت در انتخابات است.از افرادی که تمایل به شرکت دارند قبل از انتخابات ثبت نام به عمل می آید ولی در انتخابات ایران این اتفاق نمی افتد و روز انتخابات شناسنامه های سرگردان خود را نشان می دهند و این نشان دهنده اشکال در سیستم انتخاباتی کشور ماست و نکته دوم اینکه بر اساس قانون اساسی نقش شورای نگهبان دخالت در انتخابات نیست بلکه وظیفه این نهاد صیانت از آرای مردم و به عنوان نهاد بازدارنده از دخالتهای احتمالی دولت در رای مردم است . اگر شما به بحث های خبرگان قانون اساسی توجه کنید این مساله را خواهید دید ولی امروز در رفتار شورای نگهبان خود جزیی از بازی انتخابات شده و وظیفه نظارت بر انتخابات را به وظیفه نظارت بر انتخابات شوندگان فرو کاسته است که این مساله هیچ مبنای حقوقی علمی ندارد،با این رفتار شورای نگهبان انتخابات در کشور ما دو مرحله ای شده است. یک مرحله شورای نگهبان، انتخاب می کند و مرحله دوم مردم باید از بین گزینه های تایید شده این نهاد، انتخاب کنند و طبیعی است که با این روند گروهی از نیروها امکان مشارکت پیدا نمی کنند.
در مورد انتخابات ریاست جمهوری ارزیابی خود را بفرمایید.
به نظر می رسد که انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری باید با دقت بیشتری مورد بازخوانی قرار گیرد و به چند مطلب به عنوان پیش فرض دقت شود.
اولا اینکه در میان اصلاح طلبان دو تفکر وجود داشت. یک گروه که میل به مشارکت در انتخابات داشتند و گروه دوم که عدم مشارکت را به عنوان راه حل پیشنهاد می کردند. از سوی دیگر تعدد کاندیداها در میان اصلاح طلبان از اشکالات روند کار آنها بود که هر گروهی با پرچم خود وارد صحنه شد.
علت این مسأله را در چه موضوعی می دانید؟
عدم توسعه یافتگی در سازمان های سیاسی ما و اینکه احزاب همچنان دوران کودکی خود را سپری می کنند باعث شده که آنها نتوانند نقش شایسته ای را در روندهای اجتماعی بازی کنند و از سوی دیگر نقش احزاب به طور رسمی از سوی مردم پذیرفته نشده است ولی در کشورهای توسعه یافته به دلیل ایفای نقش اصلی توسط نهادهای حزبی روند کار کاملا متفاوت است. در کشور ما این توسعه نیافتگی خودش را نشان می دهد.
برای پر کردن شکاف بین مردم و اصلاح طلبان چه باید کرد؟
بین اصلاح طلبان و مردم شکاف وجود ندارد ،شکاف موجود در جايي است كه کسانی مردم را از دسترسی به بخش هایی از جامعه محروم می کنند. ما امکان رسانه مکتوب نداریم . در فرآیند انتخابات حزبی این گونه نیست که فردی ناشناس بتواند به قدرت برسد و با تبلیغات اینگونه به جامعه الغا کنیم که نتیجه مطلوب همان است که به دست آمده است .
شما مشکل اصلاح طلبان را به طور مشخص در چه چیزی می دانید؟
ساختار قدرت در کشور ما مهم است . تمام مسائل ما چند وجهی است و نمی توان تک بعدی به آن نگاه کرد. پارادوکس های قانون اساسی جدی است .نوع تقسیم قدرت در قانون اساسی و پذیرش ذهنی ما از قانون گرایی مسأله بسیار مهمی است.
اگر آقای خاتمی به عنوان رئیس جمهور با قاطعیت بیشتری عمل می کرد خواست مردم بیشتر به سمت اصلاح طلبان گرایش پیدا می کرد. خاتمی در زمان انتخابات مجلس هفتم اعلام کرد که در مقابل مقاومت می کند ولی در عمل مقاومتی نکرد و یا زمانی که در سازمان ملل حضور پیدا کرد مردم از وی توقع داشتند که برای برداشتن دیوار بی اعتمادی ایران و آمریکا قدمی بردارد ولی وی علیرغم این خواست مردم از روبرو شدن با کلینتون و آلبرایت امتناع ورزید و در افکار عمومی این گونه القا شد که اصلاح طلبان توانی ندارند.
