تحليل الشرق از وضعيت ايران
به گزارش آفتاب نیوز، 
عراق پس از گذر از فرایند آژانس، شورای امنیت و در نهایت فصل هفتم منشور ملل متحد مورد هجوم و اشغال آمریکا و انگلیس واقع شد. در این راستا کمیته بازرسی سلاح های کشتار جمعی (آنسکام) و پس از آن کمیته نظارت بر تسلیحات عراق (انموفیک) و کمیته تحت امر آژانس در امور عراق، نقش مهمی در آماده سازی فنی، بین المللی و حرفه ای مبتنی بر دروغ ایفا کردند.
پس از اشغال عراق، آمریکا و انگلیس به عدم وجود سلاح و حتی برنامه های تسلیحاتی کشتار جمعی در این کشور اذعان کردند. کما اینکه قبل از این رخداد عراقی ها بارها بر در اختیار نداشتن سلاح های کشتار جمعی تاکید کرده بودند اما ابهامات مبتنی بر کذب از سوی آژانس بین المللی انرژی اتمی و کمیته سازمان ملل متحد در خصوص تسلیحات عراق بر هجوم به این کشور دامن زد. صدالبته این مهم با راهنمایی های آمریکا و انگلیس بر سازمان هایی به اصطلاح بین المللی صورت گرفت.
در فوریه 2003 (یک ماه قبل از حمله عراق) مجله «نیوزویک» گزارشی منتشر کرد. نیوزویک در این مورد نوشته بود: در گزارشی محرمانه کمیته بازرسی از عراق درج گردیده که هیچ گونه سلاح کشتار جمعی از ابتدای دهه 90 در اختیار عراق نبوده است. در این زمان یک سخنگوی CIA در یک واکنش غیر معمول گزارش نیوزویک را تکذیب کرد.
نویسنده گزارش نیوزویک یک نسخه از گزارش سری گفته شده را در اختیار داشت .این گزارش سری، برپایه مصاحبه ای با حسین کامل داماد صدام و رییس سازمان صنایع نظامی عراق نوشته شده بود که توسط «رالف اکیوس» رییس کمیته بازرسی، پروفسور موریزیو زیویرو معاون آژانس بین المللی انرژی اتمی و رییس کمیته های بازرسی عراق و «نکیتا سمیدوویچ» دیپلماتی که همواره کمیته های مذکور در عراق در مورد موشک های عراقی تحقیق می کرد، انجام شده بود.
این مصاحبه پس از فرار حسین کامل در اردن انجام گرفته ودر آن اطلاعاتی دال بر انهدام کامل سلاح های پیشرفته کشتار جمعی موجود بود. اکنون رسانه های آمریکایی و غربی به راحتی از کتمان اطلاعات گفته شده سخن می گویند و کتمان اطلاعات را راهکاری برای گمراهی جامعه جهانی به منظور تحقق اهداف آمریکا و انگلیس می دانند.
در موضوع ایران همین روش نیز رویت می شود. بطوری که امروزه آمریکایی ها و انگلیس با تکیه برگزارش های آژانس بین المللی انرژی اتمی، شورای امنیت و فصل هفتم گام بر می دارند. آنان از این راهکارها در ابتدا به دنبال توقیف کامل غنی سازی اورانیوم هستند پس از آن اذعان و توجه کامل ایران به توصیه ها و دستورات آژانس را پی می گیرند به همین منوال و به شیوه عراق ایران را کنترل می کنند.
با این وجود بسیاری از تحلیلگران معتقدند که سیستم برخورد با عراق در مورد ایران به چند دلیل به وسیله آمریکایی ها تکرار نمی شود.
یکم – آمریکا و انگلیس در عراق دچار تنگناهای بسیار جدی هستند.
دوم – ریزش دیوار اعتماد بین لندن و واشنگتن
سوم – عدم همراهی این دو از سوی بسیاری از کشورها که آمریکا را در عراق یاری دادند.
چهارم – عدم همکاری آژانس های تحقیقاتی با دولتمردان به دلیل کشف گمراهی آنان در جریان عراق
با وضعیت گفته شده گمان می رود که سناریو محاصره ایران ارجحیت دارد. این سناریو با قطعنامه های بین المللی بر علیه ایران و تهدید قابل تحقق است. ممکن است که عملیات پراکنده خشونت آمیز در این استراتژی لحاظ شود. این عملیات با همکاری های مشترک عناصر ضد جمهوری اسلامی و نیروهای آمریکایی صورت می گیرد،کما اینکه در حال حاضر هم برخی از این نوع اقدامات را در نقاطی از ایران دیدیم.
اما سئوال مهم آن است که آیا ایران با این فشارها از برنامه هسته ای که خود آن را مسالمت آمیز می خواند صرفنظر خواهد کرد؟
تمام دلایل گواه بر آن است که ایران چنین کاری نخواهد کرد. چرا که در حال حاضر احساس قدرت و نیرومندی مضاعفی در خود می بیند. به صورتی که توانایی تهدید طرحهای استراتژیک آمریکا در منطقه را دارد.
علاوه بر آن گفته های رهبر جمهوری اسلامی را که حاکی از هدف قرار دادن منافع آمریکا در هر نقطه از جهان در صورت تعرض به ایران را نیز می توان لحاظ کرد.
همچنان که محمود احمدی نژاد ریاست جمهوری اسلامی نیز بر بی بازگشت بودن برنامه های هسته ای کشورش تاکید دارد.
در واقع آمریکا با تفاهم و ایجاد ارتباط با گروههای عراقی نظیر «مجلس اعلای اسلامی عراق» «حزب الدعوه» و «سپاه بدر» و آغاز همکاری های مشترک با آنان ،قبل از سقوط صدام ،خود را در تنگنا قرار داد. ایران نیز در این زمان فرصت طلایی یافت تا جای پای خود در عراق را به خوبی تثبیت کند. کما اینکه امروزه آمریکایی ها نمی توانند نقش ایران را نادیده بگیرند. و از سوی دیگر طبیعی است که ایران نیز از نقش خود در راستای منافع ملی استفاده نماید.