ولی در هر صورت برخی از این اشکالات به اصلاح طلبان بر می گردد و نه شخص خاتمی.
شخص خاتمی به دلیل واقعیت های موجود در کشور و فشارهای پیدا و پنهانی که وجود داشت اقداماتی را انجام نداد ولی جامعه بدون توجه به این نکته و با درک کلی از این موضوع انتظار داشت که کاری صورت گیرد. به هر حال این واقعیت ها وجود داشته همان طور که در انتخابات خبرگان و شوراها می بینید.
چه انتظاري از شوراي نگهبان داريد؟
در هر مقطعی متناسب با شرایط آن مقطع بحث خواهیم کرد ولی ما انتظار داریم که شورای نگهبان به وظایف مصرح خود در قانون اساسی برگردد.
فکر می کنید اصلاح طلبان امکان اتحاد مجدد ،حتی حول یک نفررا دارند ؟
من اتحاد حول یک نفر را به عنوان یک روش نمی پذیرم باید با حوصله و صبر حول هدف ها متحد شویم.
در گفته هایتان به محدودیت رسانه ای اصلاح طلبان اشاره داشتید در حال حاضر برای ارتباط با مردم چه راهی را پیشنهاد می کنید؟
فعلا راهی پیشنهاد نمی کنم اما در هميشه روی یک پاشنه نمی چرخد
تعویض گسترده مدیران در دولت را چگونه ارزیابی می کنید؟
این موضوع کاملا روشن است که هیچ کس نباید بدنه کارشناسی را مورد تلاطم شدید قرار دهد و نباید این نگاه وجود داشته باشد که بخش هایی از جامعه احساس کنند که حذف شدند . قوت گرفتن نگرش حذفی برای آینده کشور مناسب نیست
با چه هدفی این نگرش دنبال می شود؟
فکر می کنند یک دست کردن ساختار قدرت وابسته به این است که تمام نهادها در يك راستا قرار بگیرند . طبیعتا جریان تک صدایی به يك مسیر اشتباه خواهد رفت و نتیجه مناسب را نخواهد گرفت باید امکان طرح مباحث کارشناسی از هر دیدگاهی وجود داشته باشد و نوع تصمیمات صلواتی در عصر حاضر قابل قبول نیست.
وضعیت سیاست خارجی و پرونده هسته ای ایران در دنیا با 9 ماه پیش که سکان اداره کشور دست آقای خاتمی بود چه تفاوتی کرده است؟
در شرایط متفاوتی قرار داریم. آمریکا توانسته با برنامه ریزی دقت و حوصله کارهایش را پیش ببرد و انرژی هسته ای را بهانه ای برای عملکردش بر علیه ایران قرار داده است.
تیم هسته ای دولت خاتمی که مجموعه ای از نظام بود پرونده هسته ای را به خوبی جلو می برد . تعلیق در حد صنعتی را که در زمان خاتمی جامعه جهانی قبول نداشت و امروز هم قبول ندارد . ولی در سطح پژوهش با راهکارهایی که تیم هسته ای خاتمی پیش می برد پذیرفتند و قبول داشتند و بر روی تعداد سانتریفوژها بحث می کردند. در آن زمان در مذاکرات بر روی 700-600 سانتریفیوژ به توافقاتی رسیده بودند ولی امروز تیم هسته ای دولت جدید کار را به جایی رسانده که با 164 سانتریفیوژ وارد مرحله اصلی شدیم . طبق بیانیه شورای امنیت حق پژوهشی هم برای ما پذیرفته نشده .در سطح جهان هم کشورهایی که بحث مذاکره و یا بحث های تندتر را علیه ما مطرح می کنند همگی معتقد به تعلیق در حد پژوهشی با عنوان اعتماد سازی هستند و هیچ کدام معتقد به در اختیار داشتن پروژه تولید سوخت هسته ای توسط ایران نیستند همگی یک نقطه هدف طراحی کردند و می خواهند به آنجا برسند . کسانی با سخنرانی های بی ربط و رادیکال خود دنیا را بر علیه ما به این نقطه رساندند.